تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-16 20:20 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
🌹به کانال همدلی خوش آمدید.🌹👈 کانالی ،اجتماعی ،آموزنده ،علمی ،طنز ،خبری ،سرگرمی ،موسیقی وغیرسیاسی⚠️ارسال فیلم عکس نظرات، انتقاداتارتباط باادمین کانال به آیدی زیرپیام دهید.@AliEtemadi2.
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 2006 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
دوستان نازنین خسته نباشید همگے از اینڪه تا این ساعت از شب مارو با نگاههاے قشنگتون همراهے ڪردید متشڪرم 🙏مفتخریم ک خدمتگزار شمائیم تا روز دیگر و خدمتے دیگر همگے رو ب خداے بزرگ میسپاریمتا درودے دیگر بدرود شبتون خوش عزیزان@Hamdeli20 🌺🍃
🌹به کانال همدلی خوش آمدید.🌹👈 کانالی ،اجتماعی ،آموزنده ،علمی ،طنز ،خبری ،سرگرمی ،موسیقی وغیرسیاسی⚠️ارسال فیلم عکس نظرات، انتقاداتارتباط با مدیر کانال به آیدی زیرپیام دهید.@AliEtemadi2https://t.me/HAMDELI20
✈️ مسافران گرامی همدلی ایرلاین، به فرودگاه مقصد رسیدیم و بابت همراهی شما در پرواز امروز از شما سپاسگزاریم@Hamdeli20 🌺🍃
شبتون بخیر @Hamdeli20 🌺🍃
@Hamdeli20 🌺🍃
@Hamdeli20 🌺🍃
رفته پتک اورده ❗️😱😄@Hamdeli20 🌺🍃
آهنــگ لــری تــقــدیــم عــزیــزان لــرزبــانــ@Hamdeli20 🌺🍃
🌹💫دوستی از من پرسید، حالا که بازنشسته شدی چگونه روزهای زندگی را جالب میکنی؟بهش گفتم:خوبه، میگذره. مثلا همین دیروز با همسرم رفتیم فروشگاه خرید، وقتی از فروشگاه بیرون اومدیم، دیدم افسر پلیس ماشین را جریمه میکنه. ازش خواهش کردم که به بازنشستگان رحمی کند...او اعتنایی نکرد و جریمه را زیر برفپاکن گذاشت. بهش گفتم؛ خیلی خری...ناراحت شد و جریمهای دیگر برای چراغهای ماشین که گلآلود بودن نوشت...همسرم با ناراحتی گفت: ننویس گوسفند...افسر عصبانی شد به چراغ خطر هم گیر داد و جریمه نوشت...من گفتم فکر کن ماشین خودت ابله، آخه چقدر بیشعوری...افسر پلیس که اختیار از دست داده بود به لاستیکهای نیمه فرسوده هم گیر داد و جریمه نوشت...از من و همسرم تقاضای ننوشتن جریمه و افسر پلیس بیاعتنا همینطور مینوشت...یک ربعی طول کشید و اتوبوس در ایستگاه مقابل فروشگاه ایستاد...🌹💫من و همسرم سوار اتوبوس شدیم...قبل از سوار شدن به اتوبوس به افسر پلیس گفتیم که ماشین مال امام جماعت مسجد روبرویی است، داره میاد...@Hamdeli20 🌺🍃
تصویر دیگر از مسیر اسب سواریاز لیسار به سوباتان ، ییلاقات گیلانِ عزیز@Hamdeli20 🌺🍃
داستان شب :*عادله*_ـ نویسنده : شهپر تواضعی_*قسمت بیست و هفتم : ⬇️* آری یکی دیگر هم در راه است بیایید من را بزنید چرا معطلید؟ وبه سمت حیاط رفتهمه بهت زده به جا ماندند یعنی ممکن است یک انسان آنقدر تغییر کند کیوان از اطاق بیرون آمد... رفت به اربابش بگویدکه مأموریتش انجام شد بعد آمد نشست سارا یک دفعه زد زیر گریه من نمیخوام توی روستا زندگی کنم عادله با تشر گفت تو نخواه تو نیا ولی ما میریممن تحمل هر روز دعوا و کتک کاری را ندارم کار تا به جاهای باریک تر نکشیده بهتره جمع کنید بریم کامبیز گفت.. مامان یعنی درسم راول بکنم..نمیدانم کامبیز جان من نهایت تلاشم را می کنم که شما لطمه نخورید فعلا مغزم کار نمیکند پسرم می بینی که پدرت پاک عقلش را از دست داده این زن نمی گذاردحرف حساب به گوش یوسف نمیره به کاوه گفت برو صدایش کن نیاز به وسایل بیشتری داریم باید ماشین تهیه کند کامبیز گفت ...مامان عجله نکن بابا وقتی برگرده. میبینی نظرش کلی عوض شده توی عصبانیت یه حرف هایی میزنه تو فورا میخوای حکمش رو اجرا کنی مگر مهمانی آمده ایم و صاحب خانه بیرونمان کرده این جا خانه ماست توی دعوا هم که از این هارت و پورت ها زیاد میشه... پسرم حکایت یک هارت و پورت و عصبانیت آنی اگر بود کاملا حق با تو بود اما نه این زن دوباره باردار است مخصوصا میاید مرتب خودش را قاطی ما میکند که دعوا راه بیندازد و گرنه چه مرضی داره که حاضر نیست به خانه دیگری بره اگر او خواسته بود مطمئن باش پدرت تا به حال برایش خریده بود اما نمی خواد او این جا را میخواد بدون کم و کاست میخواهد خانم این خانه باشد درست جایی که من بودم حتی همان لباسها را بپوشد و مستخدمین از او دستور بگیرند من میدانم این رشته سر دراز دارد ما همیشه باید منتظریک درگیری چه بسا شدید و بد فرجام باشیم نه قبول کن که این یک هارت و پورت ساده نیست کاوه جان برو صدایش کنکاوه دوان دوان رفت و بعد از دقایقی با یوسف برگشت کیوان برای اینکه کنترلش را از دست ندهدبه اتاقش رفت عادله گفت وسایل خودم را می خواهم ببرم آنها که دیگر اختیارشان با من است یا لازم است که جهیزیه ام راهم برای نگار بگذارم ؟... هرچه مال خودت است ببر همین حالا بلند شو همه را یک طرف جمع کن من میرم ماشین بگیرم تا ظهر آماده باشید بعد در حالی که از اتاق بیرون میرفت انگشت نشانه اش را رو به عادله گرفت ... فقط چیزهایی که به این خانه آوردی لباس هایت را حق نداری ببری آنها را من برایت خریدم بعدبرگشت به طرف صندوقچه قرمز که گوشه اتاق بود وبه سمت آن رفت این را هم خالی کن ببینم عادله بلند شد و صندوقچه را برداشت اینها را هم برای او بگذارم؟.. اوکیه؟ خالی کن این ها را من خریدم صندوقچه را گرفت ..کلیدش را بده عادله کلید را با بند به گردنش آویخته بود صندوق را باز کرد همه را خالی کرد..خب بگو ببینم کدام از این ها مال خودته عادله تمام وجودش یک پارچه آتش شده بود به همین آسانی داشت همه چیزش را از دست می دادیوسف صدا کرد گلسا.. گلسارا بگید بیاد یکی بلند شه و صدا ش کنه ..کاوه... کاوه به دهن مادر نگاه می کرد عادله گفت برورفت و گنسارا آورد بعد از او هم فرنگیس آمد هر دو شگفت زده کنار دیوار ایستادند.... گوش کن گلنسا با توام تو میدانی کدام از این ها مال خود عادله است بیا جلو بشین گلنسا جلو آمد... یوسف نکن از خدا بترس*ادامه دارد ...*📚 داستانهای تایپی📚@Hamdeli20 🌺🍃
🌹🌷خنده بر هر درد بی درمان دواست@Hamdeli20 🌺🍃
🎬 سکانس جذابی از سریال پایتختهمدلی از همزبانی بهتره👇➡️ @Hamdeli20 🌺🍃
فدات شمبانو مهستی @Hamdeli20 🌺🍃
شنیدی میگن آدم نمیتونه با حبس کردن نفس خودکشی کنه؟ چون این کار غیر ارادیه . . .خواستم بهت بگم خیلی وقته که نفسم شدی @Hamdeli20 🌺🍃
«ای زندگی» با صدای بانو پروا ای زندگی با من نمیسازی چرایکدم مرا از غم نمیسازی رهاافتادهام در زیر پا چون برگ زردیای زندگی از غم چنین خارم تو کردی@Hamdeli20 🌺🍃
❤️ اجرایی از بانو پروا به یاد زنده یاد بانو هایده موج بی آرامم اشک بی فرجامم ...سنتور : استاد محمد حیدریویولن : استاد شهرام فسازادهتنبک : استاد نقیبیان@Hamdeli20 🌺🍃
بانو پروا درگذشتمعصومه شاهپروری با نام هنری «پروا»، خوانندهی قدیمی در سن ۷۵ سالگی در بیمارستانی در اتریش درگذشت.او از دههی ۱۳۴۰ فعالیت هنری خود را آغاز کرد و با صدای دلنشین و اجرای ترانههای ماندگار، جایگاه ویژهای در خاطرهی موسیقایی ایرانیان به دست آورد.علاقهمندان به موسیقی قدیمی ایرانی، صدای پروا را به عنوان نمادی از سبک و هنر اصیل ایرانی میشناسند.@Hamdeli20 🌺🍃
خرش از پل نگذشت 😂😂همونجا بمون تنگه بسته بشه 😂😂😂😂😂😂@Hamdeli20 🌺🍃
بژی کورد 😍فوروارد فراموش نشه❤️@Hamdeli20 🌺🍃
🌐 گیلان زیبادر زیباترین عاشقانههای جهانهمیشه قلب یک «زن» در میان استزن، اگر نباشد، پرندهی شعر در شاخههای دفتر هیچ شاعری پر نمیزند✍ #مینا_آقازاده➡️ @Hamdeli20 🌺🍃
🍦عصرتان خنک و شکلاتی 😋همدلی از همزبانی بهتره 👇➡️ @Hamdeli20 🌺🍃
چهار چیـز برایتـان آرزو میکنـم 🙏نگاه خدا🌺🍃سلامــتی🌺🍃آرامــــش🌺🍃شــــادی🌺🍃زندگیتون سرشارازعشق و امید ❤️@Hamdeli20 🌺🍃
حال دلتون خوبببب😍😍🌹❤️🌹❤️🌹❤️🌹❤️👈@Hamdeli20 🌺🍃
آذری @Hamdeli20 🌺🍃
بفرست برای همه دخترای ایرونی که با لبخندشون دنیا رو قشنگتر میکنن🥹🩷 تقدیم به دخترای ایرونی؛ همونایی که قشنگیشون فقط به ظاهرشون نیست به اصالت و قلب پاکشون هست🦋@Hamdeli20 🌺🍃
دو توصیه:١- هیچوقت بہ انتخابهاے همسرتان نخندید؛ شما یڪے از آنها هستید!٢- هیچوقت بہ انتخابهاے خودتان افتخار نڪنید؛ همسرتان یڪے از آنهاست! 😁جملہ سنگینے بودمتاهل ها پنج دقیقہ تنفس بگیرید 😃@Hamdeli20 🌺🍃
مردها اینقدرها هم قوی نیستن…فقط خوب یاد گرفتن کهدردشون رو پشتِ خنده قایم کنن.وقتی بهت میگن «خسته»، یعنی واقعاً خسته انوقتی ساکت میشن، یعنی بیشتر از هرچیزی به یه آغوشِ امن نیاز دارن.زنِ باهوش میدونه؛مردِ خونه گاهی همون بچهایه کهدلش میخواد یه نفری بغلش کنه و بگه:«خستگیات به جونِ من…»همون بغلِ بیحرف،قویتر از هزار کلام،درمانِ مردِ خسته ای که برای همه، جز خودش، قله بوده. 🌿@Hamdeli20 🌺🍃
🔻مغازه نیم متری ۱۵ میلیارد تومان 😅مگه میشه! مگه داریم! 😳➡️ @Hamdeli20 🌺🍃
🔻در اوگاندا، گردشگران سفیدپوست ثروتمند به ساکنان محلی پول میدهند تا آنها را مثل دوران استعمار روی یک تخت آهنی حمل کنند و به گردش در جنگل ببرند.🔻اگر سلطان جنگل 🦁 بیاد،گردشگر را میاندازند و الفرار 🏃♂➡️ @Hamdeli20 🌺🍃
ببینید و لذت ببرید 👆👆واقعا ادم با تمرین در هر کاری میتونه یکی از عجایب رو خلق کنه 👏👏👏@Hamdeli20 🌺🍃
🔻هر ماه شبیه کدوم شهر هست!➡️ @Hamdeli20 🌺🍃
🔻زندگی سخت خداداد عزیزی قبل از فوتبالیست شدن🔹همراه پدرم اطراف حرم دستفروشی و گچکاری میکردم و نان رب میخوردم.🔹برنج و مرغ تنها یک بار در سال میخوردیم!🔻تا ۱۸-۱۷ سالگی چلوکباب ندیده بودم.➡️ @Hamdeli20 🌺🍃
🎊 پنجاهمین سالگرد ازدواج عاشقانه 🥰➡️ @Hamdeli20 🌺🍃
🐠 روش جدید ماهیگیری 😳🐟حیف که هوش مصنوعی هست 😅➡️ @Hamdeli20 🌺🍃
@Hamdeli20 🌺🍃
@Hamdeli20 🌺🍃
🥘 ناهار امروز همدلی، تقدیم شماست 😋➡️ @Hamdeli20 🌺🍃
تفاوت آدرس منازل در آمریکا و ایران..!😁😁@Hamdeli20 🌺🍃
پزشکی:چهارخوراکی ساده ضدسرطان..اطلاع رسانی کنید👌👌👌@Hamdeli20 🌺🍃
♈️ ثبت اولین تصاویر از گربه پالاس؛ یکی از کمیابترین گربهسانان ایران@Hamdeli20 🌺🍃
@Hamdeli20 🌺🍃
@Hamdeli20 🌺🍃
@Hamdeli20 🌺🍃
@Hamdeli20 🌺🍃
اشک شوقی که میریزه 🥺❤️کاش هیچتلاشی بی نتیجه نمونه👌@Hamdeli20 🌺🍃
مگه زبان فارسی خودمون چشه🧐🤨@Hamdeli20 🌺🍃
*📝 به عقیده خیام ؛**هرکس که دراین دنیا بتواند شاد زندگی کند واز دنیا لذت ببرد،بطور حتم بعد از مرگش در بهشت خواهد بود*😍💖💫 ✨*زیرا کسی که زندگی شادی داشته باشد به طور طبیعی نه به کسی ظلم میکند ونه تفکرات منفی نسبت به دیگران دارد*🫧💖✨ 💦✨*پس دنیا وآخرت برایش بهشت خواهد بود* 💦🫧💫💦🫧✨@Hamdeli20 🌺🍃
@Hamdeli20 🌺🍃
🏆 دختری که با همت و تلاش، از نمرۀ شش مدرسه به رتبۀ شش جهانی رسید➡️ @Hamdeli20 🌺🍃
عالی بود 😍@Hamdeli20 🌺🍃
@Hamdeli20 🌺🍃
همسفر به این خوبی دیده بودی...؟❤️حس بسیار خوب... 😍 👍@Hamdeli20 🌺🍃
کلیپ علی_قیومی...😂😁@Hamdeli20 🌺🍃
از بس پستای عاشقانه خوندم و فرستادم همش فکر میکنم یه نفر ولم کرده رفتهوجداناً هرکی ولم کرده بیاد گناه دارم خب😕😕😂😂
ای غنچه خندان چرا خون در دل ما میکنیخاری به خود میبندی و ما را ز سر وا میکنیاز تیر کجتابی تو آخر کمان شد قامتمکاخت نگون باد ای فلک با ما چه بد تا می کنی.شهریار@Hamdeli20 🌺🍃
.ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﺩﻝ ، ﺩﻝ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ڪﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﻏﻢ ، ﻏﻢ ﺧﻨﺪه ڪﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ ،ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ڪﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺑﯿڪَﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ڪﻨﻢ ﺑﺮ ﻋﻘﻞ ،ﺍﻭ ﺧﻨﺪه ڪﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ڪﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ڪﻨﻢ ﺑﺮ ﺗﻮ ، ﺗﻮ ﺧﻨﺪه ڪﻨﯽ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ڪﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﻢ ﻫﺮ ﺩﻭ ﭼﻮ ﺩﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ڪﻨﻢ ﺑﺮ ﺍﻭ ، ﺍﻭ ﺧﻨﺪه ڪﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ ،ﺩﯾڪَﺮ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﻡ، ﺩﻝ ﺭﻓﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ ...!!وحشی_بافقی@Hamdeli20 🌺🍃
قشنگترین تراپی زندگی.....@Hamdeli20 🌺🍃
بنده خدا 🤣🤣شفا گرفت😅@Hamdeli20 🌺🍃
دوستان نازنین خسته نباشید همگے از اینڪه تا این ساعت از شب مارو با نگاههاے قشنگتون همراهے ڪردید متشڪرم 🙏مفتخریم ک خدمتگزار شمائیم تا روز دیگر و خدمتے دیگر همگے رو ب خداے بزرگ میسپاریمتا درودے دیگر بدرود شبتون خوش عزیزان@Hamdeli20 🌺🍃
🌹به کانال همدلی خوش آمدید.🌹👈 کانالی ،اجتماعی ،آموزنده ،علمی ،طنز ،خبری ،سرگرمی ،موسیقی وغیرسیاسی⚠️ارسال فیلم عکس نظرات، انتقاداتارتباط با مدیر کانال به آیدی زیرپیام دهید.@AliEtemadi2https://t.me/HAMDELI20
✈️ مسافران گرامی همدلی ایرلاین، به فرودگاه مقصد رسیدیم و بابت همراهی شما در پرواز امروز از شما سپاسگزاریم@Hamdeli20 🌺🍃
@Hamdeli20 🌺🍃
خدایا🙏دراین شب زيبا 🌷ﺩلمان ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗوﻣﯽ ﺳﭙﺎﺭیمغم و اندوه💗ناراحتی ودلتنگی را ازوجودمان 🌹پاک کن وبادست مهربانت🌹 به دعاهایمان مهر تایید بزن❤️شبتون ماه🍀📊@Hamdeli20 🌺🍃
جوان ناکام 😅😅🤣🤣😂😂@Hamdeli20 🌺🍃
@Hamdeli20 🌺🍃
کلیپ زیبا باصدای خوش معین عزیز.....💛🤍🩵@Hamdeli20 🌺🍃
عجب آهنگ شادی🌹💃💃💃👌@Hamdeli20 🌺🍃
عالیه👍👍👍👍@Hamdeli20 🌺🍃
لطفا تاانتها ویدئو رابادقت ببینید @Hamdeli20 🌺🍃
غم زمانه • آواز :محمدرضا شجریان • آهنگ :پرويزمشكاتيان • شعر:سعدیغم زمانه خورم یا فراق یار کشمبه طاقتی که ندارم کدام بار کشم@Hamdeli20 🌺🍃
هر بار ڪہ تو تاریڪے شب گم میشمتو فانوس بہ دستم میدی✨هر بار ڪہ آرزو میڪنم تو شگفت زدہ ام میڪنی✨خداے مهربانم @Hamdeli20 🌺🍃
یوسف مرتب حرفت را عوض میکنیمگر نگفتی بیا سر زندگیت ها.......گفتم گفتم غلط کردم حواسم نبود من مگر تو را بیرون کردم ها ..مگر خودت راه نیفتادی رفتی؟ ابن بچهها یت را گرگ کردی و فرستادی بجان من ها مگر نکردی اینها از کجا پشتیبانی میشوند ها غیر تو کی به اینها دل وجرات میده اصلا این دوماه کدامتان مردید هیچ طوری هم نشد خب باز هم بمان اصلا اول مهر و مدرسه را ول کن مگر من چند کلاس درس خواندم که دارم چند آبادی را می چرخانم این دو تا پسربزرگ شده اند باید یواش یواش اداره املاک را یاد بگیرند آنجا مباشر تعلیم شان می دهد کامبیز از جا بلند شد رگهای پیشانیش کبود شده و بیرون زده بود ؟؟یعنی چه باباشما میگید مادرس ول کنیم من باید به تحصیلم ادامه بدم آب و ملک هم پیش کش خودت... خرج تحصیلت را از کجا میاری از این به بعد کار می کنی آنجایاد میگیرید سرپرستی می کنید بعدها پول هایتان را جمع کنید خواستید ادامه تحصیل بدید فعلاً من صلاح را در این میبینم اینجا تا من را نکشید راحت نمیشید می دانم من الان دو تا بچه دیگر هم دارم آنها نیاز به پدر دارند سارا گفت...دوتا؟؟یوسف درحالی که از اتاق بیرون می رفت گفت آری یکی دیگر هم در راه است بیایید من را بزنید*ادامه دارد ...*📚 داستانهای تایپی📚@Hamdeli20 🌺🍃
:داستان شب :*عادله* _ـ نویسنده : شهپر تواضعی_*قسمت بیست و ششم : ⬇️*.به به عادله خانم میگفتی گاوی گوسفندی سر می بریدم عادله با لحنی سرد گفت مکه که نرفتم از روستا دارم میام..ولی چه بی خبر من چهار روز پیش آنجا بودم چیزی نگفتی.. خب دیدم دیگر لازم است سر و سامانی به زندگی ام بدم بچه هام باید دو هفته دیگر به مدرسه بروند هنوز هیچ کاری نکردم مگر خودت هم نگفتی بیا..؟ یک دفعه چشمش به پیشانی پانسمان شده کیوان افتاد ... سرت چی شده بیا ببینم یوسف پیشدستی کرد... خواست پدرش را ادب کند خودش ادب شد.. چی... کیوان گفت هیچی حالا بیا داخل شام که خوردیم برات تعریف میکنم کاوه دور حیاط می دوید و از خوشحالی جیغ میزد گلنسا بساط شام را با کمک فرنگیس آورد و روی میز چید عادله نشست بچه هایش حالا همه جمع بودند یوسف بعدازشام گفت من میرم توی حیاط یک کمی راه برم زیاد غذا خوردم وقتی رفت عادله روبه کیوان کرد... داستان زخمی شدن سرت را بگو ببینم ..مامان بابا کاملاً یک آدم دو شخصیتی شده وقتی آرام است باور نمی کنید که این همان پلنگ وحشی و غران باشد وقتی هم که دیوانه میشود کسی جلودارش نیست باور نمیکنی که این همون پدر است که سالها ما زیر بال و پرش بودیم و هرگز به ما از گل نازکتر نگفت از وقتی این زنیکه آمده. یه آدم دیگه شده.. زنه آمده بود این طرف اطراق کرده بود توی اتاق شما میخوابید گلنسا خودش دیده بود که لباس هایت را بیرون ریخته وتنش می کرده گلنسا غافلگیرش میکند و با داد و بیداد میاندازد ش بیرون قدغن میکند که دیگر این طرف نیاید اما باز هم آمد فرش پهن کرد و نشست توی ایوان گلنسا آمد و شرط و شروط را یادش انداخت من هم وقتی فهمیدم لباسهای تو را پوشیده عصبانی شدمیک دفعه بابا از راه رسید و این مارمولک زد زیر گریه که به دادم برس وای .. من را چنین و چنان کردند... خلاصه از این اداها من و بابا هم درگیر شدیم بابا جلوی اون کشیده ای توی صورتم زد من هم یقه اش را گرفتم که پرتم کرد به سمت نرده سرم به نرده خورد عادله لبها و چانه اش می لرزید ..خب کسی جلو نیامد... چرا آمدند ولی من دیگر چیزی نفهمیدم وقتی چشم باز کردم دیدم بیمارستانم منهم از آن به بعد دیگر کلامی با اون حرف نزدم حتی سلامش نمیکنم عادله مات و مبهوت نگاه می کرد... خدایا چرا اینطور متلاشی شدیم این چه بدبختی بود خودش به من قول داد برای این زن خانه بگیرد بزارید فردا صبح دوباره باهاش حرف میزنم خودش قول داده کیوان گفت.. قول مول را ولش کن اینها تا وقتی است که دستش به دست این جادوگر نرسیده باشد یوسف وقتی عادله خواب بود آمد صبح بعد از صبحانه لباس پوشید و آماده رفتن شد.. یوسف کجا؟ می خوام باهات حرف بزنم ..کار دارم زود بگو می خوام برم بعدلبه مبل نشست.. یوسف مگه قرار نشد برای نگارخانه بگیری دفعه آخری که آمدی حرف هایمان را زدیم ...گفتم اون موقع گفتم ولی حالا منصرف شدم عادله خانم برای خاطر کی؟ تو؟ یا پسر هایت؟ که دارند مرا قورت می دهند. نه کاری که خودم صلاح بدانم همان کار را میکنم کیوان از جایش بلند شد و به اتاقش رفت یوسف گفت ...دوبار روی من دست بلند کرده میفهمی ؟ من باید له اش می کردم کامبیز گفت... بابا کیوان هم مثل خودته وقتی عصبانی میشه حالیش نیست ولی تو چرا وقت حرف زدن همه را با هم جمع می بندی من دوماهه توی روستا گوشه یک اتاق نشستم و درس می خوانم کاری به کارتو داشتم؟ سارا که تو را ترجیح داد و با ما نیامد مادرم هم که به خاطر کاری که تو کردی خانه را ترک کرد یوسف با عصبانیت گفت توهم موقعیت گیر بیاری بدتر از اینها هستی همهتان گردن کلفت کردید که جلوی من وایسید همه تان الان من هنوزچهل وسه سالمه جوانم وای به حال ده سال دیگه من را از خانه بیرون میاندازید الان ببین زورتان به این زن بدبخت رسیده چه بلایی سرش میارید اجازه نمیدید توی این ایوان بشینه عادله گفت...او که روی تخت من هم خوابیده بلده چطور خودش را آوار زندگی ما بکنه... تخت تو ؟خانه تو ؟لباس تو؟ اینها را من خریدم من فراهم کردم حالا باید از همان گلنسا و فرنگیس هم برای همه چیز اجازه بگیرم نه اینطوری نمیشه خوب شد این موقعیت پیش آمد نشان دادید که چقدر ارزش و احترام برای من قائلید اصلاعادله کی اجازه داد تو برگردی؟یک دفعه همه سکوت کردند کیوان هم که داشت به حرفها گوش میداد از اتاقش بیرون آمد عادله گفت... یوسف یعنی من.. من .باید آنجا می ماندم من را از خانه خودم بیرون می کنی ؟چشمهایت را باز کن من عادله هستم زنی که بیست ساله کنار ت هستم حالا من را داری میفرستی روستا بمانم خانه ای که در آن چهار تا بچه برایت به دنیا آورده و بزرگ کرده ام ترک کنم انگار وارونه شده من به تو خیانت نکردم که مستوجب این تبعید و مجازات بشوم تو خطا کردی حالا هم توقع داری همه تحویلت بگیریم هه .. من را میخواهی بفرستی نفس راحت بکشی؟
ترانه: «آهسته آهسته» خواننده: گلپاتنگ غروب آن روز، وقتی که میرفتمتو گریه می کردی، آهسته آهسته گفتی مگو هرگز، حرفِ خداحافظمن بی تو میمیرم، آهسته آهسته @Hamdeli20 🌺🍃
@Hamdeli20 🌺🍃
@Hamdeli20 🌺🍃
🚗 ۴ دختر سفر ۳ روزه رفتن شمالحالا چقدر خرج کرده باشن خوبه؟👇۵۸ میلیون تومن ناقابل!➡️ @Hamdeli20 🌺🍃
به این زودی نگو دیرهبه این زودی نگو بدرود📍نمین اردبیلهمدلی از همزبانی بهتره👇➡️ @Hamdeli20 🌺🍃
😍😍😍حال دلتون خوش ❤️@Hamdeli20 🌺🍃
@Hamdeli20 🌺🍃
✅چیزهایی که خوردنشون باهم وحشتناکه:🚫1-ماهی ودوغ🚫2-نوشابه گازدار با آدامس نعناع=مرگ🚫3-خربزه و عسل🚫4-هندوانه بعد از غذا🚫5-انجیر با میوه های اسیدی مثل پرتقال...🚫6-کله پاچه با انگور🚫7-پنیر با بادام🚫8-انار با حلیم🚫9-نان با یخ🚫10-گیلاس با آب🚫11-گوجه با ماست🚫12-کشک با سرکه (در آش رشته)🚫13-بعد از هیچ میوه ای نباید آب خورد.🚫14-بعد از هیچ میوه ای نباید چای خورد🚫15-آب بعد از غذا مخصوصا آش و آبگوشت و کوکو و این جور چیزا چون باعث ترش کردن معده میشه)🚫16-تخم مرغ با تن ماهی چون باعث بیماری برص میشه🚫17-ماست و ماهی کاملا خطرناک بوده 🚫18-خرمالو با موادی که آهن دارند مثل اسفناج و...(باعث ایجاد سنگ میشه)🗣️انتشار دهید دیگران آگاه شوند🗣️@Hamdeli20 🌺🍃
🌹💫داستان مش مرتضی من مش مرتضی نیستم@Hamdeli20 🌺🍃
جوری که تعطیلات برای مسافرای شمال گذشت😂@Hamdeli20 🌺🍃
زندگی…کلبه دنجی ست،که در نقشه ی خوددو سه تا پنجره رو به خیابان دارد…گاه با خنده عجین است و گَهی با گریهگاه خشک است و گَهی شُرشُر باران داردزندگی….مَردِ بزرگی ست که در بستر مرگبه شفابخشی یک معجزه ایمان داردزندگی…حالت بارانیِ چشمان تو استکه در آن قوس و قَزح های فراوان داردزندگی…آن گل سرخی است که تو می بویییک سر آغاز قشنگ استکه پایان دارد…زندگی کن !جانِ من سخت نگیر !رونقِ عُمر جهان چند صباحی گذراستقصّه ی بودن ما…برگی از دفتر افسانه ایِ رازِ بقاستدل اگر می شکند ..گُل اگر می میرد..!و اگر باغ به خود رنگ خزان می گیرد..همه هشدار به توست…!جان من سخت نگیر..!زندگی کوچ همین چلچله هاستبه همین زیباییبه همین کوتاهیمشفق_کاشانی @Hamdeli20 🌺🍃
دیشب مولوی راخواب دیدم ...@Hamdeli20 🌺🍃
این آهنگ آدمو یاد جاده جنگلی میندازه🌳🌲@Hamdeli20 🌺🍃
من هر برنامه ای با بچه ها میریزم بریم سفر تهش میرسیم ب اینکه پول نداریم کنسله . کلا سه چارتا گدا دور هم جمع شدیم الکی هم خوشیم 😂😂 @Hamdeli20 🌺🍃
صدای حمیرا...@Hamdeli20 🌺🍃
💃 رقص عاشقانهٔ یک پرنده برای جلب توجه جنس مخالف!یاد بگیرید دوستان 😍همدلی از همزبانی بهتره 👇➡️ @Hamdeli20 🌺🍃
اگر دوباره به دنیا بیایی، مایلی که دوباره همین مسیر رو بری؟بخشی از گفتوگوی سروش صحت و دکتر رضا منصوری، فیزیکدان و کیهانشناس، و خوانش بخشی از کتاب سندرم دوره نقل: حاشیهای بر معماری علم در ایران سروش_صحت رضا_منصوری@Hamdeli20 🌺🍃
@Hamdeli20 🌺🍃
@Hamdeli20 🌺🍃
🐎 اسب از دوستش کمک میخواهد که پوزهبندش را باز کند تا بتواند علف بخورد.همدلی از همزبانی بهتره👇➡️ @Hamdeli20 🌺🍃
دل غافل... صبا پاشایی @Hamdeli20 🌺🍃
جوادیساری @Hamdeli20 🌺🍃
ساقی بیا...@Hamdeli20 🌺🍃
این ۳ دقیقه از حرفهای این بانوی فهیم ایرانی رو بشنوید که خیلی حقه👌+ خیلی خوشم میاد مردم ایران اینقدر باهوش و فهیم هستن❤️خدایا شکرررررررررت مردم فهیم زیاد داریم خودت آب شادی بر ایران بباران آمین یا رب العالمین الله@Hamdeli20 🌺🍃
👑 اگر کسی گنج پیدا کرد چه کند؟!➡️ @Hamdeli20 🌺🍃