قسمت دومدر این صورت زنده یاد دکتر علی شریعتی در زمانه ما بی تردید یک روشنفکر اصیل است. زیرا او عمری…
انتشار: 2026/08/12 04:31 UTCدریافت: 2026/08/12 14:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 14:30 UTC
قسمت دومدر این صورت زنده یاد دکتر علی شریعتی در زمانه ما بی تردید یک روشنفکر اصیل است. زیرا او عمری (هرچند عمری کوتاه) را در سنجشگری و واکاوی در قلمرو اندیشه و جامعه و سیاست گذرانده است. مروری کوتاه به مجموعه آثار 38 جلدی وی و موضوعات مطرح شده در گفتارها و نوشتارهای شریعتی نشان می دهد که تقریبا هیچ موضوع اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و هنری و حتی اقتصادی نیست که شریعتی در باره آنها ولو کوتاه و اشاره وار سخنی نگفته و اظهارنظری نکرده باشد. البته از آنجا که وی خود یک دیندار بود و رسالت خود را نوزایی فرهنگی در قلمرو دین و به طور خاص دین اسلام با محوریت تشیع تعریف کرده بود، به شکل گریزناپذیری بیش از همه در باب تاریخ و عقیده و اندیشه اسلام شیعی سخن گفته است. اما در تمامی این عرصه ها، شریعتی به تعبیر خودش در مقام یک «روشنفکر مذهبی» سخن گفته و ابزار کار او نیز نقد و نقادی همه چیز است. از آنجا که شریعتی البته به پیروی اقبال لاهوری بر آن بوده است تا در «کل دستگاه مسلمانی تجدید نظر» کند، ناگزیر چنین تجدید نظری بدون واکاوی و سنجشگری کل دستگاه مسلمانی به دست نمی آید. شاید بتوان نقادی های شریعتی را در سه قلمرو نقد قدرت، نقد ثروت و نقد دستگاه مسلمانی با محوریت نهادهای رسمی و شبه رسمی تولیت دینی دانست. اگر بخواهم نقش شریعتی را با تاریخ تحولات تمدنی مدرن غربی پیوند بزنم، می توانم بگویم که شریعتی بی گمان کانت نبود ولی حداقل برای نسل ما در دهه چهل و پنجاه نقش کانت را بازی کرده است. در واقع کار مهم کانت انتشار رساله کوتاه «روشنگری چیست؟» (درست آن است گفته شود که روشن نگری چیست؟) بود با دو جمله سرنوشت ساز و دوران ساز: خروج از صغارت و کودکی و دیگر این که جرأت دانستن داشته باش. عصر روشنگری اروپا و غرب با این رساله و همین اندیشه آغاز شد. گرچه در دوران معاصر و به طور مشخص از روزگار پیشامشروطه تا کنون، عموم روشنفکران ایرانی یعنی کسانی که در تعریف روشنفکری می گنجند، هر یک به قدر وسع و دانش و ظرفیت خود در روند و فرایند روشنگری زمانه ما نقش آفرین بوده و هستند؛ ولی به گمانم هیچ یک از این اثرگذاران به اندازه شریعتی به ویژه در قلمرو دین و اندیشه دینی در نسل جوان عصر شریعتی و پس از آن چنین اثرگذار نبوده است. تجربه زیسته من در این نیم قرن مؤید این مدعاست. او بود که به من و مانند من آموخت که جرأت دانستن و فهمیدن داشته و از صغارت و طفولیت خارج شده و از عصر اسطوره به روزگار خردمندی و عقلاینت مدرن فراز آییم. در آن روزگار که از یک سو سنت و میراث متصلب مذهبی نسل جوان و آگاه امروز را از دیانت و آموزه های دینی گریزان می کرد و در سوی دیگر، تجدد افراطی و به تعبیر آل احمد غرب زدگی (بخوانید نوعی آفت زدگی) بخشی دیگر از جوانان را به از خودبیگانگی فرهنگی (که شریعتی تحت عنوان «الیناسیون فرهنگی» از آن یاد می کرد) می کشاند، شریعتی به راه سومی بین «مسجد» و «میخانه» فرا می خواند و از ظهور نسلی خبر می داد که تلاش می کند دینش و هویت انسانی و ملی اش را خود انتخاب کند و تحت هیچ ولایت و مرجعیتی قرار نگیرد. در اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه تا زمانی که حسینیه ارشاد باز بود و فعالیت علنی داشت، من به عنوان یک طلبه غالبا در روزهای پنجشنبه و جمعه به تهران آمده و در کنفرانس های شریعتی در ارشاد شرکت می کردم. آنچه شریعتی به من می داد، بیش از همه دعوت به نقادی و آزاداندیشی بود و بعد البته یک سلسله معارف و اطلاعات دینی و تاریخی و اجتماعی تازه که حداقل تا آن زمان در محافل فکری و اسلامی کمتر سابقه داشت. این اطلاعات و آن هم از منظری خاص و با رویکردی انتقادی، چیزی نبود که در جایی دیگر به من بیاموزند. هرچند تکراری و لغو می نماید ولی برای رفع هر گونه سوء تفاهم ناگزیر باید گفت مراد این نیست که شریعتی «خاتم المفکرین» است و یا هرچه گفته و ادعا کرده، لزوما درست است و خدشه ناپذیر و حتی برای امروز معتبر. من اگر در سالهای ارشاد جوانی بیست و بیست و سه ساله بودم و تشنه فهمیدن و دانستن بیشتر، اما امروز در هفتاد و دو سالگی هستم و بین من و شریعتی به لحاظ تجربه زیسته یک انقلاب بزرگ و یک تغییر رژیم فاصله است و به لحاظ فکری و معرفتی نیز یک جهان دگرگونی در جهان و ایران رخ داده و در نهایت من هم تغییر کرده ام. با این همه، نقش روشنگری و روشن نگری شریعتی برای من و نسل من و حقی که وی از این منظر بر گردن من و مانند من دارد، همچنان معتبر است و هیچ چیز این واقعیت را تغییر نخواهد داد.این یادداشت در شماره 69 هفته نامه صدا منتشر شده استشنبه 29 خرداد 1400 #فرهیختگان راهی به رهایی
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- پند تاریخ (یوسفی اشکوری) · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۱ مرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۰۵
- فرهیختگان · تطابق دقیق — ۲۱ مرداد ۱۴۰۵، ۱۴:۳۰
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند

