یادداشتهایی درباره اقتصاد، قدرت و رفتارشماره ۱۴ میانگینها همیشه راست نمیگویندچهار نفر برای شام د…
انتشار: 2026/08/08 17:45 UTCدریافت: 2026/08/15 03:13 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:13 UTC
یادداشتهایی درباره اقتصاد، قدرت و رفتارشماره ۱۴ میانگینها همیشه راست نمیگویندچهار نفر برای شام دور یک میز نشسته بودند. یکی چلوکباب سفارش داد، یکی خورش، یکی سالاد و نفر چهارم گفت اشتها ندارد و فقط چای خورد.آخر شب، صورتحساب را بر چهار تقسیم کردند. روی ماشینحساب، سهم همه دقیقاً برابر بود؛ دنگی پرداخت کردند، اما کسی که فقط چای خورده بود، سهمی از شام دیگران را هم پرداخت.بعضی آمارها نیز همین کار را با ما میکنند؛ تفاوتها را جمع میزنند، بر تعداد افراد تقسیم میکنند و بعد عددی تحویل میدهند که درست است، اما لزوماً واقعیت زندگی هیچکس نیست.هفت نمونهاش را زیاد میبینیم:۱. میگویند متوسط درآمد افزایش یافته است؛ اما بیشتر مردم نمیدانند این افزایش دقیقاً به چه کسی رسیده است.۲. از متوسط قیمت مسکن میگویند؛ گویی مستأجران میتوانند خانهای با همان قیمت متوسط پیدا کنند.۳. نرخ تورم برای همه یک عدد اعلام میشود؛ درحالیکه تورم خانوادهای که بیشتر درآمدش صرف اجاره و خوراک میشود، با خانوادهای که چند خانه و منبع درآمد دارد، یکسان نیست.۴. میگویند سرانه مصرف آب بالاست؛ اما در این سرانه، استخر پُرِ یک خانه با تانکر خالی خانهای دیگر جمع شده است.۵. میانگین نمرات یک کلاس خوب است؛ چون چند شاگرد نمره بیست گرفتهاند، حتی اگر نیمی از کلاس چیزی نیاموخته باشند.۶. اقتصاد رشد کرده است؛ اما ممکن است این رشد فقط در چند صنعت بزرگ رخ داده باشد و مغازهدار، کارگر و تولیدکننده کوچک هنوز همان فشار قبلی را تحمل کنند.۷. دولت از بهبود شاخصها سخن میگوید و مردم با تعجب به سفره، اجارهنامه و موجودی حسابشان نگاه میکنند؛ هر دو هم تصور میکنند دیگری واقعیت را نمیبیند.مسئله این نیست که میانگین بیفایده است. مسئله این است که اگر ندانیم چه کسانی بیشتر گرفتهاند و چه کسانی بیشتر پرداختهاند، میانگین میتواند نابرابری را پشت یک عدد مرتب و محترمانه پنهان کند.روی کاغذ، همه یک پرس غذا خوردهاند؛ اما کسی که فقط چای نوشیده، حقیقت دیگری را به خاطر دارد.حسین سلاحورزی#هفت_نشانهhttps://t.me/HosseinSelahvarzi