. برخی دهه هشتادیها و نودیها، و فریب رسانه؛ در ستایش جنگ، در غیاب آگاهیعدهای دختر پسر با ضریب…
انتشار: 2026/08/02 06:33 UTCدریافت: 2026/08/03 05:32 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 05:32 UTC
. برخی دهه هشتادیها و نودیها، و فریب رسانه؛ در ستایش جنگ، در غیاب آگاهیعدهای دختر پسر با ضریب هوشی پایینبی ادب بی نزاکتعقده حقارت و دیده شدنوضعیت اسفباری را رقم زدهاند.این روزها، در شبکههای اجتماعی، گاه با جوانانی روبهرو میشویم که با شور و هیجان، فریاد میزنند: «بزن، ایران را نابود کن». جوانانی که شاید هرگز، نه طعم بمب را چشیدهاند، نه صدای موشک را از نزدیک شنیدهاند، نه خاکستر جنگ را دیدهاند. اما، با تمام وجود، خواهان جنگ هستند. جنگی که قرار است، در سرزمین دیگری، و بر سر مردمان دیگری، رخ دهد. اما، آیا این جوانان، میدانند جنگ، واقعاً چیست؟این نسل، نسلی است که در دنیای دیجیتال بزرگ شده است. دنیایی که در آن، واقعیت و مجاز، بهسرعت در هم آمیختهاند. در این دنیا، جنگ، یک بازی ویدئویی است. کشتن، یک عمل ساده است. و مرگ، یک عدد است که در گوشهی صفحه نمایش داده میشود. این نسل، هیچگاه، با چهرهی واقعی جنگ روبهرو نشده است. ندیده است که چگونه، در یک لحظه، خانهای بر سر ساکنانش آوار میشود. ندیده است که چگونه، مادری، بر جسد فرزندش، فریاد میزند. ندیده است که چگونه، کودکی، در آوار، بیصدا، جان میدهد. و ندیده است که چگونه، جنگ، نه فقط جانها، بلکه روانها را نیز، برای همیشه، ویران میکند.اما، این همهی ماجرا نیست. این جوانان، تحت تأثیر یکی از خطرناکترین ابزارهای عصر حاضر قرار گرفتهاند: رسانههای جمعی، بهویژه رسانههای اجتماعی. رسانههایی که، با زبانی ساده، تصاویری جذاب، و پیامهایی تکراری، جنگ را به یک سرگرمی تبدیل کردهاند. رسانههایی که، به جای واقعیت، روایت میسازند. و روایتی که از جنگ ارائه میدهند، روایت قهرمانی، پیروزی، و افتخار است. نه روایت ویرانی، غم، و ناامیدی.این جوانان، نمیدانند که جنگ، هیچگاه، برنده ندارد. جنگ، فقط بازنده دارد. بازندهای به نام انسانیت. بازندهای که، در هر جنگی، صدها بار کشته میشود. بازندهای که، حتی پس از پایان جنگ، دههها طول میکشد تا زخمهایش التیام یابد. و گاه، هرگز التیام نمییابد.این جوانان، همچنین، نمیدانند که جنگ، توسط سیاستمداران آغاز میشود، اما توسط مردم عادی تجربه میشود. سیاستمداران، در کاخهایشان مینشینند و جنگ را اعلام میکنند. اما، در خیابانها، مردم عادی هستند که میمیرند، آواره میشوند، و از هم میپاشند. سیاستمداران، فرزندانشان را به جنگ نمیفرستند. آنان، در دانشگاهها و شرکتهای بزرگ ثروت اندوختهاند. و تسلیحاتی که در جنگ استفاده میشود، توسط شرکتهای آنان تولید شده است. جنگ، برای آنان، یک تجارت است. اما، برای مردم عادی، یک فاجعه است.و این، نکتهی کلیدی است: جنگ، توسط کسانی تبلیغ میشود که هرگز، خودشان، در جنگ نبودهاند. رسانهها، سیاستمداران، و حتی برخی سلبریتیها، با زبانی شورانگیز و احساساتی، از جنگ سخن میگویند. اما، خودشان، هرگز، صدای بمب را از نزدیک نشنیدهاند. خودشان، هرگز، دستهایشان را به خون بیگناهان آلوده نکردهاند. و خودشان، هرگز، نگاه پر از ترس کودکان را، در زیر آوار، ندیدهاند.این جوانان، که با شور و هیجان، فریاد «بزن، نابود کن» سر میدهند، فریب خوردهاند. فریب رسانههایی که جنگ را به یک شعار تبدیل کردهاند. فریب قدرتهایی که جنگ را ابزار سیاست میدانند. و فریب ناآگاهی از واقعیتهای تلخ تاریخ.این جوانان، نیاز دارند که تاریخ را بشناسند. تاریخ جنگهای ویرانگر قرن بیستم را. تاریخ ویتنام را. تاریخ عراق را. تاریخ افغانستان را. تاریخ یوگسلاوی را. تاریخ سوریه را. و تاریخ فلسطین را. تاریخهایی که نشان میدهند جنگ، هیچگاه، راهحل نبوده است. جنگ، مسئله بوده است. و مادر همهی مسائل بوده است.این جوانان، نیاز دارند که یاد بگیرند، پیش از آنکه سخن از جنگ بگویند، یک لحظه به این فکر کنند که اگر خودشان، در سرزمین خودشان، مورد حمله قرار میگرفتند، چه احساسی داشتند. اگر خانهشان ویران میشد. اگر مادرشان زیر آوار میماند. اگر خواهر و برادرشان آواره میشدند. اگر کودکانشان، از گرسنگی و ترس، شبها فریاد میزدند. آیا، باز هم، میگفتند: «بزن، نابود کن»؟این جوانان، نیاز دارند که بیدار شوند. بیدار از خواب رسانهای که در آن غرق شدهاند. بیدار از توهم قدرت که از پشت صفحهی نمایش، احساس میکنند. و بیدار از بیتفاوتی نسبت به سرنوشت انسانهای دیگر، که فرزندان همین زمین هستند. همانطور که ما، فرزندان این زمین هستیم.صلح، نه یک شعار، بلکه یک انتخاب است. انتخابی که باید، هر روز، با آگاهی، با شجاعت، و با مسئولیتپذیری تکرار شود. از نسلی که اگر بیدار شود، میتواند تاریخ را تغییر دهد. اما، اگر در خواب رسانهای باقی بماند، تاریخ، به زیان او تکرار خواهد شد.https://t.me/Hrman11