English Idiom with meaning and example.📚 . . . .اصطلاح "In the nick of time" یکی از اصطلاحات بسیار…
انتشار: 2026/07/30 07:46 UTCدریافت: 2026/08/07 06:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 06:40 UTC
English Idiom with meaning and example.📚 . . . .اصطلاح "In the nick of time" یکی از اصطلاحات بسیار رایج در زبان انگلیسی است که برای توصیف یک موقعیت «بسیار حیاتی» به کار میرود.### معنای دقیق:این عبارت یعنی «در آخرین لحظه ممکن» یا «درست سر بزنگاه».زمانی از این اصطلاح استفاده میکنیم که اتفاقی (معمولاً مثبت یا نجاتبخش) درست چند لحظه پیش از آنکه خیلی دیر شود یا فاجعهای رخ دهد، به وقوع میپیوندد.### ریشه اصطلاح:این اصطلاح به قرن ۱۷ میلادی بازمیگردد. در آن زمان، از واژه "nick" برای اشاره به یک «بریدگی یا شیار کوچک» روی چوب یا ابزار اندازهگیری استفاده میشد. بعداً این واژه به معنای «نقطه دقیق زمان» (the exact point in time) به کار رفت. به همین دلیل، "in the nick of time" به معنای رسیدن به همان نقطه زمانیِ دقیق و نهایی است.### مثالها:۱. در یک موقعیت اضطراری:> "The ambulance arrived in the nick of time to save his life."> (آمبولانس درست سر بزنگاه/در آخرین لحظه رسید تا جان او را نجات دهد.)۲. در یک موقعیت روزمره:> "I finished my homework in the nick of time before the teacher started collecting them."> (من تکالیفم را درست در آخرین لحظه، قبل از اینکه معلم شروع به جمعآوری آنها کند، تمام کردم.)۳. در یک موقعیت پرواز/سفر:> "We reached the airport gate in the nick of time and barely made our flight."> (ما درست در آخرین لحظه به گیت فرودگاه رسیدیم و به سختی به پروازمان رسیدیم.)### معادلهای فارسی:برای بیان این مفهوم در فارسی میتوان از عبارتهای زیر استفاده کرد:* «درست سر بزنگاه»* «دم آخر»* «لب مرز» (در برخی متون)* «ثانیه نودی» (عامیانه)
