خاطره بازی :"در اهمیت ثبت اقدامات "دوست فرهیخته ام جناب آقای دکتر ایزدی برای ثبت خاطره ام دستوری دا…
انتشار: 2026/08/06 14:35 UTCدریافت: 2026/08/10 04:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 04:45 UTC
خاطره بازی :"در اهمیت ثبت اقدامات "دوست فرهیخته ام جناب آقای دکتر ایزدی برای ثبت خاطره ام دستوری دادند و من اطاعت امر کردم و این را نوشتم. در بیمارستان ولیعصر اراک به عنوان مددکار اجتماعی و مدیر کشیک ( از ساعت یک و نیم بعد از ظهر تا صبح فردا مسوولیت اداری بیمارستان با مدیر کشیک بود) کار می کردم. زمان ارتحال حضرت امام بود.قبلا اینگونه بود که از همه استان ها کاروان هایی مختلفی به سمت حرم می آمدند. یکی از کاروان ها مربوط به خانواده شهدا بود که از زوی از استان های شمال غرب کشور عازم بودند.در نزدیکی سلفچگان یک مادر شهیدی از کاروان جا مانده بود و در تاریکی شب که بارانی هم بود تصادف می کند و برای درمان به بیمارستان منتقل می شود و همراهان او هم متوجه غیبت ایشان در کاروان خودشان نشدند .اگر خاطرتان باشد آن زمان ها از تمام کشور برای حرم می آمدند. چون تصادفی بود می بایست توسط متخصص مغز و اعصاب ویزیت می شد که در آن روز آقای دکتر محمود رضا پورخلیلی کشیک بودند. ایشان معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی اراک و همزمان سرپرست بیمارستان ولیعصر هم بودند و جند مسوولیت مهم دیگر. من از ایشان خیلی زیاد آموختم. برای ویزیت قاعده ای داشت و آن این که جر بیمار آن کسی نمی بایست در اتاق بیمار حاضر باشد .خیلی هم سخت گیر و جدی بودیک جورایی همه از او می ترسیدند. هنگام ویزیت این مادر شهید من در اتاق بودم و خانم فریدونی که مسوول بخش اورژانس بیمارستان بود که خیلی هم مسلط بود نگران این بود که آقای دکتر من را بیرون کند..هنگامی که آقای دکتر وارد شدند از من سوال کردند که بیمار من است؟ شرایط بیمار را توضیح دادم. نگاهی به من و خانم فریدونی کرد و چیزی نگفت.همیشه برای من که فقط سه ماه وارد بیمارستان شده بودم، احترام قائل بود.معمولا پزشکان بیماران را ویزیت می کردند بعد وارد اتاق پرستاری می شدند و پرونده ها را می نوشتند. ایشان خیلی دقیق و ساده از بیمار شرح حال گرفتند. تا مطمئن نمی شد که سوال را درست متوجه شده و اطلاعات لازم را به دست نمی آورد وارد بخش دیگر سوالات نمی شد. به همین دلیل چون بیمار کرد زبان بود ویزیت ایشان خیلی طول کشید. پاسخ ها را هم دقیق و منظم و بسیار خوش خط( بر عکس من) می نوشت و توضیحات لازم را هم به خانم فریدونی برای پیگیری کارهای درمانی می داد و خانم فریدونی که بسیار دقیق و منظم بود در دفترش در صفحه مربوط به هر بیمار می نوشت. مراحل درمان و.... را به ترتیب و با شماره های ۱ و ۲ و ۳ و... می نوشت . بی مقدمه از آقای دکتر سوال کردم که چرا دقیق می پرسد و می نویسد؟ از بالای عینک نگاهی به من کرد و این را اشاره کرد که " آقای موسوی، این را به خاطر داشته باشید که پرونده کاری ات را به گونه ای ثبت کنید که اگر از منظر قضایی متهم شدید و شما هم نبودید پرونده ات از عملکرد شما بطور دقیق و شفاف دفاع کند. این توصیه ایشان همیشه برای من سرمشق بوده و هست.الان یکی از نقاط ضعف مددکاران اجتماعی در ثبت ناقص و غیر شفاف و غیر منظم اقدامات است. اهمیت این گفته موجب شد به گزارش نویسی علاقمند شوم و کتاب جامعی را با عنوان مددکاری اجتماعی(۵) راهنمای سرپرستی و کارورزی( کار عملی ) در مددکاری اجتماعی را بنویسم که تاکنون ۱۳ بار چاپ شده است و در محیط کار و دانشگاه هم در این زمینه سخت گیری می کنم و تلاش می کنم آنچه را آموختم به دیگران بیاموزم.به امید فراگیری صلح پایدار و آرامش در جهان و ایران عزیز آرزو می کنم که دعای مادر و پدر بدرقه زندگی تان باشد انشالله. سید حسن موسوی چلک مددکار اجتماعی و همیار پارپیرار لینک کانال های مجازی من:"بله":ble.ir/join/2xyx1EDRc7تلگرام :https/t.me/hmchsocialworker

