پاییزِ خوشباران (بخش اول) امروز دیدم سازمان هواشناسی جهانی خبر داده، پاییزی پُرباران در راه ایران…
انتشار: 2026/08/08 07:13 UTCدریافت: 2026/08/13 00:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 00:50 UTC
پاییزِ خوشباران (بخش اول) امروز دیدم سازمان هواشناسی جهانی خبر داده، پاییزی پُرباران در راه ایران است. «پرباران» را که دیدم، پیش خود گفتم: چرا نگوییم «خوشباران»؛ همان تعبیر دلنشینی که مولانا در غزلِ «مستان سلامت میکنند» به کار برده و استاد محمدرضا شجریان،…پاییزِ خوش باران (بخش دوم)میتوان این پرسش را مطرح کرد که چه چیزی ترکیبِ «خوشباران» را که مولانا در غزل رندانِ مست خود به کار برده، بر ترکیبِ رایج «پُرباران» تمایز و تشخّص ویژه میبخشد؟ آیا این تمایز فقط مربوط به گوشنوازی و آوا و طنینِ بدیع و نوآیینِ این واژه است؟ یا آنکه پایِ نکتهٔ باریک و ظریف دیگری هم در میان است؟ به نظرم، صفت «خوش» در ترکیب خوشباران، برخوردار از ظرفیت معنوی و فرهنگیِ فراخی است که صفت «پُر» در ترکیب «پرباران» فاقد آن است. پُر صرفاً دلالت بر کمیت و مقدار دارد. پُرباران یعنی باران فراوان؛ ذهن خواننده با شنیدن این واژه متوجه مفهوم دیگری غیر از افزونی باران نمیشود. اما صفت خوش در خوشباران، علاوه بر کثرت و بسیاری باران، بر مفهوم شادی و خوشی و طراوتی که باران با خود به ارمغان میآورد، اشاره دارد. بر ارج و ارزش ترانگی و طربناکی و در یک کلمه، بر ارج و ارزش خوشباشی و خوشزیستی که نیاز آدمیزادی خاصه نیاز اجتماع امروز ایرانی است. حافظ عزیز، در نقد وضعیتِ حاکم بر روزگار خود فرمود:خشک شد بیخ طرب، راهِ خرابات کجاست؟تا در آن آب و هوا نشو و نمایی بکنیم!نشو و نما در بیت لسانالغیب، بسیار دقیق و هوشمندانه به کار رفته. طرب و شادی، در نگاه حافظ، صرفا امری فرعی و نمایشی و تزیینی و تفننی نیست که اگر در جمع و جامعهای نبود و یا کمرنگ بود، اتفاق چندان مهمی به حساب نیاید. حافظ همسو با دانش روانشناسی امروز، گویا بر این اصل قائل بوده، که شادی سبب نشو و نما یعنی باعث رشد و بالندگی و شکوفایی و شکفتگی شخصیت آدمی است. از این منظر که بنگریم، نیاز آدمی را به شادی و خرّمی، کمتر از نیاز او به نان شب نخواهیم یافت.خلاصه آنکه خوش در خوشباران نه فقط بر کمیت باران بلکه بر کیفیتی درنگ و تأکید میکند که به زندگی سمتوسو و غنا و رنگ و معنا میدهد. شادی، غائب اصلی فرهنگ و زندگی جمعی و مَدَنی انسان ایرانی است. از همین روی است که گویی او ناچار بوده، به روزگار خشکسالیها و قحط شادیها، همواره چشم در راه بماند و بارش باران را از آسمان طلب کند. خوشباران ما را به حلقهای از مفاهیم اخلاقی و معنوی و در واقع، به شبکهای از خانوادهٔ واژگانی پیوند میدهد که شادی و خوشی، مدار و مرکز آن است. خوشباران، افزون بر فراوانی باران، دعوتی است همهٔ ما را به خوشنهادی، خوشخویی، خوشنظری، خوشگمانی، خوشگفتاری و خوشسخنی، خوشرفتاری و در نهایت خوشباشی، یعنی باشیدن و بودن و زیستنی خوب و خوش و پاک و اخلاقی.▫️ایرج رضایی@irajrezaie

