«به روی چون تو رفیقی، سفر خوش است مرا»محمدابراهیم باستانی پاریزی از سفری بهیادماندنی همراه ایرج اف…
انتشار: 2026/08/17 04:34 UTCدریافت: 2026/08/17 05:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 05:52 UTC
«به روی چون تو رفیقی، سفر خوش است مرا»محمدابراهیم باستانی پاریزی از سفری بهیادماندنی همراه ایرج افشار، احمد اقتداری و عباس زریاب خویی مینویسد؛ سفری که قرار بود مسیری ساده از مونیخ به سوئیس باشد، اما با ایرج افشار پشت فرمان، به دو روز و نیم گردش در اروپای آلپی تبدیل شد.باستانی پاریزی با طنز مخصوص خودش مینویسد:«افشار مثل هر یزدی دیگر اعتقادش این است که کسی که اتومبیل دربست کرایه میکند، اگر روزی ده پانزده ساعت با آن نرود ضرر خواهد کرد.»و بعد فلسفه رانندگی افشار را چنین خلاصه میکند: باید با ماشین «رفت و رفت تا جایی که خود ماشین از پا بیفتد!»این شیوه یکبار هم کار دستشان میدهد؛ در حوالی متئورا در یونان، ماشین از حرکت میایستد و اگر تراکتوررانی محلی به دادشان نمیرسید، معلوم نبود چه مدت گرفتار میماندند.اما پایان خاطره همه این غرولندهای شیرین را کنار میزند:«با همه اینها باید بگویم بهترین سفرهای من آنها بوده که با افشار همراه بودهام.»و بعد این دو بیت:به روی چون تو رفیقی سفر خوش است مراتو گر رفیق نباشی سفر چه سود مراگاهی آنچه سفری را در حافظه نگه میدارد، مقصد نیست؛ رفیقی است که راه را با او طی کردهایم.متن یادداشت باستانی پاریزی:یکبار که قرار بود از مونیخ به سوئیس برویم به توصیه ایرج افشار به جای وسایل عمومی یا هواپیما یک اتومبیل کرایه کردیم و چهار نفری _من و افشار و اقتداری و زریاب_ در آن نشستیم. افشار مثل هر یزدی دیگر اعتقادش این است که کسی که اتومبیل دربست کرایه میکند اگر روزی ده پانزده ساعت با آن نرود ضرر خواهد کرد. سفری که میشد چند ساعته تمام شود دو روز و نیم طول کشید و تمام اروپای آلپی را از سوئیس و اتریش و آلمان زیر پا گذاشتیم.افشار وقتی پشت ماشین مینشیند بدون اینکه آب و بنزین و سایر لوازم را نگاه کند به راه میافتد و عقیدهاش این است که با ماشین باید رفت و رفت تا جایی که خود ماشین از پا بیفتد.بر اساس همین فلسفهی غلطِ افشاریهی اوست که یکبار در یونان در نزدیکی متئورا ماشین ایستاد و اگر یک تراکتورران زبانندان ولی انسان نرسیده بود معلوم نبود چه مدت میبایست آنجا حیران باشیم.با همه اینها باید بگویم بهترین سفرهای من آنها بوده که با افشار همراه بودهام.به روی چون تو رفیقی سفر خوش است مراتو گر رفیق نباشی سفر چه سود مرا📚 محمدابراهیم باستانی پاریزی، بازیگران کاخ سبز، به نقل از «از کتاب فرصت»#محمدابراهیم_باستانی_پاریزی #ایرج_افشار #کتاب #فرهنگ#فرهیختگان؛ راهی به رهایی

