تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-16 00:17 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
آزار جنسی تجربهای است که ما را به یکدیگر پیوند میدهد. در دیدهبان آزار برای ایجاد حساسیت در جامعه نسبت به آن قدم برمیداریم.ادمین: @ContactHarasswatchسایت: www.harasswatch.comاینستاگرام: Instagram.com/harasswatchایمیل: [email protected]
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 29 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
مسئولیت جهان در قبال زنان افغانستان؛همدردی کافی نیستنویسنده: سعیده بیرانوند🟠 سکوت، تنها یک غفلت دیپلماتیک نیست، بلکه نشانهای از یک فاجعه اخلاقی در ساختار جهانی است. جهان غرب و سازمانهای بینالمللی، اغلب با رویکردی «دیگرسازانه» به مسائل زنان در خاورمیانه مینگرند؛ گویی رنج زن افغان، امری بومی و منفک از زیست جهانی است. حال آنکه، هرگونه عقبنشینی در حقوق زنان در یک نقطه از جهان، تضعیف کلیت آرمان کرامت انسانی در سطح جهانی است. وقتی یک دولت، حقوق نیمی از جمعیت خود را به رسمیت نمیشناسد، مشروعیت حقوقی آن دولت در نظام بینالملل باید با پرسشهای بنیادین روبرو شود. ما بهعنوان فعالان و پژوهشگران حقوق بشر، موظفیم که از فاز همدردی صرف عبور کنیم. رنج زنان افغانستان، رنج تمام کسانی است که در طول تاریخ برای حق انتخاب و استقلال جنگیدهاند. این مبارزه، مبارزهای برای بازپسگیری حق زیستن است. ما باید از آپارتاید جنسیتی در افغانستان نه بهعنوان یک خبر روز، بلکه بهعنوان یک جنایت علیه بشریت یاد کنیم و سازمانهای بینالمللی را به پاسخگویی فرا بخوانیم.نسخه کامل متن:https://harasswatch.com/news/2627/@harasswatch
🟠 دیدبان آزار: پنج سال از تصرف افغانستان بهدست طالبان گذشت. تصرفی سریع در طی تنها سه روز که بدون همدستی ایالات متحده آمریکا ممکن نمیشد و حالا هم دوام خود را مدیون یک خاموشی و همدستی سراسری است. از همان روزهای ابتدایی، زنان افغانستانی ایستادند، کابوس پیش رو را پیشبینی کردند و نسبت به بیتفاوتی عمومی هشدار دادند. فعالان حقوق زنان افغانستان از همان ابتدا میدانستند که چه در انتظارشان است، هیچیک وعدههای ذبیحالله مجاهد، سخنگوی این گروه را باور نکردند که در کنفرانسی خبری گفت: «ما به زنان اجازه کار و تحصیل خواهیم داد. ما چارچوبهایی داریم، البته که زنان قرار است در چارچوب اسلام در جامعه نقش بسیار پررنگی داشته باشند.» زنان از همان روز سیطره کامل طالبان بر افغانستان در ولایات مختلف، از بلخ و هرات تا نیمروز و کابل، پا پس نکشیدند، بارها به خیابان آمدند، خواستار فرصتها و آزادیهای اولیه شدند و علیه ارتجاع شعار سر دادند. شعارهایی مانند «نان، کار و آزادی»، «ما زنان بیداریم و از تبعیض بیزاریم»، «ما حقوق خود را میخواهیم»، «عدالت عدالت، خستهایم از جهالت» و «کار، نان، آموزش»@harasswatch
🟡تهران در روزهای تابستانی و پس از جنگنویسنده: زهره رجبیتهران برای من حال دیگری داشت: شهری زنده، اما خسته؛ شهری فعال، اما معلق. کافهها باز بودند و مردم در خیابان رفتوآمد میکردند. زنان حضور داشتند، کار میکردند، رانندگی میکردند و در فضاهای عمومی دیده میشدند. بسیاری از دختران جوان، بهویژه نسل زد، شکلهای تازهای از حضور در شهر را تجربه میکردند. زنان موتورسوار را بیشتر از سفرهای قبلیام میدیدم. در بخشهایی از شهر، زنان با پوششهایی متفاوت از هنجار رسمی رفتوآمد میکردند و در همه موارد با مداخله مستقیم مأموران مواجه نمیشدند. اما این حضور، لزوما به معنای آرامش نبود. پشت این زندگی روزمره، خستگی، گرانی، ترس و انتظار جریان داشت.متن کامل: https://harasswatch.com/news/2634/@harasswatch
🟡نویسنده: مرجان علیپور (فعال برابری جنسیتی اهل افغانستان)در آستانه پنجمین سالگرد سقوط دولت افغانستان و پس از گذشت بیش از هزار و هفتصد و هفتاد روز از ممنوعیت تحصیل زنان، این مقاله در تلاش است تا بخشی از پیامدهای این ممنوعیت بر زندگی زنان را مورد بررسی قرار دهد. برای درک بهتر وضعیت زنان افغانستان، ضروری است که عمیقتر به این مسئله بنگریم و ببینیم که نظام آپارتاید جنسیتی طالبان، درکنار بیعدالتیهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، چه «پیامدهای معرفتی» برای زنان بهجا میگذارد. در این مقاله، با بهرهگیری از نظریۀ «خشونت معرفتی»، به تحلیل وضعیت کنونی زنان افغانستان پرداختهام. با بررسی ادبیات موجود در زمینۀ پیامدهای محرومیت از آموزش، بر این باورم که ممنوعیت تحصیل دختران و زنان در افغانستان، نمونهای آشکار از خشونت معرفتی است. این نوع خشونت، در بلندمدت، شرایط اجتماعی و سیاسیای را رقم خواهد زد که در آن، سخنگفتن برای زنان به چالشی جدی تبدیل شده و صدای آنان در خانه و جامعه شنیده نخواهد شد. متن کامل:https://harasswatch.com/news/2633/@harasswatch
🟡مردسالاری چگونه خود را به نمایش میگذارد؟نویسنده: منصور محمدیکریستین آندرسن، نویسندهٔ نامدار دانمارکی، پادشاهی شیفتهٔ شکوه و نمایش را روایت میکند که فریب دو پارچهفروش را میخورد؛ شیادانی که ادعا میکنند لباسی میبافند که تنها افراد دانا و شایسته قادر به دیدن آن هستند. پادشاه، وزیران و درباریان، با آنکه هیچ لباسی نمیبینند، از ترس آنکه نالایق یا نادان تلقی شوند، همگی وجود آن را تأیید میکنند. نمایش تا آنجا پیش میرود که پادشاه برهنه در برابر مردم رژه میرود، تا اینکه کودکی سکوت را میشکند و حقیقت را بر زبان میآورد: پادشاه هیچ لباسی بر تن ندارد.این داستان معمولاً بهعنوان نقدی بر خودفریبی، چاپلوسی یا اقتدار سیاسی خوانده شده است. اما این مقاله استدلال میکند که لباس جدید پادشاه را میتوان تمثیلی از نظم مردسالار نیز دانست؛ نظمی که بیش از آنکه بر اجبار مستقیم استوار باشد، از رهگذر تولید هنجار، شرم و مشارکت جمعی بازتولید میشود. از این منظر، داستان آندرسن تنها دربارهٔ فریب یک پادشاه نیست، بلکه دربارهٔ سازوکار اجتماعیِ قدرت است.متن کامل:https://harasswatch.com/news/2632/@harasswatch
🟡مرضیه نیری اعدام شدمرضیه نیری، زن ۲۴ ساله و قربانی ازدواج اجباری در نوجوانی، سحرگاه شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ در زندان مرکزی قزوین اعدام شد. او به اتهام قتل همسرش به قصاص نفس محکوم شده بود.نیری در ۱۷ سالگی و تحت فشار خانواده با مردی ازدواج کرد که به او علاقهای نداشت. به گفته منابع نزدیک به پرونده، همسر او و دوستانش در خانه اقدام به مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی میکردند و نیری پیش از حادثه بارها نسبت به رفتار دوستان همسرش و تلاش آنها برای نزدیک شدن و تعرض به خود ابراز نگرانی کرده بود. با این حال، همسرش در برابر این رفتارها واکنش مؤثری نشان نمیداد و مانع حضور آنها در خانه نمیشد.نسخه کامل یادداشت:https://www.instagram.com/p/Db6Gty7oLT7/?igsh=bWFjNGtyb2RxZzZh@harasswatch
🟡سوما مقدمی، دختر ۱۸ ساله و قربانی کودکهمسری، که روز سوم مردادماه در شهرستان پیرانشهر پس از یک مشاجره با همسرش اقدام به خودسوزی کرده بود، بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد.او پس از این حادثه با حدود ۹۰ درصد سوختگی به بیمارستان منتقل و در بخش مراقبتهای ویژه بستری شد. با وجود تلاش کادر درمان، سوما مقدمی پس از ۱۱ روز تحمل جراحات شدید، روز سهشنبه ۱۳ مردادماه، جان باخت.نسخه کامل یادداشت:https://www.instagram.com/p/DbtNaJkoQkR/?igsh=MW43eDB3MHY5MnM3ZA==@harasswstch
نقدی بر یک خوانش لیبرال از منهم؛بازگشت پنهان به ایده حقیقت بیطرفنویسنده: پریسا سردشتی🟠 در این متن کوتاه تلاش دارم نشان دهم چگونه متنی (حق دفاع در عصر می تو ( تاملی فمنیستی، رادیکال و پسااستعماری درباره عدالت، روایت و مسئولیت) که خود را رادیکال و پسااستعماری میخواند در حقیقت یک نسخه لیبرال از میتو است که دقیقا همان ساختارهایی را بازتولید میکند که جنبش میتو علیه آنها ایجاد شده است. اینکه چگونه این متن، با وجود نیت ظاهراً انتقادی خود، از خلال سه حرکت اصلی -لیبرالیزه کردن مسئله قدرت، سوءبرداشت از اسپیواک، و تقلیل نظریه باتلر- به بازتولید همان منطقهایی میانجامد که فمینیسم انتقادی در پی نقد آنها بوده است.نسخه کامل متن:https://harasswatch.com/news/2630/در اینستاگرام@harasswatch
چرا فمینیستها باید با مجازات اعدام مخالفت کنند؟نویسنده: سیلویا فدریچیبرگردان: طه رادمنش🟠 فمینیستها مسئولیت ویژهای برای سخنگفتن علیه مجازات اعدام دارند، ما در بهترین موقعیت قرار داریم تا رَویۀ ریاکارانۀ دولت را در نقش جلاد آشکار کنیم. ما زنان — از آنجا که همواره قربانیانِ آن بودهایم — مسئولیتی را که دولت در ترویجِ خشونتِ مردانه بر دوش دارد را بهنیکی میدانیم. ما میدانیم که مردان نه بهخاطر هیچگونه استعداد بیولوژیکی، بلکه به این دلیل خشن هستند که خشونت در آنها القا میگردد و چونان نشانهای از مردانگیِ اصیل تجلیل و ستایش میشود؛ در مورد جنگ، حتی با مدالها پاداش میگیرند و با رژۀ افتخار از آنها تجلیل میشود. در واقع، همان دولتی که کسانی را که مرتکب قتل میشوند، میکشد، در آکادمیهای نظامیِ خود خشونت را آموزش میدهد و از آن تجلیل میکند، با وجود اینکه بهخوبی محرز گشته که غیرنظامیانِ بیگناه، بخشِ عمدۀ قربانیانِ جنگهای مدرن را تشکیل میدهند.نسخه کامل متن:https://harasswatch.com/news/2629در اینستاگرام@harasswatch
برای طاهره جنگجو و دیگر مادران داغدارمراقبت جمعی؛ شرط همبستگی سیاسینویسنده: سالومه رحیمی🟠 طاهره نهفقط مادر رها، بلکه بخشی از اجتماعی گستردهتر از مادران داغدیدهای است که رنج آنان نیازمند شنیدهشدن، حمایتشدن و بهرسمیت شناختهشدن است. کاش همدردی و سوگواری جمعی با طاهره و دیگر مادران داغدار به ستایش انتزاعی از استقامت آنان یا انتظارِ مقاومتی بیپایان از مادران تقلیل نیابد. مادریِ اجتماعی و فمینیستی، در کنار همراهی با مبارزه مادران عزادار و دادخواه، میتواند حقِ فروپاشیدن، سوگواریکردن، بیمارشدن و حتی ناتوانی از ادامهدادن را نیز به رسمیت بشناسد.🟠 مسئولیت جمعی دقیقاً از همانجا آغاز میشود که دیگر از مادر داغدیده انتظار نداریم بهتنهایی بار فقدان، دادخواهی و مقاومت را بر دوش بکشد. در این معنا، مادریِ اجتماعی تلاشی است برای تقسیمکردن بار رنج و ایستادگی در برابر نظمی که ابتدا فرزند را میکشد و سپس مادر را در انزوای سوگ رها میکند.🟠 نمیدانم در شرایطی که گسستگی روانی، تلاش برای دوامآوردن و زندهماندن در میانه جنگ، اعدام، بحران اقتصادی و دیگر اشکال خشونت، بارهای مضاعفی را بر زندگی همه ما تحمیل کردهاند، آیا امکان دیدار با مادران داغداری چون طاهره فراهم باشد یا نه. اما بر این باورم که سوگواری جمعی و همدردیِ مادرانِ اجتماعی، اگر به حضور و همراهی در کنار مادران عزادار و داغدار بدل شود، میتواند در ادامه راه دادخواهی، مبارزه و تابآوری، پشتوانهای مهم و نیروبخش باشد.🟠 شاید یکی از مهمترین وظایف ما این باشد که نگذاریم مادران داغدار، پس از فقدان عزیزانشان، در تنهاییِ سوگ و بار سنگینِ مقاومت رها شوند؛ بلکه رنج، مسئولیت و امید را تا آنجا که ممکن است، به امری مشترک و جمعی بدل کنیم. شاید بهتر است تاکید شود این ضرورت تنها به مادران داغدار یا دادخواه محدود نمیشود، بلکه همه مادرانی را دربر میگیرد که در طول تاریخ سرکوب و مرگ جمهوری اسلامی هرروز در معرض خبر مرگ، اعدام، دستگیری، شکنجه و یا حتی جنگ و ویرانی قرار میگیرند.🟠 مادری یا مادرانگی اجتماعی اگر قرار است بدیلی برای انزوای سوگ و فرسودگی دادخواهی باشد بهتر است اصل مراقبت جمعی را نه فقط در نسبت با مادران عزادار و دادخواه بلکه در یک مفهوم فراگیرتر تعریف کند و به رسمیت بشناسد. در حقیقت همه جامعه مادران منتقد به سیاستهای سرکوب و مرگ برای ادامه همراهی و مقاومت، به شبکههایی از مراقبت، همدلی و پشتیبانی نیازمندند. مراقبت جمعی در این معنا صرفا کنشی برای حمایت از دیگری نیست. بلکه شرط تداوم همبستگی سیاسی است.نسخه کامل متن:https://harasswatch.com/news/2626/در اینستاگرام@harasswatch
خشونت گسترده آنلاین علیه زنان معترض در هند تهدید به مرگ و تجاوز و انتشار اطلاعات خصوصی🟠 دیدبان آزار: پس از آنکه ویدئوهایی از تجمع اعتراضی جوانان هندی در جانتر مانتر، در فضای مجازی بهطور گسترده منتشر شد، زنان حاضر در این تجمع، با موجی از آزار و خشونت آنلاین مواجه شدهاند. این آزارها شامل تهدید به مرگ، تهدید به تجاوز، افشای اطلاعات شخصی و فراخوانهایی برای «تنبیه» و «درس عبرت دادن» به این زنان است. آزار و حملات آنلاین پس از اعتراضی آغاز شد که توسط حزب مردمی سوسک (Cockroach Janta Party - CJP) در منطقه جانتر مانتر دهلی برگزار شد. در روزهای پس از این تجمع، ویدئوهایی از آن بهطور گسترده در شبکههای اجتماعی منتشر شد که در برخی از آنها، شماری از معترضان با استفاده از ادبیات تند، دولت و نخستوزیر را خطاب قرار داده بودند. روچیکا سینگ، زن ۲۵ سالهای است که ویدئوی او پس از آنکه با خشم و فحاشی خواستار استعفای نخستوزیر شد، بهسرعت در فضای مجازی فراگیر شد. انتشار این ویدئو موجب شد یکی از ساکنان شهر غازیآباد علیه او شکایت رسمی تنظیم کند و پلیس هم علیه او وارد عمل شود.🟠 حزب مردمی سوسک در واکنش به این پرونده، با انتشار بیانیهای اعلام کرد که شرکتکنندگان در چنین تجمعاتی باید در انتخاب واژگان و نحوه بیان خود دقت بیشتری داشته باشند. این حزب همزمان بر حق بنیادین شهروندان برای اعتراض و بیان دیدگاههایشان تأکید کرد. به گفته زنانی که هدف این حملات قرار گرفتهاند، بهمحض آنکه چنین ویدئوهایی در فضای مجازی منتشر میشود، واکنشها بهسرعت از انتقادهای معمول به کارزارهای هماهنگ آزار و اذیت آنلاین تبدیل میشود. در این روند، اطلاعات شخصی افراد، از جمله شماره تلفن، نشانی محل سکونت و اطلاعات مربوط به اعضای خانواده، در شبکههای اجتماعی و گروههای پیامرسان منتشر میشود. اقدامی که اغلب با تهدیدهای صریح به خشونت، از جمله تهدید به تجاوز و قتل، و همچنین فراخوانهایی برای «تنبیه» یا «درس عبرت دادن» به این زنان همراه بوده است.🟠 در یکی از پستهایی که در فضای مجازی منتشر شد، یکی از زنان معترض بهعنوان «تحت تعقیبترین فرد» معرفی شد. در این پست ادعا شده بود که «جستوجو برای یافتن او در جریان است» و از کاربران خواسته شده بود هرگونه اطلاعاتی درباره محل حضور او را منتشر کنند. چند روز بعد پستهایی در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد که مدعی بودند هویت این زن شناسایی شده است. این پستها شامل نام، شهر محل سکونت او بودند. بر اساس ویدئوی مورد استناد در این پرونده، ادعا شده است که این زن در جریان اعتراضات به نارندرا مودی، نخستوزیر هند «توهین» کرده است. زن میگوید هر چند دقیقه یکبار با تماسها و پیامهای تهدیدآمیز مواجه میشود: «اگر جایی ببینمت، میکشمت.» او ادامه میدهد: «شماره تلفن و نشانی محل سکونتم منتشر شده است. حتی نمیتوانم پیامهایی را که مادرم دریافت کرده، تکرار کنم. مجبور شدم حساب اینستاگرام او را حذف کنم. از برخی از حسابهای کاربری، درخواست کردم ویدئوی مرا حذف کنند. ادمین گفت از آن پول درمیآورد حذفش نخواهد کرد. آنجا بود که فهمیدم فقط ابزاری برای پیشبرد دستورکار این اکانتها بودهام.»🟠 یکی از معترضان ۱۵ ساله که پیشتر بابت استفاده از الفاظ توهینآمیز علیه مودی عذرخواهی کرده بود، میگوید همچنان از طریق شبکههای اجتماعی و تماسهای تلفنی ناشناس، تهدید به تجاوز دریافت میکند و در عین حال پلیس هم همچنان در جستوجوی اوست: «از حسابهای ناشناس اینستاگرام برایم پیام میآید و از شمارههای ناشناس با من تماس میگیرند. آنها آشکارا میگویند: "هرجا پیدایت کنیم، به تو تجاوز خواهیم کرد." آنها تصاویر جنسی برایم ارسال میکنند. من در جریان اعتراض، در میان صدها مرد ایستاده بودم. حتی یک نفر هم رفتار نامناسبی با من نداشت، از الفاظ توهینآمیز استفاده نکرد یا به من بیاحترامی نکرد. اما افرادی که پشت اسکرینهای خود در اینترنت نشستهاند، بهطور کامل شجاعت و روحیه مرا درهم شکستهاند.»نسخه کامل متن:https://harasswatch.com/news/2628/در اینستاگرام@harasswatch
خشونت گسترده آنلاین علیه زنان معترض در هند تهدید به مرگ و تجاوز و انتشار اطلاعات خصوصی🟠 دیدبان آزار: جنبش مردمی سوسک، در ۱۶ مه پس از آن پدیدار شد که قاضی ارشد هند، در جریان جلسه دادگاه، برخی از جوانان بیکار را «انگل» و «سوسک» نامید و اظهارات او واکنشهای شدیدی را در رسانههای اجتماعی برانگیخت، اگرچه این قاضی بعداً کرد که گفته های وی توسط برخی رسانهها به اشتباه نقلقول شده است. در آن زمان، مرد هندی جوانی با ایجاد یک وبسایت طنز برای «حزب سوسک جانتا» به این اظهارات جنجالی پاسخ داد و آن را خانهای برای «تنبلها، بیکاران و فراموششدگان» هند و صدایی برای «میلیونها جوان هندی که احساس میکنند توسط سیاستهای سنتی نادیده گرفته شدهاند» معرفی کرد. اعتراضات با درز سوالات امتحانی در هند و مجموعهای از دیگر رسواییها در امتحانات، گسترده شد. این جنبش امروز به نمایندهای برای نسل زد، برای جوانان خشمگین از بیکاری، کاهش فرصتها و ناکارمدی نظام آموزشی تبدیل شده است.نسخه کامل متن:https://harasswatch.com/news/2628/@harasswatch
برای طاهره جنگجو و دیگر مادران داغدار مراقبت جمعی؛ شرط همبستگی سیاسینویسنده: سالومه رحیمی🟠 خبر اقدام به خودکشی طاهره جنگجو، مادر رها بهلولیپور، را میخوانم و بار دیگر، همچون بسیاری از همفکرانم، خود را در جایگاه شاهد ستم و رنجی مییابم که سیاستهای سرکوب و مرگ جمهوری اسلامی بر این خانواده تحمیل کرده است؛ ستمی که پیامدهای آن در تصاویر سوگواری ادامهدار طاهره همچنان پیش چشم ما امتداد مییابد. زندگی در میان خبرهای مداوم قتل، اعدام، جنگ و ویرانی، ما را گاه و بهطور ناخودآگاه دچار شکلهایی از فاصلهگیری عاطفی کرده است؛ فاصلهگیریای که میتوان آن را یکی از سازوکارهای دفاعی روان در برابر تداوم خشونت دانست.نسخه کاملمتن:https://harasswatch.com/news/2626/@harasswatch
روایت از خویشتن؛بازپسگیری فضای بدنمند و بازسازی سوژه زنانهنویسنده: مرضیه بهرامی برومند🟠 روایتگری زن از خویشتن، در جوامعی که ساختارهای مردسالار بر تولید معنا، حافظه جمعی و تعریف سوژه اجتماعی مسلط بودهاند، فرایندی پیچیده و چالشبرانگیز است. زن برای روایت خود نهتنها با موانع فرهنگی و اجتماعی، بلکه با موانع روانی ناشی از تجربههای سرکوب، شرم، احساس گناه و تروما مواجه است. این مقاله با رویکردی مبتنی بر مطالعات فمینیستی و نظریه روایت، به بررسی چگونگی تبدیل تجربه خاموش زنانه به روایت، و نقش روایت در بازسازی هویت، بدنمندی و عاملیت زن میپردازد. استدلال اصلی این است که روایت زنانه صرفاً بازگویی تجربهای فردی نیست، بلکه کنشی اجتماعی و سیاسی است که مرز میان امر خصوصی و عمومی را به چالش میکشد و امکان شکلگیری سوژهای زنانه، صاحب صدا و حاضر در فضای عمومی را فراهم میسازد.نسخه کامل متن:https://harasswatch.com/news/2625/در اینستاگرام@harasswatch
🟠 دیدبان آزار: اسفند ۱۳۳۰، همزمان با بحثها بر سر ملیشدن صنعت نفت و در سایه تهدید حمله نظامی بریتانیا به آبادان، زنان ایران به مناسبت روز جهانی زن گرد هم آمدند و علیه جنگ و دخالت خارجی سخنرانی کردند.کشور ما دوران سختی را میگذراند، استعمارطلبان و آنهایی که میخواهند منابع عظیم ثروت ما را به یغما ببرند و ملت ایران را مانند گذشته در اسارت نگه دارند به کشور ما هجوم آورده و هر روز نیات پلید خود را در قالب تازه و لباس جدیدی جلوه میدهند؛ یک روز بهعنوان کمک به ملت عقبافتاده ایران و اصل چهار ترومن، روزی به نام بانک بینالمللی. ما زنان و مادران ایران با صدای بلند نفرت و انزجار خود را نسبت به این قبیل کمکها ابراز داشته و میگوییم ملت ما غنی است؛ ملت ما صاحب ثروت است و میتواند با به کار بردن نیروی خود زندگی بسیار عالی و آسودهای داشته باشد. ملت ما رشید است ملت ما میداند که این کمکها چه هدفهایی دارند. با این کمکهای دروغین میخواهند به تمام شرائین حیاتی ما دست یابند. ما باید دست اینها را کوتاه کنیم.بخشی از سخنرانی هما هوشمند راد در آرشیو روزنامه «جهان زنان»در اینستاگرام @harasswatch🟠 دیدبان آزار: اسفند ۱۳۳۰، همزمان با بحثها بر سر ملیشدن صنعت نفت و در سایه تهدید حمله نظامی بریتانیا به آبادان، زنان ایران به مناسبت روز جهانی زن گرد هم آمدند و علیه جنگ و دخالت خارجی سخنرانی کردند.کشور ما دوران سختی را میگذراند، استعمارطلبان و آنهایی که میخواهند منابع عظیم ثروت ما را به یغما ببرند و ملت ایران را مانند گذشته در اسارت نگه دارند به کشور ما هجوم آورده و هر روز نیات پلید خود را در قالب تازه و لباس جدیدی جلوه میدهند؛ یک روز بهعنوان کمک به ملت عقبافتاده ایران و اصل چهار ترومن، روزی به نام بانک بینالمللی. ما زنان و مادران ایران با صدای بلند نفرت و انزجار خود را نسبت به این قبیل کمکها ابراز داشته و میگوییم ملت ما غنی است؛ ملت ما صاحب ثروت است و میتواند با به کار بردن نیروی خود زندگی بسیار عالی و آسودهای داشته باشد. ملت ما رشید است ملت ما میداند که این کمکها چه هدفهایی دارند. با این کمکهای دروغین میخواهند به تمام شرائین حیاتی ما دست یابند. ما باید دست اینها را کوتاه کنیم.بخشی از سخنرانی هما هوشمند راد در آرشیو روزنامه «جهان زنان»در اینستاگرام @harasswatch
از روایتگری تا سازماندهی؛ میتو و شبکههای حقوقی فمینیستی در ترکیهنویسنده: سوما نگهدارینیا🟠 پیش از آغاز: این نوشتار تلاشی است برای واکاوی یک تجربه مشخص از روایتگری آزار جنسی و پیامدهای اجتماعی، حقوقی و سیاسی آن در ترکیه. تمرکز مقاله نه بر خودِ پدیده میتو بهمثابه یک جنبش جهانی، بلکه بر فرایندی است که طی آن مجموعهای از روایتهای فردی، بهتدریج به بحرانی عمومی، صفآرایی نیروهای اجتماعی و در نهایت شکلگیری سازوکارهای تازهای از سازماندهی فمینیستی انجامید. هدف این مقاله بررسی یک مطالعه موردی در بستر کشورهای جنوب غرب آسیا و شمال آفریقا (SWANA) است و به همین دلیل به مقایسه تجربه ترکیه با روایتگری آزار جنسی در اروپا و آمریکای شمالی نمیپردازد؛ نه از آنرو که تجربههای این جوامع فاقد پیچیدگی یا موانع ساختاریاند، بلکه به این دلیل که هریک از این زمینهها نیازمند تحلیل مستقل و متناسب با زمینههای تاریخی، حقوقی و فرهنگی خود هستند.نسخه کامل متن:https://harasswatch.com/news/2624/در اینستاگرام@harasswatch
تعرض جنسی به نام امر به معروف؛ در زندانهای طالبان چه میگذرد؟ 🟠 دیدبان آزار: گزارشها میگویند بسیاری از زنان و دخترانی که به بهانه حجاب بازداشت شدند مورد خشونت فیزیکی و آزار جنسی قرار گرفتند. سیمین ۲۴ ساله، یکی از دهها زنی که ماه گذشته در هرات بازداشت…تعرض جنسی به نام امر به معروف؛در زندانهای طالبان چه میگذرد؟🟠 سیمین در وقت غذا و نماز طالبان فرصت پیدا کرد با زنان و دختران جوانی که با او یکجا بازداشت شده بودند، صحبت کند: «بیشتر زنان و دخترانی که آنجا بودند به اتهام رعایت نکردن حجاب بازداشت شده بودند، به جز زن باردار، دختر ۱۳ ساله و یک زن که بخاطر بردن نان به دکان برای همسرش بازداشت شده بود.» طالبان زن باردار را به دلیل «افتادن چادرنماز روی شانه»اش بازداشت کرده بودند. او به سیمین گفته است: «تولد فرزندم نزدیک است. من بازار رفته بودم تا برای فرزندم لباس و دیگر لوازم بگیرم، در برگشت سمت خانه، داخل کوچه در جای خلوتی نشستم تا کمی آب بنوشم. سرم را بلند کردم که آب بنوشم، چادرنمازم روی شانهام افتاد. در همین هنگام سه تن از نیروهای امر به معروف طالبان از کوچه تیر میشدند، مرا دیدند و بازداشتم کردند. میترسم که در اینجا فرزندم ضایع نشود. خدا کند امشب در اینجا نمانیم وگرنه تا فردا نه من زنده میمانم و نه بچه داخل شکمم.»🟠 برای سیمین در داخل زندان شنیدن قصه یک دختر جوان بیشتر از همهچیز آزاردهنده بوده اسن. دختر جوانی که ماهها بدون هیچ جرمی در زندان به سر برده بود. او به سیمین گفته بود: «مرا به جرم ارتباط نامشروع با یک پسر بازداشت کردند. در حالی که هیچ کاری نکرده بودیم. ما فقط به کافه رفته و باهم حرف میزدیم. چهار ماه است که در زندان هستم. بخدا قسم وقتی از زندان آزاد شدم هرکاری که دلم شد انجام میدهم.»🟠 سیمین شب به خانه بازگشت. او پس از رهایی از بازداشت طالبان، بهطور مداوم کابوس میبیند و جرات نمیکند مثل قبل سر کار برود: «دوست داشتم خودم را در کنج خانه زندانی کنم. بعد از آن روز وقتی ماموران امر به معروف طالبان را ببینم، پاهایم سست میشوند، سرم گیج میرود و بازداشت شدنم و آن اتفاقات داخل زندان یادم میآیند. یک روز وقتی داخل … نشسته بودم و یک سرباز امر به معروف را دیدم، بازهم دچار خونریزی شدم.»🟠 گزارشهای رسیده از هرات حاکی از آن است که مأموران امر به معروف و نهی از منکر طالبان حضور خود را در بازارها و مراکز خریدِ ویژه زنان بهشدت افزایش دادهاند. به گفته منابع محلی، هیچ زنی بدون داشتن ماسک، جوراب، نقاب و چادر نماز بلند اجازه تردد در شهر را ندارد و حتی کسانی که این پوشش را رعایت میکنند نیز از تذکرها و برخوردهای سلیقهای محتسبان در امان نیستند. زمستان سال ۱۴۰۲ هم تعدادی از زنان و دختران دانشآموز افغان در کابل به دلیل «بدحجابی» بازداشت شدند و مدتی بعد رسانه زنتایمز گزارش داد که برخی از دختران بازداشتشده، در زندان طالبان مورد تعرض جنسی قرار گرفتند. این رسانه پس از تحقیقات اعلام کرد که حداقل یک نفر از این زنان بر اثر خودکشی جان خود را از دست داده و پیکر بیجان یکی دیگر از این زنان چند هفته پس از دستگیری پیدا شده است. 🟠 رمزیه، یک فعال حقوق زنان که در سال ۲۰۲۲ توسط طالبان زندانی شده بود میگوید: «آنچه در زندان تجربه کردم وحشتناک بود، اما میدانی چه چیزی بدتر از آن است؟ این که ما نمیتوانیم درباره آنچه بر ما گذشته است صحبت کنیم. از یک طرف از طالبان میترسیم، زیرا آنان ما را مجبور کردند نامهای را امضا کنیم که براساس آن نباید در مورد تجربه خود حتا با خانواده صحبت کنیم و از طرف دیگر این جامعه سنتی ماست که به ما اجازه حرفزدن نمیدهد. در زندان طالبان هیچ حریم خصوصی و قانونی وجود ندارد و کسی نیست که بتواند از آنان سوال کند یا آنان را مسئول بسازد. اگر به ما تجاوز شد، نمیتوانیم در مورد آن صحبت کنیم و خانوادههای ما اولین کسانی هستند که اطمینان حاصل میکنند که ما سکوت کنیم.»@harasswatch
تعرض جنسی به نام امر به معروف؛در زندانهای طالبان چه میگذرد؟ 🟠 دیدبان آزار: گزارشها میگویند بسیاری از زنان و دخترانی که به بهانه حجاب بازداشت شدند مورد خشونت فیزیکی و آزار جنسی قرار گرفتند. سیمین ۲۴ ساله، یکی از دهها زنی که ماه گذشته در هرات بازداشت شد به رسانه رخشانه از تجربه خود گفته است: «چادرنمازم را از سرم برداشتم و مصروف پاککاری شدم. ناگهان همهمهای بلند شد که نیروهای امر به معروف آمدند. فورا … دنبال چادرنمازم میگشتم که چشمم سمت دروازه چرخید. یکی از ماموران امر به معروف طالبان آنجا ایستاده بود. او سرم فریاد زد که ایستاد شو. تکان نخور! همینطور که هستی باش. تمام تنم میلرزید. او رفت و دو مامور زن را با خودش آورد. آن دو از دستانم گرفتند و مرا سمت موترشان بردند.» سیمین به همراه زنان دیگر به بازداشتگاه منتقل شد. مردی که در آنجا آشپز بود، به زنان حرفهایی زد که ترسشان را بیشتر کرد: «به ما گفت شما امشب را در اینجا میمانید و اینها [طالبان] با شما کاری خواهند کرد تا درسی برای دیگران شود و دیگر کسی بیحجابی نکند…همه در دل خدا خدا میکردیم که شب را در زندان نمانیم.»@harasswatch
🟠 پیام جمعی از فعالان فمینیست ترکیه در همبستگی با فمینیستهای ایران:سلام. ما یک سازمان در ترکیه به نام «همبستگی بنفش» هستیمعلیه جنگ امپریالیستی در منطقه پیامی داریمبه مقاومت خواهران مان در ایران، لبنان، سوریه، فلسطین و بسیاری از نقاط دیگر درود میفرستیم.در نقطهای که سرمایهداری پدرسالار به بنبست رسیده است؛جنگهایی را که برای منافع امپریالیستی و منافع سرمایه علیه مردم و غیرنظامیان منطقه به راه افتاده، نمیپذیریم.خطاب به خواهران مقاوممان در ایران میگوییم: شما تنها نیستید، ما کنار یکدیگریم!ما در برابر سرمایهداری پدرسالار و در برابر امپریالیسم متحدیم!زنده باد مبارزه متشکل ما!@harasswatch
وقتی زیستن جرم میشود زن-ترنسکشی و حافظهای که «پاکسازی» را نمیپذیرد🟠 دیدبان آزار: بر اساس گزارش جهانی «نظارت بر ترنسکشی»، ۲۸۱ مورد قتل افراد ترنس و دارای تنوع جنسیتی بین ۱ اکتبر ۲۰۲۴ تا ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵ در جهان ثبت شده است. حدود ۹۰٪ قربانیان زنان ترنس بودهاند. حدود ۶۸٪ قتلها در آمریکای لاتین و حوزه کارائیب رخ داده و برزیل بیشترین تعداد موارد ثبتشده را داشته است. در میان قربانیانی که شغلشان مشخص بوده، ۳۴٪ کارگر جنسی بودهاند و نسبت قتل فعالان حقوق ترنس نیز نسبت به سالهای قبل افزایش یافته است. البته این اعداد حداقل تعداد موارد ثبتشده هستند چون در بسیاری از کشورها به دلیل گزارش نشدن، ثبت نادرست هویت جنسیتی یا نبود نظام آماری مناسب، احتمال کمشماری بسیار بالاست.🟠 روز شنبه رژه پراید در برلین مورد حمله قرار گرفت که طی آن یک نفر کشته و ۱۵ نفر زخمی شدند؛ امروز اعلام شد که تعداد قربانیان این حمله، به دو نفر رسیده است. پلیس هویت مهاجم را عبدالله ب. فاش کرده، یک مرد جوان ۲۱ ساله با گرایش به گروههای افراطی اسلامگرا، که در پی تعقیب پلیس و با شلیک گلوله کشته شد.🟠 در سوی دیگر، تصاویر مربوط به پراید ترنسها در لندن است که با حضور هزاران نفر برگزار شد. تخمین زده میشود حدود ۱۵۰ هزار نفر در این راهپیمایی شرکت کرده باشند. مسئولان رویداد اعلام کردند این تجمع بزرگترین راهپیمایی در نوع خود در جهان بوده است. جمعیت در این راهپیمایی شعار میداد:«یک مبارزه، یک نبرد؛ حقوق ترنسها، حقوق فلسطین»«نه پلیس، نه حکومت؛ ما خودمان برای سرنوشتمان تصمیم میگیریم»و روی پلاکاردها نوشته شده بود:«فمینیسم همیشه باید ترنسها را شامل شود»«مقاومت در برابر نسلکشی یک جرم نیست، یک وظیفه است»«زندگی ترنسها مهم است»«خوشحالم وجود داری»«ما بازماندگانیم»«کوئیرها برای فلسطین»🟠 همزمان در ایران، طی هفتههای اخیر ویدئوهای خشونت علیه یک زن ترنس اهل تبریز به نام «هستی» در شبکههای اجتماعی میلیونها بار دیده شد. این تصاویر پرتاب آجر، شکستن شیشهها و حمله همسایگان به خانواده او را نشان میداد. به گفته هستی، همسایهها قصد داشتند به دلیل ترنس بودن او، خانوادهاش را مجبور کنند خانهشان را به نصف قیمت بفروشند و حتی آنها را تهدید به مرگ کرده بودند. با وجود زخمی شدن پدر و پسرخالهاش و ضبط ویدئوها برای ارائه به مراجع قانونی، کلانتری محل نه تنها اقدامی علیه مهاجمان انجام نداد، بلکه همسایگان را شاکی و هستی و خانوادهاش را متهم ثبت کرد. او بعدها اعلام کرد که تحت فشار مجبور به حذف این ویدئوها از صفحه خود شده است.🟠 در میانه این هول، و در تکرار جزئیات خشونت و رنجی که بر جامعه زنان ترنس میرود، پرسش از زندگیخواهی و حق بر زندگی اما اساسی است. و البته، پرسش از هر تخیلی از مبارزات رهاییبخش و فمینیستی که در آن زندگیخواهی زنان ترنس را امری اساسی بداند. در برابر تکرار و تکثر زن-ترنسکشی اما باید پرسید، تا چه زمانی جامعه ترنس و کوئیر در ایران قرار است فقط زنده بماند و چه زمانی بالاخره زندگی خواهد کرد؟ تا چه زمانی مسأله انسانهای کوئیر و ترنس در ایران در میانه اخبار با «مرگ» مرئی خواهد شد و بعد دوباره، تا قتل/خودکشی بعدی به محاق خواهد رفت؟ و چه زمانی خواهد رسید که مقابله ساختاری با ترنس و کوئیرهراسی، خصوصا زن-ترنسهراسی و اشکال مختلف خشونتهای ساختاری و جمعی آن به رسمیت شناخته شود؟ به قول دوستی، چه زمانی خواهد رسید که کوئیرها و ترنسها، خصوصا زنان ترنس «آنقدر مرده باشند تا بالاخره بتوانند زندگی کنند.»نسخه کامل متن:https://harasswatch.com/news/2622/@harasswatch
وقتی زیستن جرم میشود؛ زن-ترنسکشی و حافظهای که «پاکسازی» را نمیپذیرد🟠 دیدبان آزار: الگویی که در زن-ترنسکشی عموما تکرار میشود، مشابه با قتلهای ناموسی، بر مبنای «پاکسازی» است: چه در نام و چه بر روی سنگ گور و چه در اسناد رسمی و چه در آمار و چه در حق سوگواری و چه در تخیل و حافظه جمعی و چه در امکان دادرسی. درواقع، زن-ترنسستیزی، یعنی تجمیع ساختاری زنستیزی و ترنسستیزی، به شیوهای از نفرتورزی منجر میشود که در امتداد اشکال گوناگونی از طرد، تبعیض، و حذف سیستماتیک، نهایتا زن ترنس را همچون زن خاطی در نظام مردسالاری قابل «پاکسازی» از جامعه میداند، این خشونت را ممکن و حتی لازم و لاجرم تخیل میکند و مردسالاری شرم پیشانی خود را پاک میکند.نسخه کامل متن:https://harasswatch.com/news/2622/@harasswatchوقتی زیستن جرم میشود؛ زن-ترنسکشی و حافظهای که «پاکسازی» را نمیپذیرد🟠 دیدبان آزار: الگویی که در زن-ترنسکشی عموما تکرار میشود، مشابه با قتلهای ناموسی، بر مبنای «پاکسازی» است: چه در نام و چه بر روی سنگ گور و چه در اسناد رسمی و چه در آمار و چه در حق سوگواری و چه در تخیل و حافظه جمعی و چه در امکان دادرسی. درواقع، زن-ترنسستیزی، یعنی تجمیع ساختاری زنستیزی و ترنسستیزی، به شیوهای از نفرتورزی منجر میشود که در امتداد اشکال گوناگونی از طرد، تبعیض، و حذف سیستماتیک، نهایتا زن ترنس را همچون زن خاطی در نظام مردسالاری قابل «پاکسازی» از جامعه میداند، این خشونت را ممکن و حتی لازم و لاجرم تخیل میکند و مردسالاری شرم پیشانی خود را پاک میکند.نسخه کامل متن:https://harasswatch.com/news/2622/@harasswatch
@harasswatchمیدان جنگ و اجرای مردانگی هژمونیک؛بدن زنانهشده وطننویسنده: ساناز عظیمیپور🟠 نظامیگری و جنگ را شاید بتوان یکی از مشروعیتیافتهترین اشکال سیاسی خشونت مردسالارانه دانست. جایی که در آن نابودی و کشتار به امری خودخواسته، سازمانیافته و آیینمند تبدیل میشود.🟠 هر میدان جنگی، همزمان، صحنهای عمومی برای تولید و اجرای مردانگی هژمونیک و (باز)تثبیت نظم جنسیتی در جامعه است. در میانه جنگ، سوژه مردانه در هیئت مرد/سرباز و «محافظ» دوباره و دوباره ساخته میشود. سوژهای که این بار نهتنها حق، بلکه وظیفه تصمیمگیری و حفاظت از بدن زنانهشده (مام)میهن را پیدا میکند.🟠 آنچه پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده، در قالب سیاست افزایش آمادگی جسمانی و «بالا بردن تستوسترون» نیروهای نظامی مطرح میکند و سپس با لحنی تمسخرآمیز به زنان مستقر در پایگاههای نظامی و زنان آسیا هشدار میدهد که باید مراقب این مردان باشند، صرفاً یک شوخی زنستیزانه نیست. بلکه بازنمایی سوژه مرد/سرباز و زن/وطن در منطق جنگیاند. هشدار هگست به زنان، در واقع، یکی از واقعیتهای تکرارشونده جنگ را عریان میکند: اینکه خشونت نظامی همواره خشونتی جنسیتمحور است. برای همین است که اعمال خشونت جنسی در جنگها نه انحرافی اتفاقی از جنگ، بلکه قاعدهای از منطق تصرف، تحقیر و سلطه جنگی است.🟠 در این نظم، نقش زنان نیز همزمان ساخته و تثبیت میشود: در مقام زایندگان و مراقبتکنندگان از نسل آینده سربازان، حافظان فرهنگ ملی و تجسم بدنمند خود وطن. بدنهایی که مرزهای اخلاقی، فرهنگی و «ناموسی» جامعه را تعیین میکنند. اتفاقی نیست که در بسیاری از زبانها وطن در هیئت «مادر» تصور میشود. در منطق نظامیگری، وطن به نسخه گسترشیافته بدن زنانهای بدل میشود که نیازمند حفاظت است. بنابراین، آنچه در جنگ از آن دفاع شود، نه حق زندگی بلکه «ناموس» هتکحرمتشد ملت نیز هست. «تجاوز» نظامی به خاک در سطح نمادین، همچون تعرض به بدن زنانهشده وطن فهمیده میشود و دفاع از سرزمین، هیئت دفاع مردانه از ناموس را به خود میگیرد.🟠 نظامیگری اما فقط از تصورات موجود درباره مردانگی استفاده نمیکند؛ بلکه از طریق زبان، استعاره، مناسک و سازماندهی بدنها، خود مردانگی را نیز تولید میکند. تعبیرهایی چون «تجاوز به خاک»، «فتح سرزمین» یا دستهبندی جامعه به خائنین و غیرخائنین آن افق معنایی جنسیتی جدید را ترسیم میکنند. افقی که از میدان نبرد فراتر رفته و وارد زبان، تخیل سیاسی و افق معنایی جامعه میشود. از همین رو، شاید بتوان یکی از مهمترین و در عین حال دشوارترین وظایف فمینیستی در زمانه جنگ را مخالفت بیقیدوشرط با منطق نظامیگری دانست.در اینستاگرام@harasswatch
پسزدن جنسیت آنتیفمینیستهای جهان متحد شویدنویسنده: شیوا شریفزاد🟠 آمریکا بودجه خدمات بهداشت جنسی و باروری را کاهش میدهد. لهستان قوانین سقطجنین را هر روز محدودتر میکند. ترکیه از کنوانسیون استانبول برای مقابله با خشونت علیه زنان خارج میشود. افغانستان هر روز در دیگری را به روی زنان و دختران میبندد؛ از آموزش و اشتغال گرفته تا حضور در فضای عمومی. روسیه، حقوق جوامع +LGBTQ را بیش از پیش محدود میکند. غنا برای جوامع +LGBTQ و حامیانشان حکم زندان تصویب میکند. همزمان، هر روز خبر کشف شبکهها و گروههای آنلاین بیشتری منتشر میشود که نفرت از زنان و دیگر گروههای جنسیتی به بخشی از هویت جمعی اعضایشان تبدیل شده است و در آنها زنان و افراد کوییر تحقیر، شیانگاری یا هدف آزار و خشونت قرار میگیرند.نسخه کامل متن:https://harasswatch.com/news/2620در اینستاگرام @harasswatch
کرسیِ چهارم؟ کنار رفتنِ تننویسنده: پیام حسنزاده🟠 تفاوت بهخودیِخود جدایی را ایجاب نمیکند. لقب و اتهام از یک رخداد برخاستهاند؛ تمدن و سرزمینِ چپاولشده، از یک تاریخِ واحد؛ ساختار و فرد، از یک شبکۀ مناسبات؛ زن و ملت، از یک هستیِ بههمتنیده. تفاوتِ میانشان واقعی است. لقب واقعاً چیزی دیگر از اتهام است و تمدن واقعاً چیزی دیگر از سرزمینِ استعمارشده. اما این تفاوت هرگز به معنای جداییای نبوده که بتوان یک طرف را بیآنکه از دیگری تغذیه کند فهمید. جدایی همواره چیزی است که باید بعداً با کارِ زبان و نهاد و لقب ساخته و اضافه شود؛ خودِ آن نیرویی است که باید اِعمال شود، نه امری که بهسادگی از پیش هست. و این دقیقاً همان چیزی است که ساختارها میکوشند نامرئیاش کنند: آنها میخواهند بهنظر برسد که جدایی همیشه بوده، طبیعی بوده، پیشاپیش داده شده تا کسی نپرسد این جدایی از کجا و به چه قیمتی ساخته شده است.نسخه کامل متن:https://harasswatch.com/news/2619@harasswatch
آزارگری استاد دانشگاه کردستان؛ از «برائت اداری» تا «تطهیر اجتماعی»نویسنده: یکی از جامعهشناسان قربانی خشونتِ جمال محمدی🟠 این متن تلاشی کوتاه است برای توضیح این نکته که (حداقل در مورد جمال محمدی) خشونت فقط در اتاقهای بسته اتفاق نمیافتد، بعد از آن هم ادامه مییابد؛ وقتی «متهم» زبانِ قربانی را میدزدد، پشت رأی اداری پنهان میشود و از جامعه میخواهد به جای شنیدن صدای قربانیان، برای آبروی او عزاداری کند. مسئلهٔ جمال محمدی علاوه بر اتهام تعرض و سوءاستفاده جنسی، لحظهای است که قدرت میکوشد خود را قربانی جا بزند؛ و محمدی ماهرانه زبان قدرت را بلد است. محمدی زیرکانه روایت خودش را منتشر میکند، آنهم در غیاب روایت قربانیان آزارهای جنسی و غیرجنسیاش. این همان ادامهٔ «خشونتِ جمالانه» است. بنابراین باید هوشیارانه با روایتِ متهم به تجاوز (که در این مورد معتقدم متجاوز است) برخورد کرد.در اینستاگرامنسخه کامل متن:https://harasswatch.com/news/2618@harasswatch
محاکمه روایت؛سرمایه نمادین و ساماندهی سکوتنویسنده: آرزو رضائی مجاز🟠 روایت هیچگاه سطحی خنثی برای بازگویی تجربه نیست. آنچه گفته میشود، از پیش درونِ شبکهای از قدرت و اعتبار شکل گرفته است؛ هندسهای که مهندسی میکند چه چیزی شنیدنی است و چه چیزی باید از ابتدا در وضعیت تردید باقی بماند. از اینرو تجربه آزار را نمیتوان به لحظه وقوعاش فروکاست؛ زیرا بخش مهمی از آن موقعِ روایتشدن و در نحوه تنظیم امکان گفتن، دوباره تولید میشود. خشونت، حتی زمانی که از رخداد اولیه فاصله میگیرد، در شیوه روایتشدناش بازآرایی میشود؛ آنجا که زبان، بهجای گشودن رنج، آن را در نظم از پیش موجودِ قدرت جای میدهد. در سطح ظاهر، همهچیز به نزاع روایتها فروکاسته میشود؛ اینکه چه کسی چه گفته و کدام روایت معتبرتر است. اما این سطح، خود بخشی از صورتبندی ایدئولوژیک مسئله است. در عمق، کانون مناقشه نه بر سر گفتهها، بلکه درباره امکان گفتن است؛ اینکه چه کسی از ابتدا در موقعیت تولید «صدای معتبر» قرار میگیرد و چه کسی باید پیشاپیش روایت، حق سخنگفتن خود را نیز احراز کند.نسخه کامل متن:https://harasswatch.com/news/2617/@harasswatch
🟣 #بیدارزنی: سقوط اقتصادی زنان در خلال جنگها (بخش اول)گزارشی از وضعیت زنان کارگر، بیثباتکار، دانشجو و دستفروشگزارش پیشرو بخش نخست از بررسی وضعیت زنان کارگر و بیثباتکار از تاریخ ۲۲ دیماه ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵ است. در این یادداشت، علاوه بر بررسی وضعیت عینی معیشت و ساختار امنیت زنان در خلال جنگ، با چهار زن ساکن در شهرهای تهران، زنجان، یزد و کرج گفتگوهایی صورت گرفته است. زنانی که به واسطهی طبقه اجتماعی و یا سایر محرومیتها و تبعیضهای جنسیتی، افزایش فقر و افول کیفیتهای زندگیشان در هیچ آمار رسمیای قرار نمیگیرد! ◼️به جهت حفظ امنیت این افراد، نام کامل آنان نزد رسانه محفوظ است و نام کوچک و اختصار نام خانوادگیشان، درج شده است.از متن: «پنج سال بود برای گرفتن طلاق دوندگی میکردم، اذیتام کرد، کتکام زد؛ دخترهام رو به قصد مرگ، کتک میزد، خرجی نمیداد و آخر سر هم بدون اینکه طلاقم بده گذاشت رفت. برادر شوهرم میگه انگاری رفته عراق و همونجا هم مونده. نمیدونم. مُرده و زندهاش برام فرقی نمیکنه. این خامنهای بیشرف رو که زدن کُشتن، جاش خیلی نزدیک محل کار من بود. از موج انفجارش ساختمونهای سرِ نبشِ جمهوری همه ریخت پایین. توی تولیدی، 16 نفر بودیم. از هفتهی اول جنگ 12 نفر رو اخراج کردن. من موندم و 3 تا زن دیگه. صاحبکار پنجاه روز تمام به ما نگفت که بیایم سرکار. گفت شما چهار تا هم قدیمی هستین که نگهتون داشتم. اگه جایی کار بود برید، اگه نه هیچ تضمینی ندارم بگم کی تولیدی رو باز میکنم! ما هم بیکس و بیکار بودیم. وقتی تولیدیهای راستهی جمهوری ببندن، یعنی عملا جایی خیاط و سِریدوز نمیخواد. دو هفتهی اول جنگ رو با تهموندهی حساب سَر کردم. اما دیگه کرایهی خونهی دو ماه گذشته که نداشتم بدم، داشت به ماه سوم میرسید. ستایش، دختر بزرگم یه تیبا داره. ناخون کاره و توی آرایشگاه کار میکنه. اون هم با تعطیلی سالنهای زیبایی بیکار شده بود. به این نتیجه رسیدیم دو تایی توی اسنپ کار کنیم. ستایش صبح تا ظهر مسافرکشی میکرد و من ظهر تا 10 شب. نگم برات که چه مسافرهای مردِ بیوجدانی گیر آدم میفته. خلاصه بدون گرفتن عیدی و پاداش و حقوق اسفند و فروردین، بعد پنجاه روز بهم زنگ زدن که برگرد بیا تولیدی برای کار. ما که قرارداد و بیمه نداریم. کل دل خوشیمون کارای شب عید و تولیدی بالا و پاداشمون بود. که اونم امسال نگرفتیم. حقوق منم همون مثل قبل هست. صاحبکار، هزار تومن هم اضافه نکرد. تازه هر روز منت سرمون میذاره که همه بیکار شدن، شما باید ممنون من باشین که نگهتون داشتم! با این خرج گرون، من و دو تا دخترم داریم کار میکنیم و بازم کم میاریم. به خدا به مرگ خودم راضی شدم.»◼️متن کامل این گزارش را در لینک زیر بخوانید:https://shorturl.at/YvI2h#اشتغال_زنان #بیثباتکاری_زنان#اقتصاد_سیاسی_جنگ#خشونت_سیستماتیک_علیه_زنان@bidarzani
مردانگی به سبک کاخ سفید؛ تستوسترون، ارتش و سیاست بدن🟠 دیدبان آزار: در روزهایی که ایران تحت حمله آمریکاست، پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده، در حساب کاربری خود در شبکه ایکس ویدیویی منتشر کرده که شرحش چنین بود: «وزارت جنگ با سطح بالای تستوسترون». این جمله کوتاه در عمل چکیدهای از سیاستی است که ایالات متحده برای بازتعریف بدن، قدرت و آمادگی جنگی در پیش گرفته است.شاید در میان انبوهی از واکنشها، جسی واترز، مجری شبکه فاکسنیوز، ضرورت وجود چنین هورمونی در میان نظامیان را از زیرمتن شوخیهایش برایمان روشن کند. واترز با خندهای تمسخرآمیز درباره طرح نظامیِ «هگست» برای افزایش تستوسترون گفت: «خانمهای داخل پایگاه نظامی، بهتر است مراقب باشید!» در حالی که حملات روزانه علیه ایران ادامه دارد و برخی از احتمال ورود نیروهای ارتش آمریکا به خاک ایران میگویند، واترز افزود: «زنان آسیا باید مراقب باشید چون این مردان قرار است حیوانات درندهای باشند.»در اینستاگرام@harasswatch