🔴 بدون خشونت در میانهی خشونت 🔷 سمانه گلاب@iranfardamag🔸تاریخ معاصر ایران تاریخی آکنده از بحران، س…
انتشار: 2026/07/18 10:56 UTCدریافت: 2026/07/31 23:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/07/31 23:52 UTC
🔴 بدون خشونت در میانهی خشونت 🔷 سمانه گلاب@iranfardamag🔸تاریخ معاصر ایران تاریخی آکنده از بحران، سرکوب و مقاومت بوده است. در این تاریخ پر فراز و فرود، خشونت سیاسی چه از سوی صاحبان قدرت و چه از سوی بخشی از مخالفان پدیدهای تازه یا استثنایی نیست. هنوز چندان از دوران حکومت پهلوی فاصله نگرفتهایم که روایتهای تکاندهنده از شکنجهها و خشونتهای ساواک علیه مخالفان سیاسی، (فارغ از داوری ما درباره باورها و عملکرد مخالفان) از حافظه جمعی پاک شود. انقلاب ۱۳۵۷ نیز نه پایانی بر این چرخه، بلکه آغاز مرحلهای تازه از آن بود؛ مرحلهای که در سالهای نخست پس از انقلاب، هم از سوی قدرت مستقر و هم از سوی بخشی از نیروهای مخالف، خشونت را به بخشی از مناسبات سیاسی بدل کرد. ▪️ با تثبیت تدریجی ساختار قدرت و یکدستتر شدن حاکمیت به ویژه از سال 1388 به بعد در بسیاری از موارد استمرار و حتی نهادینه شدن اشکال مختلف سرکوب دیده شد. این روند سرانجام در فاجعه دیماه ۱۴۰۴ به نقطهای رسید که میتوان آن را یکی از تاریکترین لحظات تاریخ معاصر ایران دانست. بنا بر گزارشهای رسمی، تنها در دو روز بیش از سه هزار نفر جان خود را از دست دادند و برخی گزارشهای غیررسمی و معتبر، شمار قربانیان را بیش از هفت هزار نفر برآورد کردهاند. فارغ از اختلاف آمارها، ابعاد این رخداد چنان گسترده و هولناک است که آن را به حادثهای کمسابقه، و شاید بیسابقه، در تاریخ معاصر ایران تبدیل میکند. 🔸در مواجهه با چنین خشونتی، پرسش اصلی چگونگی فهم و مواجهه اخلاقی و سیاسی با خشونت است: آیا خشونت میتواند ابزار رهایی باشد، یا آنکه خود به بازتولید چرخه سلطه میانجامد؟ این پرسشی است که سنتهای فکری متفاوت، پاسخهایی کاملاً متفاوت به آن دادهاند. ▪️ در میان متفکران قرن بیستم، فرانتس فانون یکی از مهمترین صداهایی است که از نسبت خشونت و رهایی سخن گفته است. فانون که تجربه استعمار فرانسوی در الجزایر را با خود داشت، در کتاب دوزخیان روی زمین خشونت را نه صرفاً یک واکنش احساسی یا انحراف سیاسی، بلکه بخشی ناگزیر از فرایند رهایی انسان استعمارزده میداند. از نگاه او، استعمار تنها یک نظام سیاسی یا اقتصادی نیست؛ جهانی دوپاره میسازد که در آن انسانِ استعمارشده نه فقط از حقوق و منابع، بلکه از شأن انسانی خود نیز محروم میشود. این نظم از ابتدا بر پایه خشونت بنا شده و خود را نیز تنها از طریق خشونت حفظ میکند. 🔸فانون معتقد است در چنین جهانی، دعوت به آرامش، مدارا یا اصلاح تدریجی، اغلب چیزی جز تثبیت وضع موجود نیست. استعمارگر زبان دیگری جز زور نمیشناسد و بنابراین استعمارشده نیز ناگزیر است در همان زمین و با همان زبان پاسخ دهد. از این منظر، خشونتِ مقاومت صرفاً ابزاری نظامی نیست؛ بلکه عملی است که انسانِ تحقیرشده از خلال آن احساس میکند دوباره بر سرنوشت خود مسلط شده و حیثیت ازدسترفتهاش را بازمییابد. فانون حتی از نوعی کارکرد روانی و وجودی خشونت سخن میگوید: خشونت برای سوژه استعمارزده، لحظه شکستن ترس و خروج از وضعیت انفعال است. ▪️ اما در نقطهای متفاوت، هانا آرنت قرار میگیرد. آرنت نیز متفکری نبود که از دور درباره خشونت نظریهپردازی کند. تجربه فروپاشی جمهوری وایمار، ظهور نازیسم، تبعید و مواجهه مستقیم با توتالیتاریسم، بخش مهمی از اندیشه او را شکل داده بود. با این حال، او در کتاب درباره خشونت نسبت به تبدیل خشونت به بنیان سیاست یا ابزار رهایی عمیقاً بدبین است. 🔸آرنت میان «قدرت» و «خشونت» تمایزی اساسی قائل میشود. از نگاه او، قدرت حاصل کنش جمعی، رضایت و توان انسانها برای عمل مشترک است؛ در حالی که خشونت اساساً ابزاری است که معمولاً زمانی به کار گرفته میشود که قدرت رو به زوال رفته باشد. هرجا نیاز به خشونت دائمی وجود دارد، نشانهای از فقدان قدرت واقعی نیز وجود دارد. ▪️برخلاف فانون، آرنت نسبت به این ایده که خشونت بتواند انسان را آزاد کند یا نظمی انسانیتر بسازد، تردید جدی دارد. او میپذیرد که در برابر سرکوب عریان، خشم و حتی واکنش خشونتآمیز میتواند قابل درک باشد؛ اما هشدار میدهد که خشونت، حتی اگر با نیت رهایی آغاز شود ممکن است باعث فروپاشی یک ساختار شود اما الزاماً قادر به ساختن نظمی آزاد و پایدار نیست. تجربههای قرن بیستم نیز تا حدی این ایده را برای آرنت تقویت میکرد که مرز میان «خشونت رهاییبخش» و «خشونت بازتولیدکننده سلطه» بسیار شکنندهتر از آن چیزی است که بسیاری از انقلابیون تصور میکردند/۱.... 🔻متن کامل: cutt.ly/3yrmXTSC #ایران_فردا#سمانه_گلاب#عدم_خشونت t.me/iranfardamag