💠از تکلّف و تکرار تا طبع و عادت✍🏻صدیق قطبی«و هر چه آدمی به تکلّف عادت کند، طبع وی گردد... پس آنچه ض…
انتشار: 2026/08/08 13:14 UTCدریافت: 2026/08/09 14:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 14:35 UTC
💠از تکلّف و تکرار تا طبع و عادت✍🏻صدیق قطبی«و هر چه آدمی به تکلّف عادت کند، طبع وی گردد... پس آنچه ضد و خلاف طبع است به عادتْ طبع همیگردد...»(ص۱۱-۱۲)«کسی که تکبّر بر وی غالب بوَد، به تکلّف تواضع کند شفا یابد...»(ص۱۳)«پس بدان که اخلاق نیکو را سه سبب است:یکی آنکه اصل فطرت است؛ و آن عطا و فضل حق _تعالی_ است، که کسی را در اصلِ فطرتْ نیکوخُلق آفریند _مثلاً سخی آفریند، متواضع آفریند_ و چنین بسیار بوَد.دوم آنکه به تکلّفْ افعال نیکو کردن گیرد، تا وی را عادت شود.سوم آنکه کسانی را بیند که اخلاق و افعال ایشان نیکو بوَد، صحبت با ایشان دارد که به ضرورتْ آن صفات اندر طبع وی همیگیرد، اگر چه از آن خبر ندارد...»(ص۱۳)«... اول همه سعادتها اَعمال خیر است به تکلّف؛ و ثمرهٔ وی آن است که درون دلْ صفتِ خیر گیرد، آنگاه نور آن باز بیرون افتد، و اَعمال خیر به طبع و طوع اندر پذیرفتن ایستد. و سرّ این، آن علاقت است که میان دل و تن است، که این اندر آن اثر همیکند، و آن اندر این.»(ص۱۵)✔️(کیمیای سعادت، ابوحامد محمد غزالی، تصحیح خدیو جم، نشر علمی و فرهنگی، جلد اول)«وجه دوم کسب این خویهاست به مجاهده و ریاضت؛ این نفس را بر کارهایی داشتن که خویِ مطلوب اقتضا کند آنها را. پس هر که خواهد که خوی جوانمردیْ نفس خود را حاصل گرداند، طریق او آن باشد که به تكلّف جوانمردی کند، و آن بخشیدن مال است. پس همیشه به طریق تکلف بدان مواظبت نماید و با نفس خود در آن مجاهده کند، تا آن وی را طبع شود و به آسانی بتواند کرد، پس نفس او جوانمرد گردد. و همچنین هر کس تکبر بر وی غالب بود و خواهد که خویِ تواضع وی را حاصل شود، طریق او آن است که مدتی مدید بر افعال متواضعان مواظبت نماید و در آن با خود مجاهده برزد و تکلف کند، تا آنگاه که آن خوی و طبع او شود و بر وی آسان گردد.و همه خوبها که در شرع ستوده است بدین طریق حاصل آید...و مقصود از عبادتها جز آن نیست که در دل اثر کند، و اثرهای آن به بسیاری مواظبت بر عبادتها مؤکد شود...و نباید استبعاد کند که نماز روشنایی چشم شود و عبادتها لذیذ گردد، چه عادتْ عَجَبهایی از این عَجَبتر در نفس اقتضا کند...و چون نفس به سبب عادت از باطل لذت مییابد و سوی زشتیها مایل میشود، پس چگونه از حق لذت نیابد اگر مدتی به آن بازگردانیده شود، و الزام نموده آید تا بر آن مواظبت نماید!...پس اکنون بدین تقریر قطعاً دانستی که کسب خویهای نیک به ریاضت ممکن است. و آن در ابتدا تکلّف کارهایی است که از خویهای نیک صادر شود تا در انتها طبع گردد. و این از علاقت عجیب است که میان دل و جوارح است؛ ای، میان نفس و بدن. چه هر صفتی که در دل ظاهر گردد، از آن بر جوارح فایض گردد، تا هر آینه بر وفق آن بجنبد؛ و هر فعلی که بر جوارح گذرد، اثری از آن به سوی دل بر رود، و اثر در دل دایم میماند.»✔️(إحیاء علوم الدین، محمد بن محمد غزالی، ترجمه مؤیدالدین محمد خوارزمی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، جلد سوم، ص۱۲۵-۱۲۶)مرتبط با این نگاه:گفت: «مدتی نَفْس را به درگاه میبردم و او میگریست. چون مدد حق در رسید نَفْس مرا میبرد و میخندید.»(بایزید بسطامی: تذکرةالاولیاء، تصحیح شفیعی کدکنی، ص۱۶۸)📲 در شبکههای اجتماعی همراه ما باشید: 🔸 اینستاگرام 🔸 تلگرام 🔸 وبسایت 🔸 آپارات
![جماعت دعوت و اصلاح: 💠أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُآیا کسی که [همه موجودات را] آفریده است، نمی داند؟ و حال آنکه او](https://cdn4.telesco.pe/file/qj7HmmJQR4abxL34dmZnlVxd2WtJLcodCxfDJRNd4YLae3cgJfMr5kimXvr9m8hSvu19Y9Rnf8qDhzqM1jD7dQsIkDfe16xG_ZuWvfwpLoXNE60FEDFLalNK_J6b5pvMXrngu8Dar0_InwmXstgkhEjbaXc2HkgyhJQU0ovaDD7sNiE3gcR4IcJJZRECSfH0SOJqGdQ-yVsasHI_Q36PqVexDhetH1f83ezEm42K5-2yEwTS3kzB5cIIDdEgt1ODgeyGyBbExfzMcvYrjlIFyz-ijtCQANiLd3Z2ZIccXuIbyj7ecT8W5gsXKqbjAjL45Pfa1lUFvD5bKcS0QflLxA.jpg)

