آتش و آب و آبرو باهمهر سه گشتند در سفر همراهعهد کردند هر يکى گُم شدبا نشانى زِ خود شود پيداگفت آتش…
انتشار: 2026/08/06 20:00 UTCدریافت: 2026/08/08 23:58 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 23:58 UTC
آتش و آب و آبرو باهمهر سه گشتند در سفر همراهعهد کردند هر يکى گُم شدبا نشانى زِ خود شود پيداگفت آتش به هر کجا دود است میتوان يافتن مرا آنجا..آب گفتا نشان من پيداستهر کجا باغ هست و سبزه بياآبرو رفت و گوشهاى بگرفت گريه سر داد گريهاى جانکاه..آتش آن حال ديد و حيران شدآب در لرزه شد ز سر تا پا!گفتش آتش که گريهى تو زِ چيست آب گفتا بگو نشانه چو ماآبرو لحظهاى به خويش آمدديدگان پاک کرد و کرد نگاه..گفت مُحکم مرا نگه داريدگر شوم گُم نمیشوم پيدا..@Graphic_post_Instaa🪭
