یادداشتهایی درباره اقتصاد، قدرت و رفتارشماره ۳ | «حرف من از سند معتبرتر است»فروشنده با اطمینان گفت…
انتشار: 2026/07/28 17:50 UTCدریافت: 2026/08/15 03:13 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:13 UTC
یادداشتهایی درباره اقتصاد، قدرت و رفتارشماره ۳ | «حرف من از سند معتبرتر است»فروشنده با اطمینان گفت: «حرف من از سند معتبرتر است.» خریدار لبخند زد و پاسخ داد: «پس لطفاً همین حرف را در قرارداد بنویسید.» فروشنده رنجید و جلسه سرد شد.جالب اینکه همان فروشنده، پیش از جلسه سابقه خریدار را از چند نفر پرسیده بود. احتیاط وقتی از طرف ما باشد، اسمش تجربه است؛ وقتی دیگری احتیاط کند، آن را بیاعتمادی و توهین میدانیم.بیاعتمادی یکشبه به وجود نمیآید. آرامآرام وارد زندگی میشود و با این هفت نشانه خودش را نشان میدهد:۱. هنگام خرید، بیش از آنکه به انتخاب کالا فکر کنیم، نگران فریبخوردن هستیم.۲. قول شفاهی را باور نمیکنیم و حتی پس از امضای قرارداد، باز خیالمان راحت نیست.۳. خبر را ابتدا با این معیار میسنجیم که چه کسی گفته، نه اینکه درست است یا نه.۴. موفقیت دیگران را بیشتر نتیجه رابطه و رانت میدانیم تا تلاش و شایستگی؛ گاهی هم البته بیدلیل نمیگوییم.۵. در هر معامله، پیش از دیدن فرصت همکاری، دنبال نقشه احتمالی طرف مقابل میگردیم.۶. خودمان همه واقعیت را نمیگوییم؛ اما از دیگران انتظار صداقت کامل داریم.۷. حکومتها از مردم اعتماد میخواهند، اما درباره تصمیمهایشان، اشتباهاتشان و هزینهای که این اشتباهات بر مردم تحمیل کرده، توضیح روشنی نمیدهند. کسی که پاسخگو نیست، نمیتواند طلبکار اعتماد باشد.بیاعتمادی فقط یک احساس ناخوشایند نیست؛ هزینه دارد. وکیل، ضامن، چک تضمین، پیشپرداخت، قراردادهای طولانی و جلسههای تکراری، بخشی از پولی است که بابت نبود اعتماد میپردازیم؛ پولی که در هیچ فاکتوری نوشته نمیشود.اعتماد با نصیحت برنمیگردد. با راستگفتن، بهویژه وقتی به زیان ماست؛ با پذیرفتن اشتباه و با انجام همان کاری ساخته میشود که قولش را دادهایم.پرسش اصلی این است: ما واقعاً قابلاعتمادیم یا فقط انتظار داریم دیگران به ما اعتماد کنند؟حسین سلاحورزی#هفت_نشانهhttps://t.me/HosseinSelahvarzi