🟣«تراژدی پروتستانتیسم اسلامی»؟ پروبلماتیک دین در عرصه عمومی بخش اول از مقالهی«آیا مسلمانان پیشرو ر…
انتشار: 2026/07/31 20:35 UTCدریافت: 2026/08/14 04:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 04:55 UTC
🟣«تراژدی پروتستانتیسم اسلامی»؟ پروبلماتیک دین در عرصه عمومی بخش اول از مقالهی«آیا مسلمانان پیشرو راه را برای هژمونی «خمینیسم» هموار کردند؟»* 🔶مجتبی مهدوی @iranfardamag ▪️چپهای سکولار و لیبرالها مواضع متفاوتی در مورد نقش دین در انقلاب ۱۳۵۷ اتخاذ کردهاند. با این حال، بسیاری از استدلالهای جدی و دقیق — از جمله استدلالهای مورخ برجسته، یرواند آبراهامیان — به نظر میرسد بازتابدهنده ایدههای محوری بیژن جزنی در اثرش با عنوان «مارکسیسم اسلامی یا اسلام مارکسیستی؟» باشند. در این اثر، نقد جزنی بر روشنفکران مسلمان مدرن، متوجه بازتفسیر مجاهدین خلق از اسلام در راستای مارکسیسم بود. جزنی استدلال میکرد که تلاشها برای مدرنیزه کردن اسلام محکوم به شکست است؛ چنین تلاشهایی در نهایت به تقویت نهادهای مذهبی روحانیون منجر میشود که از «حق وتو» برای بیاعتبار کردن اسلام مدرنشده برخوردارند./۱از نظر او، اسلام و دیگر ادیان، به دلیل استوار بودن بر حقیقت الهی، ذاتاً ارتجاعی هستند و با عقل، پیشرفت و علم مدرن در تضادند./۲ اسلام، مانند دیگر ادیان، نمایانگر روبنای یک جامعه قدیمی است و باید بهطور مسالمتآمیز از جامعه مدرن «حذف» شود./۳ 🔸اگرچه جزنی به دینداری مردم توجه داشت و هرگز به باورهای آنها توهین نکرد، به نظر میرسد که او پیشنهاد میکند به جای اصلاح یا مدرنیزه کردن گفتمان مذهبی، روشنفکران باید تودهها را آموزش دهند و آنها را از تأثیرات منفی و جوهر ارتجاعی دین رها سازند./۴ به طور خاص، هسته اصلی استدلال او این است که تلاش برای مدرنیزه کردن گفتمان اسلامی در نهایت به نفع نهاد روحانیت تمام میشود و دلایل این امر دوگانه است: اولاً، روحانیون انحصار تفسیر متون دینی را در دست دارند، و ثانیاً، توانایی منحصر به فردی برای بسیج تودههای مذهبی دارند. بنابراین، از نظر جزنی، نیت خیر اصلاحطلبان مسلمان بیاهمیت است؛ واقعیت تاریخی هژمونی اجتماعی-فرهنگی طبقه روحانیت در ایران (و سایر جهان اسلام) تعیینکننده شکستی فاجعهبار برای اصلاحطلبان مسلمان خواهد بود. به عبارت دیگر، استدلال او حاکی از این است که وقتی دین وارد عرصه عمومی میشود، دو ستون اصلی قدرت روحانیت — انحصار در تفسیر دین و توانایی بسیج تودهها — در نهایت روحانیت را به یک عنصر فرصتطلب « مفتسوار»/۵ تبدیل میکند که از حضور عمومی دین بهرهبرداری کرده و برای تحکیم الیگارشی خود و حذف یا به حاشیه راندن تمام رقبا، از جمله روشنفکران مسلمان مدرن، استفاده میکند. ▪️در طول چند دهه گذشته در ایران پس از انقلاب، گفتمان علی شریعتی اغلب به عنوان ستون فقرات نظریه ولایت فقیه خمینی شناسایی شده است./۶ استدلال شده است که گفتمان انقلابی اسلامی شریعتی مسئول بسیاری از اشتباهات و شکستهای پس از انقلاب است. این شریعتی بود که در دهه ۱۳۵۰ موفق شد اسلام را به عرصه عمومی بیاورد؛ گفتمان او تودهها را بسیج کرد، اما در عین حال روحانیت ارتجاعی را نیز تقویت نمود. بدون شریعتی، اسلام در ایران در حوزه خصوصی باقی میماند، الیگارشی روحانیون به قدرت نمیرسید و ایران امروز تحت حکومت یک دموکراسی سکولار مدرن قرار داشت. 🔸با الهام از سید جواد طباطبایی، اندیشمند لیبرال ایرانی و مدافع پرشور گفتمان ملیگرایانه «ایرانشهری»، محمد قوچانی، روزنامهنگار ایرانی، استدلال میکند که ایده «پروتستانتیسم اسلامی» یک «تراژدی» است که «اصلاح دینی» را به «استبداد دینی» تبدیل کرده است. به گفته او، راه رسیدن به آزادی سیاسی از مسیر اصلاح دینی نمیگذرد؛ و پروتستانتیسم مسیحی در غرب — نسخه آرمانی پروتستانتیسم اسلامی — به استبداد، تعصب مذهبی و خشونت انجامید. بنابراین، پروتستانتیسم اسلامی نیز نتیجهای «تراژیک» به همراه خواهد داشت. از نظر او، میراث فکری شریعتی پیشتر به تحقق چنین تراژدی در ایران کمک کرده است./۷ ▪️از منظر چپ سکولار، یرواند آبراهامیان نقد رادیکال خود را درباره اصلاحات اسلامی ارائه میدهد. در کتاب «اسلام رادیکال: مجاهدین ایران»، او تصدیق میکند که پروژه شریعتی برای رنسانس اسلامی و اصلاحات پروتستانی، انحصار روحانیون بر تفسیر متون دینی را به چالش کشید. آبراهامیان با الهام از ماکس وبر استدلال میکند که شریعتی معتقد بود «اسلام، مانند مسیحیت، نیاز به تفسیری جدید دارد تا دین قدیمی و «منفی» را به نیرویی «مثبت» تبدیل کند که به پیشرفت بشری کمک کند./۸ »... 🔻متن کامل: cutt.ly/Oyu4eBKr #دین_در_عرصهعمومی#پروتستانتیسم_اسلامی#ایران_فردا #علی_شریعتی#مجتبی_مهدوی #لوموند_دیپلماتیک t.me/iranfardamag