کاش یه روزی رویا های این شبامونو زندگی کنیم.این روز توی حیاط بیمارستان بودم پاییز پارسال بودسر یه د…
انتشار: 2026/08/13 19:49 UTCدریافت: 2026/08/16 15:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 15:05 UTC
کاش یه روزی رویا های این شبامونو زندگی کنیم.این روز توی حیاط بیمارستان بودم پاییز پارسال بودسر یه داستانی خیلی غصه خوردم داشتم زیر ماسک گریه میکردم و دلگیر بودم اونقدر ناخون هامو به کف دستم فشار داده بودم که جا کرده بودن کف دستم در هرصورت مجبور بودم با حس خوب برم کنار بیمار هاجمع کردم رفتم توی بخش نورولوژی تخت هفده بیمار من بودیه دختر جوون بیست و چند ساله بر اثر فشار روحی و افسردگی دچار ناتوانی عصبی عضلانی شده بود«Functional Neurological Disorder – FND»چشاش غم داشتچشمای خیلی قشنگش …:)و بعدش با خودم گفتم که چی هستی؟!چرا؟مگه قرار نیست بگذره؟چرا بعضی وقتا اینقدر دنیا رو به خودت سخت میگیری و خودتو تا لب لب لب مرز تاریکی میبری؟؟بعضی وقتا دستاتو باز کنبسپار به خدابقیه هرچه بادابادو این شد که این عکس ثبت شد.من رویا مو میخوام ولی این آدما احترام ….


