چرا «محصول» جمهوری اسلامی را به فرزندتان نفروختید؟یادداشت زهرا عبدی از یک خبر درباره خانواده معصومه…
انتشار: 2026/08/13 11:14 UTCدریافت: 2026/08/13 21:17 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 21:17 UTC
چرا «محصول» جمهوری اسلامی را به فرزندتان نفروختید؟یادداشت زهرا عبدی از یک خبر درباره خانواده معصومه ابتکار آغاز میشود، اما پرسش نویسنده بسیار فراتر از یک فرد یا یک خانواده میرود:🔻 اگر فرزندان نباید تاوان تصمیمهای والدینشان را بدهند، چرا نسلهای بعدی یک ملت باید هزینه تصمیمهایی را بپردازند که در آنها نقشی نداشتهاند؟🔻 چرا برخی از کسانی که در ساختن جمهوری اسلامی نقش داشتهاند، هنگامی که نوبت به آینده فرزندان خودشان رسیده، زندگی در همان «محصول» را برای آنان انتخاب نکردهاند؟🔻 چه چیزی درباره آینده ایران میدانستند که پشت تریبون نمیگفتند، اما هنگام تصمیمگیری برای خانواده خود به یاد میآوردند؟و شاید تندترین پرسش یادداشت این باشد:🔻 چرا «تاریخ» در جمهوری اسلامی همیشه ارث مردم بود، اما انتخاب، امتیاز خانوادههای صاحبان قدرت؟زهرا عبدی در این نوشته، مهاجرت و انتخاب محل زندگی فرزندان شماری از مسئولان جمهوری اسلامی را نه صرفاً مسئلهای شخصی، بلکه معیاری برای سنجش فاصله میان آنچه برای مردم تجویز شده و آنچه برای خانواده خود برگزیدهاند میداند.متن کامل یادداشت را در ادامه میخوانید:چرا «محصول» جمهوری اسلامی را به فرزندتان نفروختید؟عروس خانم ابتکار که اقامت دائمش در آمریکا لغو شده، وکیلی حرفهای گرفته و از دولت آمریکا شکایت کرده، به این امید که اقامتش برگردد و غرامتش را از اموال بلوکه بگیرد. او نامهای خطاب به مردم آمریکا نوشته: من عاشق آمریکا هستم، فرزندانم فارسی بلد نیستند، و مادرشوهرم در اشغال سفارت آمریکا فقط مترجم بود. استدلال نامه و وکیل ایشان این است که فرزندان نباید بهجای والدین مجازات شوند. استدلالی که در ذاتش درست است؛ او معتقد است وکیلش بر همین اساس خواهد بُرد و غرامت را از اموال بلوکهی ایران خواهد گرفت.اتفاقاً همین منطق خوبی است برای شروع یک بازخواستِ تاریخی.خانم ابتکار، آقای لاریجانی، روحانی، خاتمی، ظریف، هاشمی و دیگر سران نظام، دیگر سؤال این نیست که چرا فرزندان شما زندگی در آمریکا و اروپا را ترجیح دادند. این سؤال کهنه شده است.سؤال جالبتر این است:چرا وقتی به خانوادههای «سازندگان جمهوری اسلامی» میرسیم، میبینیم خودشان حاضر نشدهاند در «آیندهای» که برای دیگران ساختهاند زندگی کنند؟این بحث آمریکا یا مهاجرت نیست. حتی ریاکاری هم نیست. بحثی عمیقتر است.سؤال تاریخی این است:چرا شما از «محصول» خودتان استفاده نکردید؟ کشوری مبتنی بر ایدئولوژی خود ساختید و وقتی نوبت به عزیزترین آدمهای زندگیتان رسید، آنها را از نتیجهی همان «محصول» دور کردید. صادقانهترین داوری دربارهی جمهوری اسلامی در تاریخ، نه داوری مخالفانش خواهد بود، نه گزارش سازمانهای حقوق بشری، نه تحلیل اقتصاددانان، بلکه در انتخاب خانوادهی خودِ سازندگانش است. برای مردم انواع آرمانها را انتخاب کردند و برای فرزندشان «واقعبینی» . برای مردم کاخهای بهشت در آسمان، برای فرزندانشان، خانه روی زمین.بله میشود برای مردم از «مقاومت» گفت، اما خب برای فرزند باید دانشگاه انتخاب کرد.برای مردم میشود از «فضیلتِ رنج» گفت، اما وقتی پای بچهی خودت وسط باشد، رنج فضیلت نیست.و همینجاست که انتخاب فرزندانتان از ۴۷ سال سخنرانی شما راستگوتر میشود.حال بنا بر بنا بر منطق وکیل صدهزار دلاری عروس خانم ابتکار، میپرسیم:اگر فرزند نباید تاوان تصمیم والدینش را بدهد، چرا فرزندان ما باید میدادند؟چرا نیکایی که در ۱۳۸۴ به دنیا آمده بود، باید هزینهی تصمیمی را میداد که در ۱۳۵۸ نگرفته بود؟چرا منطق وکیل شما که «هرکس مسئول اعمال خویش است»، دربارهی خانوادهی شما بدیهی است، اما دربارهی یک ملت از یاد میرود؟بگذارید سؤال را جور دیگری بپرسم: چرا «تاریخ» در جمهوری اسلامی همیشه ارثِ مردم بود، اما انتخاب، امتیاز خانوادههای شما؟ما گذشتهی شما را به ارث بردیم؛ فرزندان شما امکان انتخاب آیندهشان را داشتند.ما پیامدِ تصمیمها را گرفتیم؛ آنها پاسپورت برداشتند.ما در کشوری ماندیم که حاصلِ سیاستهای شما بود؛ خانوادهی شما رفتند ببینند کشورهای حاصل سیاستهای دیگران چه شکلیاند.آقایان و خانمهای نظام:چرا به فرزندانتان نگفتید بمان و «محصول» کار ما را زندگی کن؟چه چیزی دربارهی آیندهی ایران میدانستید که پشت تریبون نمیگفتید، اما برای فرزندتان به یاد میآوردید؟چرا ایدئولوژی شما پشت درِ خانهتان متوقف میشد؟چه بود آن سیاستی که برای نود میلیون نفر «استقامت» بود، اما برای یک فرزند آیندهای بود که باید از آن نجاتش داد؟از فرزندان این خانوادهها هم سؤال دارم؛ نه بهعنوان متهم، بلکه شاهد.

