روز ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ سهراه بوذرجمهوریبرگرفته از کتاب «روز ۲۸ امرداد سهراه بوذرجمهوری» نوشتۀ دکتر هو…
انتشار: 2026/08/19 04:28 UTCدریافت: 2026/08/21 12:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 12:05 UTC
روز ۲۸ امرداد ۱۳۳۲ سهراه بوذرجمهوریبرگرفته از کتاب «روز ۲۸ امرداد سهراه بوذرجمهوری» نوشتۀ دکتر هوشنگ طالع، امردادماه ۱۳۹۲دکتر هوشنگ طالعروز بیست و هشتم امرداد که افراد حزب پان ایرانیست، برای شرکت در تظاهرات گسترده در پشتیبانی از دولت ملی آماده میشدند، خبر رسید که خانهی دکتر مصدق در خیابان کاخ (شماره ۱۰۹) مورد تهاجم مسلحانه قرار گرفته است و با پدآفند سرسختانهی نگاهبان نخستوزیری به فرماندهی سرهنگ ممتاز روبهرو گردیده است. در این روز، مرحلهی دوم کودتا که عبارت بود از عملیات همآهنگ نظامیان و اوباش، به مورد اجرا درآمد. رهبری شاخهی نظامی کودتا را سرلشکر فضلالله زاهدی به عهده داشت. اوباش را طیب و شعبان بیمخ رهبری میکردند و پری آژدانقزی نیز رهبری روسپیان را عهدهدار بود.یکی دو تن از اعضای کمیتهی عالی رهبری که در حزب بودند، نیروداران حاضر در باشگاه حزب را به یک نشست اضطراری فراخواندند. در نشست تصمیم گرفته شد که به سرعت به پایگاههای نزدیک و دور آگاهی داده شود که افراد بیشتری برای رویارویی با هرگونه رخداد احتمالی، در دفتر حزب گرد آیند. از سوی دیگر، در حالی که کمابیش دویست تن از افراد در باشگاه حزب گرد آمده بودند، خبر فرو افتادن خانهی نخستوزیر و غارت آن از سوی اوباش و نظامیان را آوردند.هنوز افراد از حالت بهت از شنیدن این خبر به خود نیامده بودند که فریادهایی از دور به گوش رسید. یکی دو تن برای خبرگیری بیرون رفتند و گزارش کردند که یک گروه کمابیش دویست، سیصد نفری در حالی که شعبان بیمخ سوار بر جیپ در پیشاپیش آنها در حرکت است، به سوی دفتر حزب میآیند.خانهی شعبان بیمخ در خیابان شاپور و در نزدیکی باشگاه حزب قرار داشت. دو بار اوباش و چاقوکشان وی بعد از حادثهی ۲۹ اسفند ۱۳۳۱ از سوی افراد حزب ادب شده بودند و در نتیجه، جرات آفتابی شدن در آن دوروبر را نداشتند.شعبان بیمخ با پول دربار و عوامل انگلیس، خود را به صحنهی حوادث روز رسانیده بود. اوباش و چاقوکشان همراه شعبان بیمخ، شعار میدادند:حالا که بشکن بشکنه، شاه، مصدق شکنهحالا که بشکن بشکنه، شعبون مصدق میشکنهشعبونخان، تاج میبخشه. شعبونخان، تاج میبخشه...با رسیدن اوباش و چاقوکشان برابر دفتر حزب، سه ردیف پنجرههای رو به خیابان باشگاه حزب گشوده شد و با یک سنگباران سخت و پرتاب چند بطری آتشزا، صف عربدهکشان از هم پاشید. افراد گارد و دیگر افراد حزب نیز از این موقعیت بهره جستند و خودروی حامل شعبان را که یک عکس بزرگ شاه را حمل میکرد، مورد حمله قرار دادند. حمله چنان برقآسا بود که صف اوباش و چماقداران و چاقوکشان از هم پاشید و رانندهی شعبان بیمخ با فرار به سوی عقب وی را از معرکه به در برد. گرچه چند نفر در جریان حرکت به عقب جیپ شعبان بیمخ، در اثر برخورد خودرو، زخمی شدند.با این آگاهیها، آقای محمودامین صالحی دستور برچیدن تظاهرات و تخلیهی محل حزب را صادر کرد. بدین سان، تنها تشکیلاتی که در روز 29 امرداد (تا نزدیکیهای ظهر) هنوز تظاهرات را به طرفداری از دولت ملی دکتر مصدق ادامه داد تشکیلات حزب پان ایرانیست در شهر ساوه بود.بدینسان ، این ناانسانان و تبهکاران، کاری کردند تا برای قسمخوردهترین دشمنان ایران «خواب خوش» فراهم کنند. انتونی ایدن استعمار مرد انگلیسی در خاطرات خود مینویسد:2خبر سقوط دکتر مصدق از اریکهی قدرت، زمانی به من رسید که با همسر و پسرم در کشتی میان جزایر یونان در دریای مدیترانه سرگرم استراحت بودیم. پس از مدتها آن شب خواب بسیار خوشی کردم.دنباله نوشتار:iranboom.ir/tarikh/tarikhemoaser/10087-ro… ایرانبومtelegram.me/iranboom_ir


