سخنرانی در افتتاحیه اتحادیه انجمنهای علمی دانشجویی علوم ارتباطاتاز حرفه خبرنگاری تا سنت دانشگاهی:…
انتشار: 2026/08/11 14:31 UTCدریافت: 2026/08/12 14:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 14:30 UTC
سخنرانی در افتتاحیه اتحادیه انجمنهای علمی دانشجویی علوم ارتباطاتاز حرفه خبرنگاری تا سنت دانشگاهی: چهار گذار برای بازسازی قدرت ارتباطی در ایرانحسام الدین آشناایام روز خبرنگار را تبریک میگویم؛ اما اجازه بدهید بهجای تکرار فضیلتهای خبرنگاری، کمی درباره مخاطرات آن حرف بزنم.افتتاح اتحادیه انجمنهای علمی علوم ارتباطات را هم تبریک میگویم؛ اما اجازه بدهید بهجای ستایش همافزایی، درباره آزمونی سخن بگویم که از فردای این افتتاح آغاز میشود.ما معمولاً در روز خبرنگار از خبرنگاران تجلیل میکنیم، اما در بقیه روزهای سال، شرایطی را بازتولید میکنیم که خبرنگاری حرفهای را دشوار، پرهزینه و گاه ناممکن میکند.معمولاً در مراسم علمی از اهمیت دانشگاه سخن میگوییم، اما کمتر میپرسیم این همه دانشکده، انجمن، مقاله، پایاننامه و دانشآموخته ارتباطات، دقیقاً کدام مسئله ارتباطی کشور را حل کردهاند؟این پرسش بیاحترامی به خبرنگاری یا دانشگاه نیست. برعکس، احترام واقعی، طرح پرسشهای واقعی است.ما درسال ۱۴۰۵ با یک تناقض بزرگ روبهرو هستیم:هیچگاه به اندازه امروز رسانه نداشتهایم؛ اما مرجعیت رسانه تا این اندازه شکننده نبوده است.هیچگاه به اندازه امروز پیام تولید نکردهایم؛ اما فهم مشترک تا این اندازه دشوار نبوده است.هیچگاه اینهمه کانال ارتباطی نداشتهایم؛ اما جامعه تا این اندازه قطعهقطعه و ناشنوا نسبت به خود نبوده است.هیچگاه اینهمه دانشآموخته و پژوهش ارتباطات نداشتهایم؛ اما نهادهای ما تا این اندازه در شنیدن، توضیحدادن، گفتوگوکردن و اقناع ناتوان نبودهاند.پس باید پرسید:چرا جامعهای که اینهمه ارتباط برقرار میکند، تا این اندازه در فهم متقابل ناتوان است؟چرا کشوری که اینهمه پیام تولید میکند، در ساختن یک روایت معتبر و مشترک مشکل دارد؟و چرا علوم ارتباطات ما، هنوز نتوانسته است به قدرت ارتباطی تبدیل شود؟من چالشهای امروز را در چهار بحران بههمپیوسته میبینم:بحران حقیقت در حرفه خبرنگاری؛بحران گفتوگو در جامعه؛بحران مسئله در دانشگاه؛و بحران نهاد در انجمنهای علمی.اینها چهار موضوع پراکنده نیستند؛ چهار حلقه یک زنجیرهاند.1. بحران حقیقت در حرفه خبرنگاریخبرنگاری همواره با قدرت روبهرو بوده است؛ اما خبرنگار امروز دیگر فقط با قدرت سیاسی مواجه نیست.او همزمان در برابر چند قدرت ایستاده است:قدرت سیاسی که میخواهد واقعیت را مدیریت کند؛قدرت اقتصادی که توجه مخاطب را خریدوفروش میکند؛قدرت سکوها که تصمیم میگیرد چه چیزی دیده شود؛قدرت الگوریتم که تقدم و تأخر خبرها را تعیین میکند؛و قدرت هوش مصنوعی که میتواند خبر، تصویر، صدا و حتی خبرنگار ظاهراً واقعی تولید کند.در گذشته، خبرنگار میان واقعه و مخاطب قرار داشت. امروز میان واقعه و مخاطب، ارتشی از واسطهها، رباتها، الگوریتمها، صاحبان سکوها، اتاقهای عملیات روانی و تولیدکنندگان محتوای جعلی مستقر شدهاند.در عصر کمیابی اطلاعات، خبرنگار خبر را پیدا میکرد؛ در عصر وفور محتوا، خبرنگار باید حقیقت را از میان انبوه آلودگی اطلاعاتی نجات دهد.به همین دلیل، خبرنگار آینده فقط «خبرآور» نیست. او باید راستیآزمای حقیقت، فراهمکننده زمینه فهم، پاسخخواه قدرت و نگهبان حافظه عمومی باشد.اما آیا ساختار رسانهای ما اجازه انجام چنین مأموریتی را میدهد؟آیا خبرنگاری که امنیت شغلی ندارد، میتواند از حقیقت دفاع کند؟آیا خبرنگاری که به اطلاعات دسترسی ندارد، میتواند با شایعه مقابله کند؟آیا رسانهای که از نظر اقتصادی ناپایدار است، میتواند از قدرت سیاسی و اقتصادی مستقل بماند؟و آیا میتوان حرفهای را در سخن، «رکن جامعه» دانست، اما در عمل، خبرنگارش را نیرویی موقت، کمدرآمد، کمامنیت و بهآسانی قابل جایگزینی تلقی کرد؟با پیام تبریک نمیتوان از خبرنگار حمایت کرد.حمایت از خبرنگار یعنی دسترسی آزاد به اطلاعات؛ یعنی امنیت حرفهای؛ یعنی حق پرسشگری؛ یعنی شفافیت مالکیت رسانه؛ یعنی امکان خطا و اصلاح؛ و یعنی نپذیرفتن این تصور خطرناک که خبرنگار خوب، خبرنگاری است که فقط روایت رسمی را سریعتر منتشر کند.اگر خبرنگار به عامل روابطعمومی قدرت تقلیل پیدا کند، شاید رسانه را حفظ کند؛ اما روزنامهنگاری را از میان میبرد.2. بحران دوم، بحران گفتوگو در جامعهمسئله ایران کمبود پیام نیست. ما گرفتار وفور پیام و فقر ارتباطیم.تریبون فراوان داریم، اما شنیدن اندک است.اطلاعرسانی فراوان داریم، اما توضیح اندک است.واکنش فراوان داریم، اما گفتوگو اندک است.تبلیغ فراوان داریم، اما اعتماد اندک است.داده فراوان داریم، اما شناخت اندک است.هر نهادی سخن میگوید؛ کمتر نهادی گوش میدهد.هر گروهی روایت خود را منتشر میکند؛ کمتر کسی میپرسد آیا این روایت برای دیگری نیز باورپذیر است؟#فرهیختگان راهی به رهایی

