امیر نظام در ایرج به چشم فرزندی مینگریست و او را در محافل ادبی و مجالس دوستانه خویش بارمیداد؛ و…
انتشار: 2026/08/14 10:40 UTCدریافت: 2026/08/17 02:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 02:50 UTC
امیر نظام در ایرج به چشم فرزندی مینگریست و او را در محافل ادبی و مجالس دوستانه خویش بارمیداد؛ و ایرج که ظاهراً در دوران کودکی طفلی ضعیف و نحیف و کمسخن و خوددار و متین بود مانند مجسمهای بیروح در این مجلس ها مینشست و گوش میداد و زبان میبست. امیرنظام…امیرنظام در نامه ای که مخاطب آن نامعلوم است و شاید میرزا عبدالرحیم قائم مقام باشد نوشته است: «فدایت شوم، مرقومة جناب اجلّ عالی با منظومه فخرالشعرا رسید و معلوم شد که جنابعالی به اقتضای لطفی که با من دارید، او را به انشاء آن قصیده تحریض و ترغیب فرمودهاید. انصافاً قصیدهها را خوب و بامزه گفته است. این همان میرزا شوکلاست که میگفتم قوة نفس کشیدن ندارد و مثل قالب بیروحی بود و مینشست. او را دست انداخته، با او شوخیها میکردیم. حالا میبینید که چه طبعی دارد و چقدر جوان خوشقریحه باستعدادی است.»📚 منبع: کتاب نامه ها و اسناد ایرج میرزا🖋@IRAJMIRZA_OFFICIAL


