#باید_می_رسیدم... ـ ....من دختر شهری نبودم که بترسم.... من با گوسفندها.... با سگها... حتی با گرگهای…
انتشار: 2026/08/06 18:32 UTCدریافت: 2026/08/08 05:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 05:10 UTC
#باید_می_رسیدم... ـ ....من دختر شهری نبودم که بترسم.... من با گوسفندها.... با سگها... حتی با گرگهای روستا بزرگ شده بودم.... با این فکر با جسارت تمام وجودم رو احاطه کرد. اول باید از شر این لباس عروس سنگین خلاص میشدم... به آرومی از جا بلند شدم تا بدخوابش نکنم و چراغ رو خاموش کردم. تو تاریکی به هر سختی ای بود لباسهامو عوض کردم و فکرمو جمع کردم...... باید می رسیدم به آبادی کناری..... میرفتم پیش خاله زرین..... ازش می خواستم ....❓ادامه داره... @hamsardarry💕💕💕




