مهمونا که رفتنظرفارو شستمجاروبرقی کشیدمسینک و سماور رو خالی کردمکارا که تموم شد و خاموشی زدیم، یادم…
انتشار: 2026/08/07 22:21 UTCدریافت: 2026/08/15 09:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 09:10 UTC
مهمونا که رفتنظرفارو شستمجاروبرقی کشیدمسینک و سماور رو خالی کردمکارا که تموم شد و خاموشی زدیم، یادم افتاد که امروز اصلا حواسم نبوده که آب بخورم!پس اون ماگ بزرگه که حکمِ پارچ رو داره پر کردم و آوردم توی رختخواب با خودم.حالا توی سکوت و تاریکی خونه دارم به این فکر میکنم که این خستگی و خارج شدن از روتینِ زندگیم، شیرینه!حتی عذاب وجدان ندارم که الان سه هفتهست لای کتاب رو باز نکردم، یا دواتم ممکنه بعد از سه هفته مهجور موندن! کپک زده باشه و قلم هام کند شده باشه.خسته و بی خوابم ولی راضی...الحمدلله کما هو اهله@halekh0o0b❤️


