💠سخن؛ امانتی که از دل برمیخیزد و در دل مینشیند✍🏻 صدیق ابراهیمیآدمی بیش از آنکه با گامهایش شناخته…
انتشار: 2026/08/10 18:21 UTCدریافت: 2026/08/12 01:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 01:25 UTC
💠سخن؛ امانتی که از دل برمیخیزد و در دل مینشیند✍🏻 صدیق ابراهیمیآدمی بیش از آنکه با گامهایش شناخته شود، با واژههایش شناخته میشود. گام، راه را میپیماید؛ اما واژه، راهی به جان انسانها میگشاید. هر سخن، پیش از آنکه آوایی بر لب باشد، اندیشهای در ذهن و حالی در دل است؛ و چون از زبان برآمد، دیگر بازگشتی ندارد؛ همانند تیری که از کمان رها شده و بارانی که بر خاک فرو ریخته است. از همین رو، حکیمان، زبان را آیینهی دل و سخن را میزان خرد دانستهاند؛ زیرا آنچه بیتأمل بر زبان میآید، پیش از آنکه دیگری را بیازارد، گوینده را از سرمایهی وقار، خرد و فضیلت تهی میکند.هر کلمه بذری است که در خاک جانها افشانده میشود؛ اگر از خیر، محبت و حکمت برخاسته باشد، گلستانی از امید، آرامش و همدلی میرویاند، و اگر از غفلت، خشم یا خودخواهی زاده شده باشد، خارستانی میآفریند که چهبسا سالها پس از فراموش شدن گوینده، همچنان در جان شنونده خلیده باشد. از همین رو، گاه سرنوشت یک دل، با یک جمله دگرگون میشود؛ همانگونه که گاه رابطهای دیرپا، تنها با یک کلمه فرو میریزد.کاکه سعدی قریشی، یار دیرین و شاگرد وفادار کاکه احمد مفتیزاده، این حقیقت را در جملهای کوتاه، اما ژرف و سرنوشتساز چنین بیان میکند:«تصمیم بگیریم پیش از گفتن هر سخن، حتی هر کلمهای که بر زبان میآوریم، بیندیشیم که آیا در آن خیری نهفته است یا نه؟»در این سخن، واژهای هست که بار همهی پیام را بر دوش میکشد: «تصمیم». او نمیگوید آرزو کنیم، امیدوار باشیم یا بکوشیم؛ میگوید تصمیم بگیریم. تصمیم، فرزند اراده است، نه احساس؛ عهدی است که انسان با وجدان خویش میبندد و در هر گفتوگو، آن را از نو وفادارانه تجدید میکند. از همینجاست که اخلاق، از مرز اندرز فراتر میرود و به شیوهای برای زیستن بدل میشود؛ و سخن گفتن، از عادتی روزمره، به مسئولیتی انسانی و حتی عبادتی آگاهانه.این سخن، دعوت به خاموشی نیست؛ دعوت به مسئولیت است. زبان، نیرومندترین ابزار آفرینش و ویرانی در زندگی انسان است. میتواند پلی میان دلها بسازد یا دیواری میان جانها برپا کند؛ میتواند امیدی را زنده کند یا ایمانی را بشکند؛ زخمی را درمان کند یا زخمی بیافریند که سالها مرهم نپذیرد.مولانای جان نیز، که ژرفای وجود آدمی و راز نهفته در واژهها را نیک میشناخت، زبان را هم مایهی آتش میدید و هم خزانهی معنا؛ نیرویی که اگر مهار خرد و محبت نداشته باشد، خرمن دلها را میسوزاند، و اگر از سرچشمهی خیر برآید، گنجی بیکران میبخشد:ای زبان هم آتش و هم خرمنیچند این آتش درین خرمن زنیای زبان هم گنج بیپایان تویای زبان هم رنج بیدرمان تویارزش سخن، تنها در راست بودن آن نیست؛ در خیر رساندن آن نیز هست. از همین رو، اندیشیدن پیش از سخن گفتن، نشانهی کندی ذهن نیست؛ نشانهی پختگی جان است. انسان خردمند، سخن را پیش از آنکه بر زبان جاری سازد، از سه صافی میگذراند: صافی عقل تا حقیقتش را بسنجد؛ صافی وجدان تا ضرورتش را دریابد؛ و صافی محبت تا شیوهی بیانش را بیاراید.او میداند که حقیقت نیز، اگر از خیر، حکمت و رحمت تهی شود، چهبسا به ابزاری برای رنج، تحقیر و تفرقه بدل گردد؛ زیرا راست بودن سخن، یک فضیلت است و بهجا گفتن آن، فضیلتی برتر.پس شایسته است هر واژه، پیش از آنکه بر زبان نشیند، در محکمهی دل حاضر شود؛ محکمهای که قاضی آن وجدان، قانونش محبت و میزانش خیر است. اگر سخن با مُهر خیر از آن محکمه بیرون آمد، شایستهی شنیده شدن است؛ و اگر نه، خاموشی از هزار گفتار برتر خواهد بود.هنر انسان نه در بسیار گفتن است و نه در بسیار خاموش ماندن؛ بلکه در آن است که بداند چه بگوید، چگونه بگوید، و چه هنگام بگوید. زیرا سخنی که از دل آراسته به خیر برخیزد، بیآنکه راه را گم کند، بر دل خواهد نشست؛ و این، امانتی است که خداوند در زبان انسان نهاده است.کاکهسعدی قریشی📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید: 🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
![جماعت دعوت و اصلاح: 💠أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُآیا کسی که [همه موجودات را] آفریده است، نمی داند؟ و حال آنکه او](https://cdn4.telesco.pe/file/qj7HmmJQR4abxL34dmZnlVxd2WtJLcodCxfDJRNd4YLae3cgJfMr5kimXvr9m8hSvu19Y9Rnf8qDhzqM1jD7dQsIkDfe16xG_ZuWvfwpLoXNE60FEDFLalNK_J6b5pvMXrngu8Dar0_InwmXstgkhEjbaXc2HkgyhJQU0ovaDD7sNiE3gcR4IcJJZRECSfH0SOJqGdQ-yVsasHI_Q36PqVexDhetH1f83ezEm42K5-2yEwTS3kzB5cIIDdEgt1ODgeyGyBbExfzMcvYrjlIFyz-ijtCQANiLd3Z2ZIccXuIbyj7ecT8W5gsXKqbjAjL45Pfa1lUFvD5bKcS0QflLxA.jpg)

