https://x.com/GanjiAkbar/status/2087142958889837053?s=20#فرهیختگان راهی به رهایی
انتشار: 2026/08/11 19:46 UTCدریافت: 2026/08/12 14:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 14:30 UTC
x.com/GanjiAkbar/status/20871429588898370… راهی به رهایی
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 39 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — فرهیختگان
واکنش تند پدر مهسا امینی به اظهارات نماینده ملایر: «بریده باد زبان شما»اظهارات احمد آریایینژاد، نماینده ملایر در مجلس درباره مهسا (ژینا) امینی و اعتراضات پس از مرگ او، با واکنش تند خانواده امینی روبهرو شده است.براساس گزارش منتشرشده، آریایینژاد در یک مناظره در رسانه همشهری، هنگام سخن گفتن درباره مهسا امینی از عبارت توهینآمیزِ به درک واصل شدهاست، استفاده کرده و اعتراضات پس از مرگ او را «هشت ماه اغتشاش» خوانده است.امجد امینی، پدر مهسا امینی در واکنش نوشته است:«مطلع شدم احمد آریایینژاد، نماینده ملایر در مجلس، با لفظی چنانکه سزاوار و شایسته خود و اسلاف ایشان است... به دختر ما، خانواده ما و تمام مردم کردستان و ایران توهین کرده است.»او سپس با اشاره به مشکلات اقتصادی و اجتماعی کشور، خطاب به این نماینده مجلس مینویسد:«عجیب است در شرایطی که مردم این مملکت بهخاطر تصمیمات امثال آقای نماینده در اوج فقر و فلاکت هستند... باز هم سراغ دختر ما رفتهاند.»اما تندترین بخش پاسخ پدر مهسا امینی مستقیماً متوجه عبارتی است که به آریایینژاد نسبت داده شده:«میگویید فرشته نازنین ما به درک واصل شد؛ بریده باد زبان شما که یک مملکت را به درک واصل کردید...»امجد امینی در پایان تأکید کرده است که نام دخترش در کنار «هزاران انسان بیگناه دیگر» در تاریخ ایران باقی خواهد ماند.فارغ از اختلاف عمیقی که همچنان درباره وقایع سال ۱۴۰۱ در جامعه ایران وجود دارد، این ماجرا یک پرسش سادهتر هم دارد:اگر تیغ نظارت استصوابی بخش بزرگی از حق انتخاب مردم را محدود نکرده بود و رقابتی واقعی برای ورود به مجلس وجود داشت، آیا فردی با چنین ادبیات و چنین سطحی از مواجهه با یک شهروند درگذشته و خانواده داغدار او، باز هم میتوانست بر کرسی نمایندگی مردم بنشیند؟و فارغ از سازوکار انتخاب او، آیا یک نماینده مجلس، حتی در شدیدترین اختلاف سیاسی، اساساً مجاز است درباره یک شهروند درگذشته و خانواده داغدار او با چنین ادبیات سخیفی سخن بگوید؟#مهسا_امینی #ژینا_امینی #مجلس #احمد_آریایینژاد#منتخب_فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
خاتمی: «صلح شرافتمندانه» را باید فرصتی برای گشودن فضای زندگی مردم کردسیدمحمد خاتمی امروز در دیدار با جمعی از اصحاب رسانه، موضعی صریح در حمایت از تفاهمنامه اسلامآباد گرفت و از تصمیم شورای عالی امنیت ملی، فرماندهان، تأیید رهبری و بهویژه اقدام مسعود پزشکیان در امضای این تفاهمنامه تقدیر کرد. او معتقد است ایران پس از جنگ در موقعیتی قرار گرفته که توانسته «بقاء و موجودیت خود را به دشمن تحمیل کند» و اکنون باید از این موقعیت برای کاهش تنش و بهبود شرایط داخلی استفاده کرد.خاتمی تأکید میکند که نه باید به آمریکا اعتماد کرد و نه از کارشکنی اسرائیل غافل شد؛ اما در عین حال، ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» را نیز به مصلحت ایران نمیداند.در نگاه او، معنای «صلح شرافتمندانه» دقیقاً همینجاست: پذیرفتن اینکه در مصالحه هم امتیاز داده میشود و هم امتیاز گرفته میشود، اما هدف باید جلوگیری از جنگ و تأمین خیر عمومی، عزت ایران و آینده مردم باشد.بخش مهم دیگر سخنان خاتمی به داخل کشور مربوط است. او فرصت پس از جنگ را تنها یک مسئله سیاست خارجی نمیبیند و خواستار گشودن فضای زندگی برای مردمی شده که با فشار معیشتی و ناامیدی از آینده مواجهاند؛ از جمله با درخواست رفع محدودیتهای اینترنت. شاید محور اصلی سخنان امروز خاتمی را بتوان در یک پرسش خلاصه کرد:اگر ایران توانسته از جنگ عبور کند، آیا اکنون میتواند دستاورد این تابآوری را از میدان نظامی به زندگی روزمره مردم منتقل کند؟📎 متن کامل سخنان سیدمحمد خاتمی در ادامه: باید شجاعت و فداکاری رئیس جمهور محترم را قدر دانست/ امروز بقاء و موجودیت خود را به دشمن تحمیل کردهایم خاتمی در دیدار جمعی از اصحاب رسانه: ▫️بعد از جنگ فرصتی فوق العاده برای کشور و مردم پدید آمد که جلوه آن را در تفاهم نامه اسلام آباد می بینیم.▫️باید از شورای عالی امنیت ملی و فرماندهان که به چنین تصمیم بزرگی رسیدند و رهبری که آن را تأیید کردند، تقدیر کرد. به ویژه باید از شجاعت و فداکاری رئیسجمهور که با امضای تفاهمنامه افتخاری را نصیب ایران کردند، قدردانی کرد.▫️گرچه چنانکه پیشتر گفته ام به آمریکا اعتماد نیست و اسرائیل هم هر چه از دستش برمی آید در کار صلح کارشکنی خواهد کرد، ولی این مائیم که با تدبیر باید هرکاری که جلو جنگ را بگیرد و از ادامه وضع نه جنگ نه صلح بگیریم.▫️امروز بقاء و موجودیت خود را به دشمن تحمیل کردهایم. میتوانیم با پرهیز از تنش، مصالح عمومی و خیر جامعه و عزت ایران و آینده آن را تأمین کنیم و فضای زندگی را به روی مردمی که در تنگنای سخت زندگی به سر میبرند بگشاییم؛ این است معنی «صلح شرافتمندانه».▫️ امیدوارم رئیس جمهور در مورد رفع محدودیت اینترنت دستور اقدام جدی دهند.#سیدمحمد_خاتمی #تفاهم_اسلامآباد #صلح #ایران#منتخب_فرهیختگان #فرهیختگان؛ راهی به رهایی
«به روی چون تو رفیقی، سفر خوش است مرا»محمدابراهیم باستانی پاریزی از سفری بهیادماندنی همراه ایرج افشار، احمد اقتداری و عباس زریاب خویی مینویسد؛ سفری که قرار بود مسیری ساده از مونیخ به سوئیس باشد، اما با ایرج افشار پشت فرمان، به دو روز و نیم گردش در اروپای آلپی تبدیل شد.باستانی پاریزی با طنز مخصوص خودش مینویسد:«افشار مثل هر یزدی دیگر اعتقادش این است که کسی که اتومبیل دربست کرایه میکند، اگر روزی ده پانزده ساعت با آن نرود ضرر خواهد کرد.»و بعد فلسفه رانندگی افشار را چنین خلاصه میکند: باید با ماشین «رفت و رفت تا جایی که خود ماشین از پا بیفتد!»این شیوه یکبار هم کار دستشان میدهد؛ در حوالی متئورا در یونان، ماشین از حرکت میایستد و اگر تراکتوررانی محلی به دادشان نمیرسید، معلوم نبود چه مدت گرفتار میماندند.اما پایان خاطره همه این غرولندهای شیرین را کنار میزند:«با همه اینها باید بگویم بهترین سفرهای من آنها بوده که با افشار همراه بودهام.»و بعد این دو بیت:به روی چون تو رفیقی سفر خوش است مراتو گر رفیق نباشی سفر چه سود مراگاهی آنچه سفری را در حافظه نگه میدارد، مقصد نیست؛ رفیقی است که راه را با او طی کردهایم.متن یادداشت باستانی پاریزی:یکبار که قرار بود از مونیخ به سوئیس برویم به توصیه ایرج افشار به جای وسایل عمومی یا هواپیما یک اتومبیل کرایه کردیم و چهار نفری _من و افشار و اقتداری و زریاب_ در آن نشستیم. افشار مثل هر یزدی دیگر اعتقادش این است که کسی که اتومبیل دربست کرایه میکند اگر روزی ده پانزده ساعت با آن نرود ضرر خواهد کرد. سفری که میشد چند ساعته تمام شود دو روز و نیم طول کشید و تمام اروپای آلپی را از سوئیس و اتریش و آلمان زیر پا گذاشتیم.افشار وقتی پشت ماشین مینشیند بدون اینکه آب و بنزین و سایر لوازم را نگاه کند به راه میافتد و عقیدهاش این است که با ماشین باید رفت و رفت تا جایی که خود ماشین از پا بیفتد.بر اساس همین فلسفهی غلطِ افشاریهی اوست که یکبار در یونان در نزدیکی متئورا ماشین ایستاد و اگر یک تراکتورران زبانندان ولی انسان نرسیده بود معلوم نبود چه مدت میبایست آنجا حیران باشیم.با همه اینها باید بگویم بهترین سفرهای من آنها بوده که با افشار همراه بودهام.به روی چون تو رفیقی سفر خوش است مراتو گر رفیق نباشی سفر چه سود مرا📚 محمدابراهیم باستانی پاریزی، بازیگران کاخ سبز، به نقل از «از کتاب فرصت»#محمدابراهیم_باستانی_پاریزی #ایرج_افشار #کتاب #فرهنگ#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
عـلی مـحمددوست چالوس. دیماه خونین ۱۴۰۴ #فرهیختگان با یاد فرزندان ایرانمصطفی پور رمضان کرج. دیماه خونین ۱۴۰۴#فرهیختگان با یاد فرزندان ایران
🔵ششمین مدرسهٔ تابستانی انعکاس (حضوری-مجازی) | شهریور ۱۴۰۵🔗توضیح دربارهٔ دو بخش مدرسۀ تابستانیℹ️ششمین مدرسۀ تابستانی انعکاس به دنبال چیست؟تاریخنگاری فلسفۀ اسلامی تنها بازخوانی منفعلانه متون گذشته نیست، بلکه مواجههای انتقادی، روششناختی و سنجشگرانه با سیر تحول اندیشهها در بستر تاریخی و اجتماعی آنهاست. در نگاهی رایج، تاریخ فلسفۀ اسلامی غالباً به مثابۀ روایتی خطی و ضروری انگاشته میشود؛ روایتی که گویی ناگزیر از کندی آغاز میگردد، با فارابی و ابنسینا قوام مییابد، در اندیشههای ابنرشد و سهروردی ابعاد تازهای پیدا میکند، در حکمت متعالیۀ ملاصدرا به کمال میرسد و پس از آن، تنها به عصر شارحان محدود میشود.اما آیا این روایتِ تکخطی، یگانه تصویر ممکن از سنت عقلانی ماست؟ ششمین مدرسۀ تابستانی «انعکاس» بر آن است تا با عبور از این نگاه کلیشهای، خودِ «تاریخنگاری فلسفه اسلامی» را به عنوان یک مسئله و موضوع پژوهش مستقل در کانون توجه قرار دهد. ما در این مدرسه در پی آنیم که ببینیم پرسش از این کلانروایتها و بازاندیشی در شیوههای تاریخنگاری، چه بصیرتهای تازهای برای فهم انتقادی و پویای فلسفه اسلامی به همراه خواهد داشت.این رویداد با هدف گشودن همین افقهای نو در مواجهه با تراث فلسفی، امسال با همراهی برجستهترین اساتید و پژوهشگران داخلی و بینالمللی برگزار میشود.بخش فارسی (حضوری-مجازی)💠«بازاندیشی در تاریخنگاری فلسفهٔ اسلامی»👥 با همکاری پژوهشکدهٔ فلسفهٔ تحلیلی پژوهشگاه دانشهای بنیادی (IPM)🔻 ۲۵ ساعت ارائۀ آموزشیچهارشنبه، پنجشنبه، جمعه، ۴، ۵ و ۶ شهریور ۱۴۰۵ از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۹ (به وقت تهران) در محل پژوهشگاه دانشهای بنیادی (IPM) در تهران🔻 با ارائۀ ۱۱ استاد و پژوهشگر🗂 محورهای اصلی:◀️میان فلسفه و تاریخ: روشها و رویکردها در تاریخنگاری فلسفهٔ اسلامی◀️تاریخِ تاریخنگاری فلسفهٔ اسلامی◀️فراروی از تاریخنگاری رسمی فلسفهٔ اسلامی🔗کسب اطلاعات بیشتربخش انگلیسی (مجازی)💠«فلسفه، فراسوی الفلسفة»👥 با همکاری مرکز دینپژوهی حنیف، موسسۀ مطالعات عربی و اسلامی دانشگاه اکستر و دانشگاه حبیب🔻 ۲۲.۵ ساعت ارائۀ آموزشی «به زبان انگلیسی | با ترجمۀ همزمان»پنجشنبه، جمعه، شنبه، ۱۲، ۱۳ و ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ از ساعت ۱۳ تا ۲۱ به وقت تهران🔻 با ارائۀ ۱۵ استاد و پژوهشگر🗂 محورهای اصلی:◀️فراروی از تاریخنگاری رسمی فلسفهٔ اسلامی◀️چیستی فلسفهٔ اسلامی در نسبت با دیگر علوم اسلامی◀️بینشهای فلسفی در کلام، فقه و اصول، ادب، عرفان🔗کسب اطلاعات بیشتر🎓 اعطای گواهی🌐 برگزاری جلسات مجازی در Zoom👥 شبکهسازی و تعامل علمی📍 امکان اسکان برای شرکتکنندگان غیر تهرانی و امکان نگهداری از کودکان در بخش حضوری⏲ مهلت ثبت درخواست: تا ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ 🌐 کسب اطلاعات بیشتر:◀️بخش فارسی◀️بخش انگلیسی🔗 برای ثبت درخواست شرکت در یک یا هر دو بخش به اینجا مراجعه کنید و در صورت نیاز به راهنمایی، به @Inekas_admin پیام بدهید.#رویداد_انعکاس🔵@Inekas
🔴 «دست ما کوتاه و خرما بر نخیل»؛ در مذمت نمایش تجملدر جامعهای که مسکن برای بخش بزرگی از مردم به یکی از دشوارترین مسائل زندگی تبدیل شده، نمایش خانههای مجلل و سبک زندگی اشرافی چه معنایی پیدا میکند؟سیدعلی صالحی در یادداشت کوتاه «مرارت مشتعل» از همین نقطه آغاز میکند؛ از مواجهه با مطالبی درباره «چیدمان منزل شاهانه و مدرن» چهرههای شناختهشده و پرسشی که این تصاویر در برابر زندگی طبقات متوسط و فرودست قرار میدهند.اما اعتراض او الزاماً به داشتن ثروت یا برخورداری از زندگی مرفه نیست. پرسش اصلی درباره نمایش آن در متن یک جامعه نابرابر است:«حقیقتاً، وجداناً، شرافتاً... ارزش این نوع از خودنماییِ نامیمون چیست و چراست و کجاست؟»صالحی از فاصلهای حرف میزند که فقط فاصله درآمدها نیست؛ فاصله میان آنچه گروهی از جامعه زندگی میکنند و آنچه گروهی دیگر هر روز به تماشای آن دعوت میشوند.و شاید پرسش اصلی یادداشت همین باشد:آیا در جامعهای گرفتار فقر و نابرابری، برخورداری خصوصی و نمایش عمومیِ برخورداری یک چیزند؟✍️ سیدعلی صالحیمرداد ۱۴۰۵📎 اصل کامل یادداشت «مرارت مشتعل» در ادامهمرارتِ مشتعلسید علی صالحیحدوداً حوالی همین ایامِ آلبرده، گاهی در "گوگلِ فارسی" یک عبارتِ بعید... (خیلی نزدیک به قضاوتِ غیرِ قابل قبول) رخ مینماید: " نگاهی به چیدمانِ منزلِ شاهانه و مدرن..." با اسم و رسم و رخسار! خب خوش به حال این عیان آمدگان گرامی، اما زندگان دیگر طبقاتِ میانه تا فرودست چه کنند که گرفتار این شکل از داوریهای دردآور نشوند!؟ تا کی مقابل این "منت" ممنوع، با حسرتی از سر مبارزهی طبقاتی بگویند: " دست ما کوتاه و خرما بر نخیل".حقیقتاً، وجداناً، شرافتاً... ارزش این نوع از خودنماییِ نامیمون چیست و چراست و کجاست؟ آیا انعکاس این گونه "شبهخبر" سیاه، برای چه کسانی رو سپیدی آورده است، آن هم در جامعهی ما!؟ این رخسارهای رحیم و محبوب، خود آیا به این بازیهایِ بلاخیز رخصت دادهاند؟ مستاجران و کوخنشینهای هوادارِ همین حضرات، با خود چه میگویند؟ داشتن رویاهای رفیع (عاری از پیروزی و رسیدن و ترفیع) بسیار درست است، به شرط مهیا بودن شرایطِ سالم و عدالتِ عهد شده. ما آنقدر سمت راست ایستادهایم که شرق و غربمان را گم کردهایم و گاه آنچنان سمتِ چپ فرو میریزیم که چاله در چالهی چه کنمها...!عیان آمدگانِ اعیان آیا راضی به آه و اندوه و دریغ درماندگان همزبانِ خود هستند؟ آنها و "شرایط" ی که به فقر دامن زده یک سو و آنها که از این کاستیها به بیشِ خویش میرسند هم یک جانب. اجمالاً و جمیعاً تنها غرقِ خور و خواب خود نباشند.مرداد ۱۴۰۵#سیدعلی_صالحی #نابرابری #جامعه #فقر#منتخب_فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی

