اسلام یک طرفه؟!(در نقد اسلامی که گویی جرائم و سختگیریهای آن فقط برای معترضان است)چندمین بار است که با اعتراضات و اغتشاشات خیابانی مواجه میشویم؛ نمونۀ اخیر (دیماه 1404) با کشته و مجروح شدن تعداد زیادی از هموطنانمان در زمانی کوتاه (که بسیار تلخ و جانگذاز بود)، خیلی سریع پایان پذیرفت.آیا چارچوبها و محدودیتهای اسلام فقط برای مردم است و در مقابل، حاکمان و حکومت در تلاش برای تقویت و بقای خود و بهویژه در نوع برخورد با منتقدان، معترضان، شورشکنندگان و حتّی اغتشاشگران آزادی عمل کامل دارند؟!آیا لیبرالیسم و سکولاریسم (آزادی بیقید نسبت به چارچوبها و اصول دینی) فقط برای مردم بد است ولی حکومت اسلامی و حکمرانان آن در شیوه حکمرانی خود حتّی از حکومتها و حاکمان جوامع لیبرال و سکولار هم آزادی بیشتری دارند؟! (زیرا آنان بههرحال مجبورند چارچوبهای بشری مورد توافق را رعایت کنند)آیا مسلمان بودن یا زندگی در جامعه اسلامی مردم را به انتخابهایی در چارچوب «سبک زندگی اسلامی» محدود میکند امّا تصمیمات حاکمان و حکومت را به چیزی بهعنوان «سبک حکمرانی اسلامی» محدود نمیکند؟! [1]آیا اسلام به نظام اسلامی این اجازه را میدهد که نیروهای ضدّ شورش خود را در نوع برخورد قهری با معترضان و اغتشاشگران کاملا آزاد بگذارد یا باید از آنها بخواهد که اصولی را رعایت کنند؟ پاسخ روشن است؛ قطعاً اصول، چارچوبها و محدودیتهایی وجود دارد.آیا اسلام به نظام اسلامی این اجازه را میدهد که از خطاها و زیادهرویهای نیروهای خودش در برخورد با اعتراض و اغتشاش چشمپوشی کند؟ قطعاً خیر، امام علی (ع) با اینکه حکومتش در معرض خطر بود و نهایتا از دست رفت، هیچگاه از خطاهای سربازان، نیروها و حتّی یاران نزدیکش چشمپوشی نکرد.و نهایتاً، آیا اسلام به نظام اسلامی این اجازه را میدهد که مخالفان (معترضان، اغتشاشگران یا غیره) را علنی تنبیه و جریمه کند (لااقل اخبارش منتشر شود) امّا خطاکاران از نیروهای خودی را در خفا و بدون ذکر جزئیات؟!طی دهههای اخیر، همواره پس از فرونشاندن اعتراضات و اغتشاشات خیابانی، نظام جمهوری اسلامی بسیاری از معترضان و اغتشاشگران را شناسایی و به درجات مختلفی (اعدام، زندان، جریمه نقدی، اخراج و ...) تنبیه کرده است، امّا هیچگاه ندیدهایم که در ازای دهها معترض یا اغتشاشگر، یک نیروی برخورد (نظامی، انتظامی، لباسشخصی و ...) نیز بابت عدم رعایت اصول اسلامی مربوط تنبیه شود.اعترافات پس از دستگیری بسیاری از معترضان و اغتشاشگران و صحنههای جرائم آنها در تلویزیون پخش شده و میشود امّا حتّی یکبار هم یکی از نیروهای برخورد کننده حتّی با صورت شطرنجی به تلویزیون آورده نشد که بگوید «خطاهایم را میپذیرم و قبول دارم که اشتباه کردم»! چرا؟!آیا طی بارها و ماهها برخورد با معترضان و اغتشاشگران، حتّی یکی از انواع نیروهای برخورد کننده، از چارچوب اصول اسلامی مربوط فراتر نرفته است؟! این در حالیست که هر بار تصاویر و فیلمهای آزاردهندۀ متعدّدی در فضای مجازی منتشر میشود که حاکی از زیاده روی و زیرپاگذاشتن اصول اسلامی است (لااقل چنین به نظر میرسد و اگر چنین نیست نیازمند تبیین و شفافسازی است).در شلوغیهای سال 1401، حتّی برخی فیلمهای مربوط به برخورد خشن و غیرقابل توجیه با برخی معترضان یا اغتشاشگران در تلویزیون پخش و اعلام شد که بررسی، نتیجه بررسی اعلام و در صورت اثبات جرم با خاطیان برخورد میشود، امّا خبری نشد که نشد! آیا اسلام چنین اجازهای میدهد؟!بعد از وقایع کوی دانشگاه تهران در سال 78 (شاید به عنوان اوّلین اعتراضات خیابانی)، بارها گفته شد که «نیروهای برخورد کننده با این وقایع خطا کردهاند»، «باید شناسایی و تنبیه شوند»، «برایشان پرونده تشکیل و تنبیه شدهاند» امّا هیچ چیزی علنی نشد! همینطور در مورد برخی رفتارهای نامناسب و غیرقابل توجیه گشت ارشاد.در سیرۀ پیامبر (ص) و امیر مؤمنان (ع) هیچگاه سراغ نداریم که نیروها و یاران خاطی خود را در خفا تنبیه و فقط به جامعه اعلام کرده باشند که «با فلان تعداد از نیروها برخورد مناسب صورت گرفت» (با این توجیه که «دست مبارزان در مواقع مشابه بعدی نلرزد»، «ریزش نکنند» یا ...»)فلسفۀ وجودی جرائم عمومی، جلوگیری از تکرار آن جرم توسط سایرین، تأمین امنیت روانی جامعه و جلب اعتماد مردم است؛ وگرنه جنبه شخصی هر خطایی با توبه میتواند پاک شود، بنابراین، جریمه کردن شخص خاطی در خفا هیچ موضوعیت و تأثیری ندارد.👇#فرهیختگان روزن آگاهی
🔴 آیا «کاسبان تحریم» میتوانند مانع رفع تحریم شوند؟سالهاست اصطلاح «کاسبان تحریم» در ادبیات سیاسی و اقتصادی ایران به کار میرود؛ اما پرسش مهمتر این است که آیا منافع شکلگرفته در دوران تحریم آنقدر بزرگ و سازمانیافته شدهاند که خود به مانعی در برابر عادیشدن روابط اقتصادی ایران با جهان تبدیل شوند؟یاشار سلطانی در گفتوگو با اسفندیار عبداللهی، پاسخ بسیار صریحی به این پرسش میدهد.او معتقد است مسئله فقط وجود افرادی نیست که از تحریم سود میبرند؛ بلکه در طول سالها، شبکهای از منافع اقتصادی حول سازوکارهای دور زدن تحریم شکل گرفته که از ادامه وضع موجود منتفع است.سلطانی برای توضیح دیدگاه خود، فروش نفت را مثال میزند: در شرایط عادی، فروش نفت باید از مسیرهای رسمی و شفاف انجام شود؛ اما تحریم، ورود واسطهها و حتی نهادهایی خارج از ساختار متعارف فروش نفت را توجیه میکند.از اینجا به یک ادعای بزرگتر میرسد:«من شرط میبندم که دعوای هستهای با آمریکا در ایران حل نخواهد شد.»استدلال او این است که وقتی یک وضعیت استثنایی سالها ادامه پیدا میکند، ذینفعان همان وضعیت نیز بهتدریج صاحب قدرت و نفوذ میشوند و بازگشت به شرایط عادی میتواند منافع اقتصادی آنها را به خطر بیندازد.البته این بخش از سخنان سلطانی یک فرضیه درباره اقتصاد سیاسی تحریمهاست، نه واقعیتی که صرف بیان آن اثبات شده باشد. برای پذیرفتن ادعای وجود شبکهای که عملاً قادر به جلوگیری از رفع تحریم است، به شواهد و دادههای بیشتری نیاز داریم.اما پرسشی که مطرح میکند ارزش تأمل دارد:آیا طولانیشدن یک بحران میتواند گروههایی را چنان به منافع حاصل از آن وابسته کند که «حل بحران» برایشان پرهزینهتر از ادامه آن باشد؟و اگر چنین سازوکاری شکل گرفته باشد، مسئله ایران دیگر فقط مذاکره با طرف خارجی نیست؛ مسئله، اقتصاد سیاسیِ ادامه تحریم در داخل کشور نیز هست.🎙 گفتوگوی اسفندیار عبداللهی با یاشار سلطانیمشاهده ویدیو#تحریم#کاسبان_تحریم#فساد#اقتصاد_سیاسی#یاشار_سلطانی#منتخب_فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
🔵 «فتح» همیشه در جنگ نیست؛ گاهی در صلح استآیا میتوان از تعالی اخلاقی و جامعه اسلامی سخن گفت، وقتی نیازهای اولیه مردم تأمین نشده و امنیت آنها برقرار نیست؟سیدعلیرضا بهشتی در سخنانی به مناسبت رحلت پیامبر اسلام، با طرح این پرسش از دو پیششرط بنیادی برای شکلگیری یک جامعه انسانی سخن میگوید: امنیت و رفاه نسبی.از نگاه او، تا زمانی که این بستر فراهم نشده باشد، سخن گفتن از جامعهای که قرار است ارزشهای اخلاقی در آن رشد و تعالی پیدا کنند، عملاً از زمینه واقعی خود جدا میشود.بخش دیگری از سخنان بهشتی به سوره فتح و صلح حدیبیه اختصاص دارد. او تأکید میکند:«سوره فتح مربوط به صلح حدیبیه است و مربوط به جنگ نیست.»این یادآوری از آن جهت قابل تأمل است که واقعهای بدون پیروزی نظامیِ متعارف، در قرآن با مفهوم «فتح» توصیف میشود؛ صلحی که در زمان انعقاد حتی برخی از همراهان پیامبر نسبت به مفاد آن ناخشنود بودند.بهشتی از این منظر بر اعتماد پیامبر به عقل جمعی، توجه به مصالح امت و تقدم امنیت و رفاه مردم تأکید میکند و میگوید:«هدف اصلی پیامبر این بود که جامعه اسلامی جامعهای باشد که در آن امنیت و رفاه مردم و شهروندان در درجه اول تأمین شده باشد.»شاید در روزگاری که «پیروزی» بیش از هر چیز با غلبه در میدان جنگ تداعی میشود، بازخوانی این پرسش تاریخی همچنان اهمیت داشته باشد:چرا قرآن یک پیمان صلح را «فتح» نامید؟✍️ سیدعلیرضا بهشتی📎 اصل سخنان در ادامهعلیرضا بهشتی: سوره فتح مربوط به صلح حدیبیه است و مربوط به جنگ نیست | اعتماد پیامبر به عقل جمعی و توجه به مصالح امتسید علیرضا بهشتی طی سخنانی به مناسبت رحلت پیامبر اکرم(ص)،در مجتمع فرهنگی احیای فضیلت، گفت: اگر رفاه نسبی در جامعه وجود نداشته باشد، یعنی نیازهای اولیه مردم برآورده نشده باشد، و از طرف دیگر امنیت نیز وجود نداشته باشد، چگونه میتوان درباره شکلگیری و رشد یک جامعه انسانی که قرار است در آن ارزشهای اخلاقی تعالی پیدا کنند، سخن گفت؟اساساً در چنین شرایطی جایی برای صحبت از این مسائل وجود ندارد. ابتدا باید بستر لازم را برای شکلگیری جامعه اسلامی فراهم کنیم تا این جامعه نمونه بتواند به سمت نمونه شدن و مثالی شدن حرکت کند. هدف اصلی همین است.رئیس بنیاد شهید بهشتی با تأکید بر اینکه سوره فتح مربوط به صلح حدیبیه است و مربوط به جنگ نیست،گفت: هدف اصلی پیامبر(ص) این بود که جامعه اسلامی جامعهای باشد که در آن امنیت و رفاه مردم و شهروندان در درجه اول تأمین شده باشد.این موضوع نسبت به همه چیز اولویت دارد و هیچ چیزی بالاتر از آن قرار نمیگیرد.منبع: جماران#صلح_حدیبیه#سوره_فتح#پیامبر#صلح#علیرضا_بهشتی#منتخب_فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
🎥 آیا ایران از منظر تجربه غربی، «سرزمین غلط» است؟سیدمحمد بهشتی در گفتوگو با انصافنیوز بر اهمیت زاویه دید در شناخت جامعه ایران تأکید میکند و میگوید اگر ایران را صرفاً با معیارهای برآمده از تجربه تاریخی و زیسته غرب بسنجیم، بسیاری از ویژگیهای آن «غلط» به نظر میرسند:«از منظر تجربه زیسته غرب، همهچیز جامعه ایران غلط است. ما اصلاً مردم نداریم، ما شهر نداریم، همهچیزمان از منظر او غلط است.»بهشتی برای توضیح این مسئله به سفرنامهها و مواجهه اروپاییان با ایران در دورههای صفویه و قاجار نیز اشاره میکند؛ کسانی که گاه از اینکه ایرانیان اساساً چنین سرزمینی را برای زندگی برگزیدهاند، اظهار شگفتی کردهاند.اما نکته اصلی سخن او فراتر از این مثالهاست:آیا میتوان جامعه، شهر، فرهنگ و حتی مسئله توسعه در ایران را با مفاهیمی توضیح داد که محصول تجربه تاریخی جامعهای دیگرند؟و اگر پاسخ منفی است، برای شناخت ایران باید از کجا آغاز کرد؟🎥 گفتوگوی کامل سیدمحمد بهشتی با انصافنیوز:یوتیوب | آپارات📄 متن کامل مصاحبه در انصافنیوز#سیدمحمد_بهشتی#ایران#جامعه_ایران#توسعه#منتخب_فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی
🔴 وقتی رسانه از روایت جنگ، رؤیای رهایی میسازددر دوران بحران و جنگ، رسانه فقط گزارشگر اتفاقات نیست؛ میتواند تعیین کند مخاطب یک حمله نظامی را «تجاوز» ببیند یا «رهایی»، ویرانی زیرساختها را خسارت بداند یا مقدمه تغییر، و مداخله یک قدرت خارجی را تهدید تلقی کند یا راه نجات.معین کاظمی در مقالهای با عنوان «صنعت رؤیافروشی و الهیات ویرانی» سراغ عملکرد ایراناینترنشنال و شبکهای از جریانهای رسانهای و کاربران همسو با آن رفته و تلاش کرده با استفاده از تحلیل دادههای توییتر فارسی و نشانهشناسی روایتها توضیح دهد که چگونه یک دستگاه رسانهای میتواند تصور مخاطب از جنگ، خشونت و آینده ایران را تغییر دهد. نویسنده معتقد است آنچه با آن مواجهیم صرفاً «فیکنیوز» یا جانبداری متعارف یک رسانه نیست؛ بلکه نوعی «صنعت تولید رضایت برای ویرانی» است: ساختن آیندهای آرمانی که در آن، هزینههای امروز ــ حتی حمله خارجی ــ میتواند بهعنوان بهای رسیدن به فردایی بهتر پذیرفته شود.یکی از محورهای قابل تأمل مقاله، بررسی سازوکاری است که نویسنده آن را تبدیل «تجاوز خارجی» به «جراحی رهاییبخش» مینامد؛ روایتی که میتواند حمله نظامی را نه تهدیدی علیه یک کشور، بلکه مرحلهای از فرآیند رهایی آن بازنمایی کند. کاظمی حتی از عادیشدن ایدههایی مانند مسلحکردن مردم و جنگ داخلی سخن میگوید و معتقد است در منتهاالیه چنین منطقی، مرز میان مخالفت با جمهوری اسلامی و پذیرش ویرانی ایران برای تغییر حکومت میتواند بهتدریج محو شود. البته این مقاله خود یک خوانش انتقادی و بهشدت موضعدار از ایراناینترنشنال است و دادهها، روش تحلیل و نتیجهگیریهای نویسنده نیز میتوانند موضوع نقد و مناقشه باشند.اما ورای داوری درباره یک شبکه مشخص، پرسشی که مقاله پیش میکشد ارزش تأمل دارد:رسانه از کجا از «روایت واقعیت» عبور میکند و به «ساختن واقعیتی مطلوب» میرسد؟و پرسش مهمتر برای جامعهای گرفتار منازعه سیاسی:آیا نفرت از یک حکومت میتواند آنقدر پیش برود که حمله خارجی، تخریب زیرساختها یا حتی جنگ داخلی، در ذهن بخشی از جامعه نه بهعنوان فاجعه، بلکه بهعنوان مسیری برای رهایی بازتعریف شود؟✍️ معین کاظمی | پژوهشگر علوم اجتماعی📎 متن کامل مقاله «صنعت رؤیافروشی و الهیات ویرانی؛ تحلیل نشانهشناختی پروپاگاندای ایراناینترنشنال» در ادامهمطالعه متن کامل مقالهنسخه پیدیاف اینجا#رسانه#پروپاگاندا#ایران_اینترنشنال#جنگ#افکار_عمومی#منتخب_فرهیختگان#فرهیختگان؛ راهی به رهایی