🔥 خانهمان آتش گرفته است؛ وقتی «اجماع پنهان» جامعه، دیگر ساختن نیست✍️ جواد کاشیاسلامگرا، چپ، لیبرا…
انتشار: 2026/08/15 12:04 UTCدریافت: 2026/08/16 12:46 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 12:46 UTC
🔥 خانهمان آتش گرفته است؛ وقتی «اجماع پنهان» جامعه، دیگر ساختن نیست✍️ جواد کاشیاسلامگرا، چپ، لیبرال، ناسیونالیست و توسعهگرا؛ جریانهایی که بیش از یک قرن با یکدیگر منازعه داشتهاند. اما جواد کاشی میگوید پشت این اختلافهای آشکار، در هر دوره تاریخی نوعی «اجماع نظر پنهانی» وجود داشته که سرانجام مسیر سیاست ایران را شکل داده است.در دهههای پیش از انقلاب، آن اجماع حول استقلال سیاسی و عدالت شکل گرفت.از اواخر دهه شصت و بهویژه در دهه هفتاد، با وجود همه اختلافها، دموکراسی و توسعه سیاسی به نقطه اشتراک بخش بزرگی از نیروهای فکری تبدیل شد.اما پرسش کاشی درباره امروز نگرانکنندهتر است:«امروز هم شاهد ستیز میان نیروهای مختلف فکری در جامعه ایرانی هستیم. اما اجماع نظر پنهانی آنها چیست؟»پاسخ او تلخ است:«به گمان نگارنده اجماع نظری در میان نیست. آنچه هست یک خلأ عمیق و تهی است.»و از همینجا نوشته به مهمترین ادعای خود میرسد:🔻 اگر اجماع یک دوران ما را به ساختن حکومت ایدئولوژیک برد و اجماع دورهای دیگر به سوی دموکراسی و توسعه سیاسی، آیا «اجماع پنهان» امروز ما به جنگ و نابودی متقابل تبدیل شده است؟کاشی جنگ امروز را صرفاً نزاعی میان ایران و قدرتهای خارجی نمیبیند. از نگاه او، آتش پیشتر در درون جامعه روشن شده بود؛ از شکست عقلانیت معطوف به دموکراسی و خشونتهای سیاسی و اجتماعی سالهای گذشته تا جنگی که اکنون «از درون به بیرون و از بیرون به درون» زبانه میکشد.و نوشته با تصویری تمام میشود که شاید خلاصه همه آن باشد:«خانهمان آتش گرفته است؛ آتشی جانسوز.»📄 اصل یادداشت جواد کاشی:صد و اندی سال است در این دیار یکی اسلام گراست یکی چپ، یکی لیبرال و دیگری ناسیونالیست و توسعهگرا. اینهمه همیشه با هم در ستیز و رقابت بودهاند. با اینهمه در هر دوره تاریخی، اجماع نظری میان این سخنهای متعارض شکل گرفته که از دید همه آنها پنهان بوده است. همه تفاوتهای خود را میبینند اما به شباهتهای خود کورند.آن اجماع نظر پنهانی، عقل سیاسی آن دوران است.اجماع نظر پنهانی زور و توانی بیش از هر کدام از این صداهای رنگارنگ دارد. اجماع نظر پنهانی هر دوران، مادیت پیدا میکند و در یک وضعیت سیاسی متجلی میشود. البته آنچه در عمل مادیت پیدا میکند تا حدی تجلی آن اجماع پنهانی است تا حدی صورت کاریکاتوری آن عقلانیت. گاهی خیال میکنی واقعیت عقلانیتهای دورانی را به تمسخر گرفته است.همه متفکران و اهل نظر و هنرمندان دهههای سی و چهل و پنجاه ایران، به رغم اختلافات شدید، در استقلال سیاسی و عدالت اجماع نظر داشتند. آن اجماع نظر بود که در نظم جمهوری اسلامی مادیت پیدا کرد. حال باید بررسی کرد جمهوری اسلامی تا کجا تجلی آن عقلانیت بود تا کجا صورت تمسخر شده آن عقلانیت.از اواخر دهه شصت و بخصوص در دهه هفتاد، نیروهای لیبرال و چپ و ناسیونالیست و اسلامگرا، با یکدیگر در ستیز و رقابت بودند اما یک اجماع نظر پنهانی پیرامون دمکراسی میان آنها شکل گرفت. همه تحولات پس از دوم خرداد را ذیل این عقلانیت میتوان بررسید و همزمان به این سوال پاسخ داد: آنجه در فرایندهای انتخاباتی تحقق یافت تجلی آن عقلانیت بود یا صورت تمسخر آمیز آن؟امروز هم شاهد ستیز میان نیروهای مختلف فکری در جامعه ایرانی هستیم. اما اجماع نظر پنهانی آنها چیست؟ به گمان نگارنده اجماع نظری در میان نیست. آنچه هست یک خالی عمیق و تهی است.اجماع نظری که به انقلاب پیوست همه ما را دست به کار سازمان دادن به یک حکومت ایدئولوژیک کرد. اجماع نظر دهه هفتاد، همه را دست به کار سازمان دادن به دمکراسی و توسعه سیاسی ساحت. اجماع نظر این روزها همه را دست به کار جنگ میکند. ما کمر به قتل یکدیگر میبندیم. گدازههای آتش به سمت یکدیگر پرتاب میکنیم. خانمان و سرمایههای پیشین را میسوزانیم. ما همه فرزندان دوران خود هستیم. دوران ما دوران زوال و انحطاط جمعی است.جنگ با شکست عقلانیت معطوف به دمکراسی در اواخر دهه نود آغاز شد. رویدادهای 96 و 98 هشدار خطرناک بود. در 1401 و 1404 آتش زبانه کشید و اینک با تجاوز اسرائیل و آمریکا به ایران، صورتی فوق العاده خطرناک پیدا کرده است. جنگ از درون به بیرون و از بیرون به درون زبانه میکشد.خانه مان آتش گرفته است آتشی جانسوز.#جواد_کاشی #جامعه_ایران #دموکراسی #جنگ#منتخب_فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی

