⭕️ تسلیم مطلق، مقاومت مطلق یا راه سوم؟✍🏻 جواد حیدری🔴 در این مدت در گروههای مختلف تلگرامی مباحث مرب…
انتشار: 2026/08/02 20:51 UTCدریافت: 2026/08/06 05:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 05:52 UTC
⭕️ تسلیم مطلق، مقاومت مطلق یا راه سوم؟✍🏻 جواد حیدری🔴 در این مدت در گروههای مختلف تلگرامی مباحث مربوط به جنگ را دنبال میکردم. هیچ کدام این نظراتی در اینجا خواهد آمد از آن بنده نیست. فقط اینها را به صورت نظاممند جمعآوری کردم و سعی کردم شکل و شمایل تحلیلی و منطقی به این نظرات بدهم. امیدوارم برای فهم بهتر مسئله به کار بیاید. اعتقاد دارم که تصمیمگیری درست در عرصهی سیاست نیاز به سه چیز دارد. ۱) دانش سیاسی؛ ۲) تجربهی کار سیاسی؛ ۳) اطلاعات دقیق و موثق. بنده در زمینهی روابط بینالملل هیچ کدام از سه را ندارم.♦️وقتی سطح تنشها میان یک هژمون جهانی (آمریکا) و یک قدرت منطقهای (ایران) به مرزِ جنگِ تمامعیار نزدیک میشود، جامعه و نخبگان معمولاً در تلهی یک «دوگانهی صفر و یک» (Dichotomy) گرفتار میشوند: تسلیمِ مطلق یا مقاومتِ مطلق.♦️به عنوان یک معلم اندیشهی سیاسی که پدیدهها را از عینکِ «واقعگراییِ ساختاری» میبیند، باید این دو مفهوم را از بارِ احساسی و شعاریِ آنها خارج کنم. در روابط بینالملل ما به جای «تسلیم» از «انطباق با نظم هژمونیک» و به جای «مقاومت» از «بازدارندگی نامتقارن و موازنهسازی» استفاده میکنیم.🟥 حال منافع (جنبههای مثبت) و هزینههای (جنبههای منفی) هر دو راهبرد را با سردی و بیرحمیِ یک واقعگرای سیاسی فهرست میکنم:1️⃣ راهبرد اول: تسلیم (انطباق استراتژیک با خواستههای آمریکا)در اینجا منظور از تسلیم، واگذاری استقلال سیاسی و خلع سلاحِ منطقهای و هستهای برای تبدیل شدن به یک «کشور عادی» در مدار واشنگتن است.🟣 جنبههای مثبت (منافع و فرصتها):۱. حفظ زیرساختهای فیزیکی و انسانی: بزرگترین فایدهی این راهبرد، دور کردن قطعیِ سایهی جنگِ ویرانگر است. زیرساختهای انرژی، بنادر، پالایشگاهها و از همه مهمتر، جانِ شهروندان و سربازان از یک نابودیِ همهجانبه حفظ میشود.۲. ادغام در اقتصاد جهانی و رفع تحریمها: پذیرش شروط آمریکا، بهانههای حقوقی برای تحریم (مانند FATF و سوئیفت) را از بین میبرد. جریان سرمایهگذاری خارجی، فروش آزادانهی نفت و دسترسی به تکنولوژیهای روز برقرار میشود که میتواند به رشد اقتصادی و مهارِ تورم کمک کند.۳. تثبیت محیط پیرامونی: تنشهای مستمر با همسایگانِ متحدِ غرب (کشورهای حاشیه خلیج فارس) کاهش مییابد و رقابتهای ژئوپلیتیک جای خود را به تجارت میدهد (مدلی شبیه به ویتنامِ امروز که پس از سالها جنگ، اکنون شریک تجاری آمریکاست).🔴جنبههای منفی (هزینهها و خطرات):۱. لیبیشدن یا لیبزاسیون (سقوط پس از خلع سلاح): بزرگترین ترسِ رئالیستها از تسلیم این است: «آیا هژمون به توافق پایبند میماند؟» معمر قذافی تمام تجهیزات هستهای و شیمیایی خود را بار کشتی کرد و به آمریکا داد تا تسلیم شود. اما چند سال بعد، غرب با استفاده از یک بحران داخلی، بدون ترس از بازدارندگی، حکومت او را سرنگون کرد. تسلیم شدن، کشور را در برابر حملاتِ آینده کاملاً بیدفاع میکند.۲. از بین رفتن عمق استراتژیک: با قطع حمایت از محور مقاومت، مرزهای امنیتیِ ایران از مدیترانه به مرزهای خوزستان و کرمانشاه عقبنشینی میکند. در صورت بروز هرگونه تهدید نظامی در آینده، جنگ مستقیماً در خاکِ ایران رخ خواهد داد.۳. فروپاشی هویتیِ سیستم: یک نظامِ سیاسی که مشروعیت و ساختار هویتی خود را بر پایهی «استکبارستیزی» بنا کرده است، با چرخشِ ۱۸۰ درجهای، دچار گسستِ ایدئولوژیک و ریزشِ شدیدِ پایگاه اجتماعیِ وفادار خود میشود و ممکن است از دورن فرو بپاشد.2️⃣ راهبرد دوم: مقاومت (بازدارندگی نامتقارن و تنشافزایی)این راهبرد بر این فرض استوار است که تنها زبانِ قابل فهم در نظام بینالملل، «قدرت» است و هرگونه عقبنشینی، دشمن را برای پیشروی و نابودیِ کامل حریصتر میکند.🟣 جنبههای مثبت (منافع و فرصتها):۱. حفظ استقلال عمل و بقای حاکمیت: مقاومت و حفظ تسلیحات (موشکی، پهپادی و نفوذ منطقهای) باعث میشود هزینه حمله نظامی برای قدرتهای خارجی به شدت بالا برود (Deterrence by Punishment). آنها میدانند که در صورت حمله، پایگاههایشان در منطقه و متحدانشان آسیب جدی میبینند، لذا از جنگِ مستقیم پرهیز میکنند.۲. تثبیت الگوهای چندقطبی: ایران با مقاومت در برابر آمریکا، خود را به عنوان یک شریکِ راهبردی و سرسخت به بلوک شرق (چین و روسیه) اثبات میکند و میتواند در نظمِ نوینِ چندقطبیِ آینده، جایگاهی مستقل و قدرتمند (به عنوان یک بازیگر هژمون منطقهای) برای خود دست و پا کند.۳. انسداد در استراتژی دشمن: مقاومت، پروژههای تغییر نقشهی خاورمیانه توسط آمریکا و اسرائیل (مانند معاهدات ابراهیم) را مختل کرده و مانع از شکلگیریِ یک ائتلافِ امنیتی بلامانع علیه تهران میشود.ادامهٔ 👇🏼
