سرانجامم جهان از این سکوتآباد خواهد بردبه روی صحنهی اجرای آن فریاد خواهد بردمن آن روحم که در بند تنی افسرده افتادمکه تا کی مرگم از زندان غم آزاد خواهد بردکشاکشهای سعدی بین عشق و عقل را مانمکه در یک آنات از شیراز تا بغداد خواهد برد!گرفتارم به کفتاری و میدانم پلنگی هستکه نعشم را ز کام نحس این شیّاد خواهد بردچنان میبارد این باران که هر شب خواب میبینمزمین مارا پس از پاییز، پاک از یاد خواهد بردتو هم مثل منی، پا میفشاری بر یقینهایتبیا برگرد، میبینم که ما را باد خواهد برد...#محمدرضا_طاهری@Graphic_post_Instaa🪭