❤️️🍃❤️#داستان_زندگی_نازگل«۸۰» - من..... من نمیتونم بخوابم..... فرهاد من خیلی دوستت دارم... بهت زنگ…
انتشار: 2026/08/13 19:53 UTCدریافت: 2026/08/14 17:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 17:47 UTC
❤️️🍃❤️#داستان_زندگی_نازگل«۸۰» - من..... من نمیتونم بخوابم..... فرهاد من خیلی دوستت دارم... بهت زنگ نزدم که بگم نری با اون دختره ازدواج کنی نه... فقط خواستم بگم تو چه بخوای و چه نخوای من هنوز هم امید دارم..... به اینکه دو سال بعد وقتی ازدواجت با این دختره بهم خورد و سربازیت هم تموم شد دوباره برگردیم بهم...... باز هم داشت حرف خودشو میزد.... :گفتم اما پروانه تو خودت میدونی که نمیشه..... از الان دارن برای رفتن من به آمریکا برنامه می چینن... وسط حرفم پرید نه نه دیگه نگو..... فرهاد من بخاطر تو... به عشق تو همه خواستگارهامو رد کردم و در نظر فامیل شدم یه دختر ترشیده.... به عشق تو از خانواده ام حرف شنیدم و به نظرم خدا انقدر هم ناعادل نیست که تو رو برای من نخواد..... معذرت میخوام اگه شبتو خراب کردم. برو بخواب آقا داماد جذاب .... یادت نره با دوربین از خودت عکس بگیری.... شب بخیر..... با کوبیدن گوشی و بوق آزاد فهمیدم تماس قطع شده..... @hamsardarry💕💕💕
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- 💝مشاوره خانواده بهشتی 💝 · تطابق دقیق — ۲۳ مرداد ۱۴۰۵، ۱۷:۴۷
- 💝مشاوره خانواده بهشتی 💝 · تطابق دقیق — ۲۳ مرداد ۱۴۰۵، ۱۷:۴۷
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند





