ای هیچگاهِ ناکجا !گو کِی، کجا بستانَمَتهوشنگ_ابتهاج#موسیقی @happy_private_life
انتشار: 2026/07/08 11:20 UTCدریافت: 2026/08/15 23:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 23:55 UTC
ای هیچگاهِ ناکجا !گو کِی، کجا بستانَمَتهوشنگ_ابتهاج#موسیقی @happy_private_life
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — یه مرد امیدوار 🍀
...أنفاسي تتلاشى في الهواءالريح تمر عبر الحقول الفارغةولا تترك شيئًا خلفهاوالغيوم تسافر في السماءولا تبقى في أي مكانفي اليدين اللتين تحاولان التمسكلا يبقى شيءلكن في القلب الفارغيمكن للعالم أن يدخلأوهِي—أوهِي—الحياة ليست أن نضيف المزيدبل أن نتعلم كيف نتركطبقة بعد طبقةأترك كل شيءآه—آآه—إذا سقطت ورقة واحدةيعود الغابة إلى السكونوإذا مرت موجة واحدةيعود النهر صافيًاحزن الإنسان أيضًاليس مختلفًا عن ذلكنفسها در هوا پراکنده میشوند. باد از دشتهای خالی میگذرد و چیزی باقی نمیگذارد؛ ابرها در آسمان سفر میکنند و جایی نمیمانند. در دستهایی که سعی میکنند نگه دارند چیزی نمیماند، اما در قلب خالی، جهان میتواند وارد شود.زندگی افزودن بیشتر نیست، بلکه یاد گرفتن رها کردن است؛ لایه به لایه همه چیز را رها کردن. مثل برگی که میافتد و جنگل دوباره آرام میشود، یا موجی که میگذرد و رود دوباره صاف میشود؛ ...غم انسان هم همینطور است.🍀🍀#موسیقی @happy_private_life
چه زیبا و عمیق و از ته دل...به دل مینشیند.دلت پر نور همیشه مجتبای عزیز...#نور @happy_private_life
اندوه تمام نمى شود؛تو باید آن قدر وسيع شوى، كه اندوه در تو گم شود...و تنها کسی که میداند این وسیعشدن برای تو چگونه رخ میدهد، خودت هستی و خدای خودت... از او راهنمایی بگیر.پیشنهاد: میتوانید همراستا با نام آهنگ، چشمانتان را ببندید و حس کنید در میانه صحرا، دل کوهستان یا ساحل دریا، باد شدیدی میوزد و دارید آنرا روی صورتتان حس میکنید و میگذارید ذهنتان را پاک کن، درونتان را آرام کند و قوی ...#موسیقی@happy_private_life
یه آیهای هست در قرآن که خداوند مثل یک دوست مهربان در آن میفرمایند: الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ ... شیطان مدام به شما وعدهٔ فقر میدهدمنظور از فقر، فقط بیپولی و کمپولی نیست، مطلق نداری و فقدان است. شیطان مدام در گوش آدم میخواند و او را میترساند که تو سرمایه نداری، کسی تو را دوست ندارد، تو آینده نداری، تو برنامه نداری، زمینهای برای رشد تو نیست، فردای تو بدتر از امروزت میشود، اگر جنگ بشود چه؟ اگر اخراجت کنند چه؟ چطور میخواهی ازدواج کنی؟ بچه هم میخواهی؟ همین قدر بدبختی بس نیست؟ توی این اوضاع بچه را چطور میخواهی تربیت کنی؟ فردا نان هم گیرت نمیآید! چرا من فلانطور نیستم، چرا من فلانچیز را ندارم...وقتی شیطان این همه یأس در وجود آدم ریخت و داشتههای آدم را از یادش برد و او را در حسرت نداشتهها و ناامیدی از داشتن فردایی بهتر انداخت، اولین چیزی که از انسان میگیرد شکر است؛ کمی بعد، دومین چیزی که انسان میگیرد ایمان است و بعد آرام آرام امید و انسانیت و هر چیز الهی دیگری که درون فطرت ما وجود دارد... مراقب باشیم. این روزهای سخت و سنگین و پرفشار، در کنار تلاش برای زنده ماندن و تطبیق یافتن و امید داشتن و - تا حدی که از دستمان بر میآید -، بهبود دادن خود و اطرافمان، مراقب آنچه در ذهنمان میگذرد باشیم و از روی خستگی یا بیحوصلگی یا استیصال، رهایش نکنیم هرجا بخواهد برود. مراقب خودمان باشیم.🍀قسمت دوم این آیه را هم پست بعدی مینویسم به امید خداولی یه نکته جالب: همه ما فکر میکنیم این افکار بد و اذیتکننده و خودگوییهای منفی از خودمان سرچشمه میگیرند، ناشی از ذهن خسته خودمانند، از بچگیهایمان و آرکتایپهایمان و تاثیرات تربیت و جامعه و ... بر ما سوار شدهاند. حتما هم همینگونه هستند. اما (اگه مراقب باشیم و به دام خرافات بیمعنا و غلو و ... نیفتیم) همینکه احساس کنیم این حجم از وسوسهها و منفیها و خودبدگوییها، منشا و عامل دیگری هم میتوانند داشته باشند، انگار کلیت فضا را تغییر میدهد. انگار جور دیگری به خودمون و صحنه تعاملمان با جهان هستی، نقش خداوند، مسیرمان بسوی کمال و مخاطرات این راه نگاه میکنیم.#نور@happy_private_life
من بیخود و تو بیخود ما را که برد خانه من چند تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه در شهر یکی کس را هشیار نمیبینم هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه جانا به خرابات آ تا لذت جان بینی جان را چه خوشی باشد بیصحبت جانانه ... گفتم ز کجایی تو تسخر زد و گفت ای جان نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه نیمیم ز آب و گل نیمیم ز جان و دل نیمیم لب دریا نیمی همه دردانه ... سرمست چنان خوبی کی کم بود از چوبی برخاست فغان آخر از اُستُنِ حنّانه (استن حنانه یعنی چوب گریان/ تمثیلوار میگویند در مسجد النبی ستونی چوبیای بود که پیامبر (ص) به آن تکیه میداد و خطبه میخواند. وقتی منبر ساختند، این ستون چوبی از فراق و دوری پیامبر مثل انسان ناله کرد و گریه کرد. تا جایی که پیامبر دستشان را روی آن گذاشت و آرامش کرد.مولانا از این داستان بهره زیبایی میبرد و میگوید: حتی یک چوب خشک از عشق و فراق معشوق الهی ناله میکند. شرمآوره که انسان از آن چوب کمتر باشد. 🍀🍀 شایعاتی وجود دارد که هر دوی اجراها توسط هوش مصنوعی است! مهم نیست، ما از قدرت صدا و شور و معنایش لذت میبریم 👌🏻🍀#موسیقی @happy_private_life
🍀🍀چه خوب است برای یک بار در این هنگامه پر طمطراق سایههای چنبره زده بر وجود شکنندهات،به قوت آسمانی نهادینه شده در عمیقترین لایههای هستیات اعتماد کنی.دست عیسویات را از درون، برون کشی و ابرهای متراکم تیره و تار در پیش چشمانت را کنار بزنی،جایگاه نورت را بیابیآنجا بدون اینکه دیگران بدانند بنشینیو بیصدا در مرکز و کانون خویشتن سفر کنی.آنجاست که افکار آرام آرام تبدیل به اصوات میشوند...در ابتدا شلوغند و جهتدار و مبهمدر ادامه وقتی قوت جمع کردن یافتی، خاطرهها در مدار صحیح خویش قرار میگیرند.صوتها تبدیل به دیدنیها میشوند و سخن از رازی مرموز در مکنون وجودت خواهند گفت.اسراری که دهها هزار سال است ابلیسیان آن را به هزار شگرد از انسان پنهان میدارند.اگر قوت تمرکز و تطبیق عالمهای نهفته در وجودت روزیات باشد، خواهی دید که هستی از افق ادراکیات به زبان فهم تو با تو سخن میگوید.در آنجاست که معلوم می شود قرآن کریم چیست و حاملان آن چه شاهکاری برای انسان آوردهاند.زحمت این رجوع را کلمات آن به عهده میگیرند و راه را برای رسیدن به خاموشیِ کانون هموار میکنند.در آن طوفان و گردباد سهمگین لایه زیرین که خود را محبوس و اسیر آن می پنداشتی و گمان میکردی که بیاعتباریات نزد اهل اعتبار جراحتی به ساحت حرکت آسمانیات وارد کرده است، نوایی زلال را میشنوی که از پیوستن جمله کیهان و اکوان در برابر تو به شکل کلماتی هویدا میشوند که هزاران بار آن را دیده بودی اما ندیده بودی:"ما ودّعک ربک و ما قلی"حضرت غیبالغیوبی عالم که مشرف به ساحت ظاهرهاست هیچ گاه تو را رها نکرده و هیچگاه بر چشمه وجودت خشمگین نبوده است.تو در دایره قضاوتهای تلخ از خویشتن محبوس شدهای و این تلقین مکرر هزار باره که هر روز در برابرت قد علم کرده و اعماق وجودت را زخمی و در هم شکسته میکند،همان شگردی است که شیطان در اردوگاه عدمها برای رهاندن خویش از غم تنهایی هزاران سالهاش بهوسیله آن لشکرکشی میکند.تردید نداشته باش که تحفهای هستی برای خویشتن، که نمونه مشابه در ازل و ابد نداشتهای.سفرت را آغاز کن و بدان بی توجهیهای دیگران و روی گرداندن های آنان از تو، هدیهای لاهوتی برای توست که اگر مخزن رموز آن را در هم شکنی، گوهرهای لایزالی غیرت و عشق خدا نسبت به خودت را در آن خواهی یافت که او میخواهد برای او باشی.که اگر با او باشی با همهای و اگر بی او بودی، وجهه داشتن نزد نیستیها جز طنزی تلخ برای اهل حقیقت نیست.خودت را باور نکن!بلکه خود الهیات را جستجو کن و به آن باور داشته باش و بدان هیچگاه رها نشدهای و بیدلیل در این چینش راز آلود کثرات در این زمان و مکان خویشتن را ادراک نمیکنی.و رسالت مخصوص خویش را از ورای تجلی آن کشف کن.📡 برداشتی از کانال دلنشین شعله طور#نور@happy_private_life