📚 ویرجینیا هِلد؛ فیلسوفی که «مراقبت» را به قلب اخلاق آورد✍️ مریم نصرویرجینیا هِلد، از چهرههای اثرگ…
انتشار: 2026/08/15 09:00 UTCدریافت: 2026/08/16 12:46 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 12:46 UTC
📚 ویرجینیا هِلد؛ فیلسوفی که «مراقبت» را به قلب اخلاق آورد✍️ مریم نصرویرجینیا هِلد، از چهرههای اثرگذار فلسفه اخلاق و از نظریهپردازان برجسته اخلاق مراقبت، در سال ۲۰۲۶ درگذشت. مریم نصر در این یادداشت، به جای نوشتن یک زندگینامه رسمی، از وجهی انسانیتر به زندگی و اندیشه او نگاه میکند.هِلد میکوشید اخلاق را از جهان صرفاً انتزاعی فلسفه به متن روابط واقعی انسانها بازگرداند؛ به مراقبت، وابستگی متقابل، مسئولیت در برابر دیگری و تجربه زیسته انسانهای معمولی.اما شاید جذابترین قسمت این نوشته، روایت خود هِلد از زن بودن در فضای دانشگاهی و فلسفی نسل خودش باشد؛ از اضطراب، کمبود اعتمادبهنفس و جستوجوی تأیید مردان گرفته تا پنهان کردن مادر بودنش، مبادا در محیط فلسفه «به اندازه کافی جدی» به نظر نرسد.و در میان همه این روایتها، یک صحنه کوچک شاید بیش از هر نظریه فلسفی در ذهن بماند:هِلد تعریف میکند زمانی در دوره تحصیلات تکمیلی در امتحانی مردود شد و گریه کرد. پسر دوسالهاش پرسید چرا گریه میکند. وقتی مادر از شکستش گفت، کودک روی زانوی او نشست و گفت:«اما من تو رو به همون اندازه دوست دارم.»هِلد مینویسد:«و توانستم دوباره برخیزم و تلاش کنم.»شاید همین چند کلمه، سادهترین صورت همان اندیشهای باشد که هِلد سالها برای صورتبندی فلسفی آن تلاش کرد:مراقبت، حاشیه اخلاق نیست؛ یکی از بنیادیترین تجربههای اخلاقی انسان است.📖 اصل یادداشت مریم نصر در ادامه✍🏻به یاد ویرجینیا هِلد(۱۹۲۹ـ۲۰۲۶)متنی که مدتی پیش نوشته بودم را مرور میکردم. دیدم ویراستار جلوی اسم ویرجینیا هلد، فیلسوف اخلاق، تاریخ وفات را اضافه کرده ۲۰۲۶. جا خوردم. اسم را جستجو کردم و بله هلد پنجم خرداد فوت کرده بود. هلد از نخستین نظریهپردازان فلسفه اخلاق پرواداری است که تلاش کرد اهمیت پروراندن رویکردهای مراقبتی در سیاست و اقتصاد را نشان دهد.سالها پیش در شماره چهاردهم ماهنامه زنان امروز با او مصاحبه مکتوبی داشتم: «مراقبت قلب تپنده اخلاق است». وقتی مجله را برایش ارسال کردم پاسخ داد که گرچه فارسی نمیداند، ولی از تصاویر محتوا را حدس زده است و تشکر و ابراز امیدواری کرد برای فراگیر شدن ایده مراقبت در آینده نزدیک. در همان شماره یکی از مقالاتش (بازمفهومپردازی فمینیستی در اخلاق) را هم به فارسی خلاصه و منتشر کرده بودیم.خانم لیندا مارتین آلکوف کتاب مشهور و اثرگذاری گردآوری کرده از خودزندگینامهنوشتههای جمعی از زنان نسل اول فیلسوف دانشگاهی با عنوان سرودخواندن در آتش: داستانهای زنان در فلسفه (۲۰۰۳). هلد هم فصلی در این کتاب دارد: «خود را جدی گرفتن، اما نه خیلی زیاد».در این فصل به دشواریهایی اشاره میکند که در مسیر آموختن فلسفه پشت سرگذاشته است. ابایی ندارد از اینکه اجازه دهد ویرجینیای جوان را ببینیم که شکننده و بدون اعتماد بهنفس است و از آزارگری اساتید میترسد. ویرجینیای همسر را ببینیم که باید کار کند تا همسرش بتواند درسش را ادامه دهد. ویرجینیای مادر را که مادر بودنش را پنهان میکند مبادا در دپارتمانهای فلسفه به اندازه کافی فیلسوف و جدی بهنظر نرسد. ویرجینیایی که در بحثهای خشک و انتزاعی فلسفه، دنبال ردپایی از بحثهای انضمامی مربوط به زندگیهای روز به روز انسانهای معمولی میگردد:گمان میکنم شکستن عادتِ به دنبال تأیید مردان بودن و سنجش ارزش خود با معیارهای آنان، برای زنان همنسل من فوقالعاده دشوار بود، چون ما، تا جایی که خبر داشتیم، با کمبود شدید زنانی که بتوانیم تحسینشان کنیم بزرگ شده بودیم. آن تعداد معدودی هم که به دستاوردی رسیده بودند، همواره بهگونهای عجیب و غیرعادی به تصویر کشیده میشدند: بیجنسیت، غیرزنانه، بدون جذابیت، یا دستکم چنان استثنایی که تلاش برای شبیه شدن به آنها به اندازه انتظار برنده شدن در قرعهکشی غیرمنطقی بهنظر میرسید. چندی پیش که قرار بود سخنرانی ریاست بخش شرقی انجمن فلسفی آمریکا را ایراد کنم... اضطراب و احساس عدم کفایت فوقالعادهای داشتم. امروز از یادآوری اینکه در لحظهای دشوار پیش از این سخنرانی، واقعاً با فکر کردن به جورج دابلیو. بوش آرامش پیدا کردم، وحشتزده میشوم. به خودم گفتم اگر کسی تا این حد نالایق برای ریاست جمهوری ایالات متحده میتواند به آن دفتر راه یابد، من دستکم باید بتوانم یک سخنرانی در انجمن فلسفی آمریکا داشته باشم.

