وقتی نامردی ضد ارزش نیست!(خور)بنظر میرسد، مسئلهی مدنیت امروزی، حذف اخلاق نیست (در معنای سنتی آن)؛…
انتشار: 2026/08/08 05:59 UTCدریافت: 2026/08/15 03:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:27 UTC
وقتی نامردی ضد ارزش نیست!(خور)بنظر میرسد، مسئلهی مدنیت امروزی، حذف اخلاق نیست (در معنای سنتی آن)؛ مسئله اصلی، جدا شدن کارآمدی از اخلاق است؛ جایی که ممکن است فرد بتواند با روشی غیراخلاقی به نتیجهای موفقیتآمیز برسد.به عبارتی، یکی از تناقضهای اخلاقیِ دنیای مدرن و مدنیت معاصر آن است که هر کنش مؤثر، الزاماً کنشی اخلاقی نیست. در بسیاری از موقعیتهای اجتماعی، رقابت و موفقیت میتوانند از اخلاق جدا شوند؛ بهگونهای که فرد بتواند با دروغ، تهمت، تخریب اعتبار و روایتسازی علیه دیگری، او را از میدان خارج کند، بیآنکه الزاماً با پیامد اخلاقی متناسبی روبهرو شود.در چنین شرایطی، مسئله فقط «دروغگویی» نیست؛ مسئله، گسست میان موفقیت اجتماعی و فضیلت اخلاقی است. ممکن است کسی از طریق صداقت، شایستگی و اخلاق نتواند به جایگاه مطلوب برسد، اما دیگری با جعل واقعیت، تخریب رقیب و بازیکردن با افکار عمومی، پیروز شود. خطرناکتر آنکه اگر جامعه نتواند میان «ادعا» و «حقیقت» تمایز بگذارد، هزینهی اخلاقی نامردی کاهش مییابد و دروغ میتواند به یک ابزار عقلانی رقابت تبدیل شود.از این منظر، یکی از مسائل بنیادین مدنیت مدرن، نه صرفاً آزادی از قیدهای سنتی اخلاق، بلکه ضرورتِ ساختن نهادها و قواعدی است که آزادی را با مسئولیت، حقیقتجویی و پاسخگویی پیوند دهند. جامعهای که در آن دروغگویی، تهمت و تخریبِ دیگری هزینهای نداشته باشد، بهتدریج اعتماد اجتماعی خود را از دست میدهد؛ زیرا افراد دیگر نمیتوانند به گفتار یکدیگر یا به داوری عمومی اعتماد کنند.این نکته با اندیشهی یورگن هابرماس نیز قابل پیوند است. در نظریهی «کنش ارتباطی» هبرماس ارتباط اجتماعی سالم بر امکان رسیدن به تفاهم، صداقت و اعتبار گفتار استوار است؛ در مقابل، وقتی ارتباط به «کنش راهبردی» تبدیل شود، زبان میتواند به ابزاری برای تأثیرگذاری بر دیگری و پیشبرد منافع فردی بدل شود. بنابراین، مسئله فقط این نیست که «چه کسی برنده میشود»، بلکه این است که با چه شیوهای برنده میشویم و آیا سازوکارهای اجتماعی، رفتار اخلاقی را تقویت یا رفتار غیراخلاقی را پاداش میدهند؟جامعهی متمدن فقط جامعهای نیست که در آن قانون وجود دارد؛ جامعهای است که در آن دروغ، تهمت، حذف ناجوانمردانه و تخریب اعتبار دیگری، حتی اگر از نظر حقوقی جرم نباشد، از نظر اخلاقی و اجتماعی نیز بیهزینه نماند. زیرا اگر تنها چیزی که اهمیت دارد «برنده شدن» باشد، آنگاه ممکن است نامردی نهتنها ضد ارزش تلقی نشود، بلکه بهعنوان نوعی «مهارت اجتماعی» نیز پاداش بگیرد.بنظرم یورگن هابرماس شاید مشهورترین فردی است که چنین دغدغههایی داشت. هابرماس میان کنش ارتباطی و کنش راهبردی تمایز میگذاشت. در کنش ارتباطی، هدف اصلی رسیدن به تفاهم است؛ اما در کنش راهبردی، فرد از ارتباط برای تحقق هدف خود استفاده میکند. تمایز مفهومی هابرماس تا حدود زیادی دغدغهام را پشتیبانی میکند؛ و میتوانم اینگونه بازگویی کنم؛ وقتی دیگری از «شریک گفتوگو» به «ابزار دستیابی به هدف» تبدیل میشود، امکان دروغ، فریب و دستکاری افزایش مییابد. (خور)🆔@khorsanditaskoh🔰 پداگوژی دانشگاهی

