🟣 دیالکتیک ساختار و عاملیت: بسترسازی نقش ایدهها در انقلاب ۱۳۵۷ آیا مسلمانان پیشرو راه را برای هژمو…
انتشار: 2026/08/09 10:31 UTCدریافت: 2026/08/14 04:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 04:55 UTC
🟣 دیالکتیک ساختار و عاملیت: بسترسازی نقش ایدهها در انقلاب ۱۳۵۷ آیا مسلمانان پیشرو راه را برای هژمونی «خمینیسم» هموار کردند؟ 🔶مجتبی مهدوی@iranfardamag ▪️ هژمونی خمینیسم و الیگارشی روحانیت در ایران پس از انقلاب، نتیجه عوامل متعدد اجتماعی-سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است. این پدیده را نمیتوان به یک عامل ساده و واحد، مانند ایدههای مذهبی، تقلیل داد و دیالکتیک و تعامل بین ساختارها و کنشگران در جریان و پس از انقلاب ۱۳۵۷ را نادیده گرفت. نه ساختارها در تعطیلات بودند و نه کنشگران در سالهای ۱۳۵۷–۱۳۵۶ مرده بودند! همانطور که در جای دیگری نشان دادهام، دیالکتیک و تعامل سه عامل ساختاری — ساختار دولت (سطح سیاسی)، توسعه نابرابر (ساختار اجتماعی-اقتصادی) و جنگ سرد (ساختار جهانی) — و همچنین سه عامل کنشگرایانه — کاریزما خمینی (سطح فردی)، مساجد و شبکه سراسری مراکز مذهبی (سطح نهادی) و گفتمان انقلابی پوپولیستی (سطح فکری) — به هژمونی خمینیسم انجامید.[1] 🔸علاوه بر بحران مشروعیت در رژیم پس از کودتای ۱۳۳۲، ماهیت نئوسلطانی نفتی[2] رژیم شاه، دولت را بطور نسبی مستقل از جامعه کرد و تأثیر جامعه بر دولت محدود شد. هرچه شاه بیشتر قدرت خود را با دولت در هم میآمیخت و هرچه بیشتر به دستگاههای سرکوبگر وابسته به دولت، درآمدهای نفتی و ایالات متحده متکی می شد، خود را بیشتر از جامعه دور می کرد. ▪️ نمود توسعه نامتوازن اجتماعی-اقتصادی سه جنبه داشت: اول، به تضاد بین توسعه اقتصادی و سیاسی دامن زد. در نتیجه، ساختار سیاسی به شدت از مدرنیزاسیون اقتصادی کشور عقب افتاد. طبقه متوسط از نظر سیاسی، فرهنگی و در سالهای بعد، اقتصادی از رژیم ناراضی بود: «در دورهای که جمهوریخواهی، رادیکالیسم و ملیگرایی رواج داشت، رژیم پهلوی در نظر روشنفکران، حامی سلطنتطلبی، محافظهکاری و امپریالیسم غربی جلوه میکرد[3].» دوم، توسعه نامتوازن ، ساختار اقتصادی را دو قطبی کرد و جامعهای دوگانه با اقتصادهای سنتی و نیمهصنعتی متضاد را شکل داد. 🔸انقلاب سفید شاه سیستم اجتماعی-اقتصادی را دو قطبی کرد، هم طبقات سنتی و هم مدرن را ناکام گذاشت و یک طبقه اجتماعی ناراضی جدید از فقرای شهری ایجاد کرد که نقش مهمی در انقلاب ۱۳۵۷ ایفا کردند. سوم، ساختار اجتماعی-اقتصادی ایران تحت حکومت شاه نیز بطور نامتوازن از نظام اقتصادی جهانی و "توسعه وابسته" تأثیر پذیرفته بود. اقتصاد سنتی بازار و پیشهوران صنفی توسط واردات ارزان قیمت از بازار خارج شدند و از اقدامات خودسرانه دولت رنج بردند[4]. ▪️ ساختار جهانی قدرت در دوران جنگ سرد به شیوههای مختلف به شرایط انقلابی کمک کرد و زمینه را برای شکلگیری خمینیسم فراهم ساخت: تحت سایه جنگ سرد، افراد، ایدهها و نهادهای لیبرال و چپگرا (سکولار یا مسلمان) به عنوان تهدیدهای اصلی رژیم تلقی میشدند. احساسات ضدکمونیستی نهاد روحانیت، فضایی نسبتاً امن برای فعالیت روحانیون ایجاد کرد. علاوه بر این، در دوران ریاست جمهوری جیمی کارتر، سیاست خارجی ایالات متحده نسبت به دوران نیکسون تغییر کرد. سیاست حقوق بشر و آزادیهای محدود کارتر، شاه را وادار کرد تا برخی از زندانیان سیاسی را آزاد کند، بدون آنکه اصلاحات عمدهای انجام دهد. اما رئیسجمهور کارتر مطمئن نبود که آیا ایالات متحده باید به حمایت از شاه ادامه دهد یا خیر. از آنجا که کارتر موضعگیری احساسی شدیدی نسبت به شاه نداشت و همچنین سیاست مشخصی برای مقابله با انقلاب نداشت، شاه در واکنش به شرایط انقلابی دچار تردید شد. در چنین بستر ساختاری بود که خمینیسم با استفاده از ایدهها، نهادها و مهارتهای رهبری خود، میدان انقلاب را تسخیر کرد…. 🔻متن کامل: bit.ly/45jJ3I6##%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%… #علی_شریعتی#دیالکتیک_ساختار_و_عاملیت #مجتبی_مهدوی #لوموند_دیپلماتیک t.me/iranfardamag