❤️️🍃❤️#داستان_زندگی_مرجانه«۷۶» اما تو الان داری با یکی دیگه ازدواج می کنی؟ نوچی کردم. گفتم چه فرقی…
انتشار: 2026/08/09 18:43 UTCدریافت: 2026/08/11 04:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 04:25 UTC
❤️️🍃❤️#داستان_زندگی_مرجانه«۷۶» اما تو الان داری با یکی دیگه ازدواج می کنی؟ نوچی کردم. گفتم چه فرقی میکنه. من از اولش هم گفتم اگه باهات دوست میشم فقط یه دوستی معمولیه..... من قرار نیست با تو ازدواج کنم پس بهت وعده ای ندادم که الان بابتش عذاب وجدان داشته باشم..... از بس گریه کرده بود چشمهاش پف کرده و ماتیک لبش پاک شده بود. گفت: - خب مگه تو نمی خوای سربازیت درست شه....بیا با من ازدواج کن...... حرفش باعث شد بلندتر بخندم :گفتم - چی داری میگی؟ یعنی حاج موسی قبول میکنه دخترشو فقط برای دو سال به من بده؟ فورا گفت: - نه نه.... بهش نگو دو ساله.... بین خودمون فرهاد من حتى راضى ام فقط برای دو سال زن تو باشم... اصلا از کجا معلوم که اگه به خانواده ات بگی میخوای با من ازدواج کنی بیخیال ازدواج تو و الهام نشن....؟ تو و الهام سالهاست همو ندیدین که اصلا ....@hamsardarry💕💕💕





