شاهدی کز عشق او عالَم گریستعالَمش می راند از خود، جُرم چیست؟ جُرم، آنکه زیورِ عاریه بَستکرد دعوی کی…
انتشار: 2026/08/05 16:31 UTCدریافت: 2026/08/15 05:03 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:03 UTC
شاهدی کز عشق او عالَم گریستعالَمش می راند از خود، جُرم چیست؟ جُرم، آنکه زیورِ عاریه بَستکرد دعوی کین حُلَل مِلکِ من است#مثنوی_مولانا 📘آن زیبا روی که مردم همه مفتون و شیفته او بودند چه گناهی کرده است که وقتی این جمال از او محو میشود به هر دلیلی (همچون پیری) دیگر کسی خریدار او نمیشود و همگان از او فاصله میگیرند، جرم این شخص چیست؟ جواب از قول حضرت حق چنین است: او خود را به زیور و زیبایی های عاریتی آراست که ما در اختیارش قرار داده بودیم ولی او ادعا کرد که حُسن و جمالش متعلق به خود اوست و مالک آن ها میباشد@hosnakhnom
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — گنج نامه
🏴السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا(ع)▪شهادت هشتمین اختر تابناک امامت، امام رئوف حضرت علی بن موسی الرضا(ع) را خدمت تمام شیعیان و مسلمانان جهان تسلیت باد@hosnakhnom
چون ندارد روی هــــمچون آفتاباو نخواهد جز شبی همچون نقاب#مثنوی_مولانا📘چرا به نقاب نیاز داریم؟ وقتی تصویر ذهنی ای که از خود داریم به اصطلاح زشت و نامطلوب است، لاجرم نقاب می زنیم. نقاب را برای چه می خواهیم؟ تا روی زشت و پلید خود را بپوشانیم. آنکه به زشتی های درون خود مشعر است، بدخواهی و دشمنی خود را نسبت به دیگران می داند، لاجرم دنبال تاریکی است تا خود را از دیگران پنهان کند. تاریکی برای او حکم نقاب را دارد، تا چهره کریه او را بپوشاند. «روی همچون آفتاب» در زبان مولوی متعلق به کسانی است که حقوق دیگران را به رسمیت می شناسند و به آن احترام می گذارند. وجدان راحتی دارند. پاکدل و پاک سیما هستند. در این صورت در روشنایی عمل میکنند. پنهان، به دسیسه و فتنه پناه نمی برند. در احوال خود نگاه کنیم که آیا خواهان «نقاب» هستیم یا می خواهیم بدون نقاب زندگی کنیم. زندگی بدون نقاب در سایه شفافیت، آگاهی و تدبیر ممکن است.@hosnakhnom
▫️قدرت سکوت در کار است وقتی در سکوت مینشینی، قدرت سکوت خود شروع به کار میکند؛ اگر چه ذهن تو هنوز به فکر کردن ادامه میدهد. تا وقتی که در آرامش و سکوت نشستهای و حرف نمیزنی، صدایی نیست؛ در اینجا، اگر چه شاید ذهن مشغول باشد، اما قدرت سکوت در کار است (در حال عمل کردن است). وقتی زیاد حرف میزنی و مکالمات زیادی داری، مایا (توهم) در کار است؛ یعنی مایا است که بر تو حکومت میکند. فقط در مورد اینجا حرف نمیزنم، بلکه در همه جا و همه وقت کم حرف بزن، و آنوقت همیشه در امان خواهی بود. اگر زیاد حرف بزنی، باعث تضاد، کشمکش و سوءتفاهم میشوی. به عنوان مثال، در سیاست؛ سیاستمدارها زیاد حرف میزنند. اگر سیاستمداری داشتیم که چیزی نمیگفت، باعث افزایش آگاهی همه میشد شاید دنیا بهشت میشد. اما قرار نیست فعلاً این اتفاق بیفتد. همه چیز درست و سرِ جای خودش است و الان باید همین گونه باشد که هست. یادمان باشد که هدف (آگاهی) بهتر کردن این دنیا نیست، چون این دنیا مایا است. یک توهم است. برای همین یک (فرد آگاه) هیچوقت از صلح جهانی و بهتر کردن جهان حمایت نمیکند، چون این دنیا اصلاً وجود ندارد. یادمان باشد که این دنیا فقط یک تظاهر و نمایش است، نمایشی از دوگانگی. آنچه میرود، بر میگردد. علت و معلول، کارما. ظاهرِ این دنیا اینگونه است. وقتی تو در سکوت میمانی و زیاد حرف نمیزنی، ظاهرِ این دنیا شروع به حل شدن و ناپدید شدن میکند. تو نگرش متفاوتی نسبت به هر آنچه که هست پیدا میکنی. دیگر سعی نمیکنی وضعیت خود را بهبود ببخشی، در این جهت تلاشی نمیکنی، بلکه درك میکنی که اصلاً وضعیتی وجود ندارد که حالا بخواهد بهتر هم بشود. #رابرت_آدامز@hosnakhnom
🏴دﺧﺘﺮ ﺑﺪر الدجی اﻣﺸﺐ ﺳﻪ ﺟﺎ دارد ﻋﺰاﮔﺎﻫﻰ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ پدر ﮔﺎﻫﻰ حسن ﮔﺎﻫﻰ رﺿﺎتسلیت ای فاطمه(س)، تسلیت ای فاطمه(س)▪رحلت غمبار پیامبر بزرگ و با عظمت اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) و شهادت امام حسن(ع) و امام رضا(ع) را خدمت تمام شیعیان و مسلمانان جهان تسلیت @hosnakhnom@
ıl💎lıهیچ «من» واقعی درونت نیست.اون صدایی که توی سرت حرف میزنه، تو نیستی.ترسها، خاطرهها، حسادتها، حتی حس مالکیتِ بدن… فقط تصویرن، نه حقیقت.بدن مثل یه بلندگوئه.فکر، احساس، رفتار—مثل آهنگیان که ازش پخش میشن.ولی خود بلندگو، هیچوقت آهنگ نیست.و تو، نه اون صداهایی، نه اون احساسها، نه اون ترسها...تو، حضوری خاموش و بیشکلی که پشت همهشون ایستاده. همیشه آگاه. همیشه ساکت.خشم، حسادت، میل، ترس...سایههاییان که وقتی نورِ آگاهی رو فراموش میکنی، ظاهر میشن.اما تو نور هستی، نه سایه.تو هیچوقت کسی نبودی.فقط نقشی بازی کردی، در نمایشی به اسم ذهن.حالا وقتشه از صحنه بیرون بیای و ببینی:هیچ چیز جدا از آگاهی نیست. هیچ "من" جدا وجود نداره.سکوت کن. نگاه کن.وقتی بدون قضاوت به درونت نگاه میکنی، میفهمی:همهچیز در تو اتفاق میافته—نه برای تو، نه بهخاطر تو… بلکه در تو@hosnakhnom
از چتجیپیتی پرسیدن چطوری میشه ۱۴۰ سال عمر کرد.جواب عجیبی داد.بعد از تحلیلِ جاهایی که مردم بیشترین عمر را دارند، به این نتیجه رسید:▪️قانون شماره ۱: استرسِ مزمن را کم کنعامل اصلی طول عمر، پایین بودنِ استرسِ مزمن است.موضوع رژیم غذایی نیست،ورزش نیست،ژنتیک هم نیست.بقیه چیزها در درجهٔ دومه.میتونی سالم غذا بخوری، هر روز ورزش کنی و سیگار نکشی، اما اگر زیر استرسِ مداوم زندگی کنی، باز هم سریعتر پیر میشی.فقط کاری را انجام بده که در درونت مقاومت ایجاد نکند.از شغلت متنفری ولی برای پول میمانی؟ ۱۵ سال از عمرت کم میشود.خودت را با آدمهای انرژیبَر محاصره کردهای؟ ۸ سال از عمرت کم میشود.هر روز در یک محیط سمی باشی، سرعت پیری را در سطح سلولی افزایش میدهد.▪️قانون شماره ۲: روابط اجتماعیِ معنادار داشته باشروابط اجتماعی از ویتامینها مهمترند.تنهایی برابرِ کشیدن ۱۵ نخ سیگار در روز است.افرادی که پیوندهای اجتماعی قوی دارند، تا ۵۰٪ بیشتر عمر میکنند.موضوع داشتن دوستان زیاد نیست؛ داشتن دوستان معنادار است.حتی اگر یک نفر باشد که به تو اجازه بدهد خودِ واقعیات باشی و درد دل کنی،این بیش از هر رژیمی عمرت را بالا میبرد.▪️قانون شماره ۳: هدفی بزرگتر از خودت داشته باشهدفی پیدا کن که دلیلی برای بیدار شدنِ صبحها باشد.افرادی که هدفی روشن دارند، بهطور متوسط ۷ سال بیشتر عمر میکنند.لازم نیست کار بزرگی بکنی؛میتونه باغبانی، نقاشی یا مراقبت از خانواده باشه—کاری که بهت دلیل بودن بده.شماره ۴: به ریتم طبیعی بدنت گوش بدهوقتی خوابت میآید بخواب،وقتی گرسنهای غذا بخور،وقتی خستهای استراحت کن.افرادی که عمر طولانی دارند از برنامههای سختگیرانه پیروی نمیکنند؛آنها ریتم طبیعی بدنشان را دنبال میکنند.چتجیپیتی میگه: «یاد بگیر به بدنت گوش بده، وگرنه یک روزی بدنت باهات حرف میزند.»استرسِ مزمن دربارهٔ کار یا پول نیست؛همان تضاد درونی بین کسی است که هستی و کسی که وانمود میکنی هستی.وقتی زندگیای را زندگی میکنی که واقعاً متعلق به تو نیست،بدنت مدام در حالت «بقا» میماند.کورتیزول رگها را تخریب میکند، ایمنی را ضعیف میکند و به مغز آسیب میزند.▪️ اینایی که طولانی عمر میکنند،فقط چون با خودشان در صلح زندگی میکنند، طول عمر بالا دارند.@hosnakhnom


