سوار ماشین میشدم و در حال راندن در کنارهی خیابان دنبال جای خوبی میگشتم تا چیزی بخورم. منظورم از…
انتشار: 2026/08/14 18:33 UTCدریافت: 2026/08/19 07:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 07:01 UTC
سوار ماشین میشدم و در حال راندن در کنارهی خیابان دنبال جای خوبی میگشتم تا چیزی بخورم. منظورم از جای خوب جایی است که شلوغ نبود و غذای خوبی هم داشت.این دو انگار نسبت عکس دارند؛ یعنی اگر جایی غدایش خوب باشد باید مردم هم آنجا باشند، اما مثل خیلی از حقایق این حقیقت هم لزومن صادق نبود. گاهی مردم جایی جمع میشوند که آشغال به تمام معنا سرو میکند.پس هر شب سیاحت من شروع میشد برای پیدا کردن جایی که غذای خوب داشته باشد و جمعیت دیوانه واری آنجا را پر نکرده باشد. گاهی گیر میآمد.(حکایتهایی از دیوانگیهای روزمره، بوکوفسکی، نظامآبادی)پ.ن: من این راز رو به این وضوح نمیدونستم ولی الان که فکرشو میکنم مثالهای زیادی به ذهنم میاد. پزشکهای خیلی خوبی که سرشون شلوغ نیست، هنرمندان عمیقی که مشهور نیستن، و همچنین رستورانها و کافههای خیلی خوبی که شلوغ نیستن. برعکسش هم قطعن هست. جاهای شلوغ و آشغال تو دنیا کم نیست. اونقدر روی خرد جمعی حساب نکنید.@hafezbajoghli