داستان اعلام نصب آقای طالقانی به امامت جمعه تهران و برگزاری اولین نماز جمعه از این قرار بود:شب پنجش…
انتشار: 2026/07/27 04:33 UTC
داستان اعلام نصب آقای طالقانی به امامت جمعه تهران و برگزاری اولین نماز جمعه از این قرار بود:شب پنجشنبه سوم مردادماه ۱۳۵۸ بود و شب اول ماه رمضان. نماز مغرب را با ایشان گزارده بودم.سکوت اطاق با زنگ تلفن شکسته شد. گوشی را برداشتم. مرحوم حاج احمدآقا بود.ـ آقای طالقانی آنجا هستند؟ـ هستند، تعقیبات نماز میخوانند.ـ چه خوب که تو هم آنجا هستی. چون آقا(امام) همین الان گفتند که «به آسید محمود بگو پسفردا نماز جمعه بخواند». همین امشب زود بگو تلویزیون اعلام کند. گوشه و کنار کار را هم خودت بگیر. باید مطلب جا بیفتد…گوشی را دادم به آقای طالقانی. طبیعتاً حرفهای آن طرف خط را نمیشنیدم، اما میشنیدم که آقای طالقانی میگفتند: آخه من مریضم، خستهام، پاهام درد میکنه…. حالا آقا یک مهلتی بما بدهند تا فکری بکنیم. آخه همین پسفردا که نمیشه، این کار تدارکات میخواهد… بعد هم تعارفها و تواضعهایی داشتند و دیگران را برای این مهم پیشنهاد کردند.🖼 خاطرات سید احمد جلالی___🖋 بعد از سالها پیگیری و تلاش ۵ مرداد به عنوان روز فرهنگی طالقان انتخاب شد ...
پستهای تلگرام — کانون فرهنگی روستای گوران
🔺دانستن و پاس و گرامی داشتن، ندانستن و رها و نابودکردن 🖋#دکتر_حکمتاله_ملاصالحی 🔸میزان درستی و دامنهی راستی شناخت مردمان جامعهها و دولتها از واقعیتها از رخدادها و دگرگونیهای جامعه وجهانی که در آن زندگی کردهاند؛ زمانهای که در فضای آن اندیشیدهاند؛…🔸به دیگر سخن ما خود میپردازیم. ما خود دست و چنگ تخریب و تعرض و تاراج در دامن خود افکندهایم. برتن و جان خود زخم می زنیم.دست تعرض و سرقت بسوی غارت خانهی خود گشودهایم! و این چیزیست که امروز و اینک بیش از هرزمان دشمنان و متجاوزان و متعرضان به مُلک و ملت و میهن ما میخواهند و دنبال می کنند. ریشهها به هرمیزان ژرفتر و سختتر، در ختان گشنتر و تناورتر و بار و بر ریزانتر! مواریث فرهنگی هرجامعه ای ، مردمان هرکشوری،ریشههای حیات مدنی و معنوی آن جامعه و مردمان آن جامعه است.🔸شرط لازم و ضروری استمرار تاریخی و مانایی فرهنگی و مدنی و معنوی آن جامعه و مردمان آن جامعه و آن مُلک و ملت است. شواهد و قراین نیز گواهی می دهند؛ سنگر فرهنگ، سنگرارزش های مدنی ومعنوی جامعه ها بویژه "ملت"های تاریخی وتاریخ ساز از هرسنگر دیگر درپایمردی و پایداری و در آوردگاه فرازیدن و فرازآمدن بر مهاجمان و متجاوزان در رویارویی و نبرد و دست وپنجه فشردن با خطرها و مخاطرات و تدبیر و مهار وپس راندن چالش ها و بحرانها از هرسنگر دیگری مقاوم تر و ماناتر و ستبرتر بوده است.تاریخها، جامعهها و "ملت ها" به میراث ارزشهایشان به مواریث فرهنگی و خاطرات ازلی مشترک مردمانشان زندهاند.🔸در بستر مواریث فرهنگی و مدنی و معنوی و ارزشهای مشترکشان استمرار و تداوم داشتهاند. این چنین نیز بالیدهاند.این چنین نیز شکوفان شدهاند. 🔸خلاقیتها کششها و کنشها و خیزشهای خلاق ما از عدم برنخاستهاند.از بطن و بستر و با دامنی پر از مواریث مشترک ما برآمده و بار و برریختهاند. این چنین بر تاریخ، فرهنگ، جامعه و جهان بشری ما تاثیر نهادهاند.با ارزشهایشان، با مواریث مدنی ومعنوی شان، با اندیشه و خِرَدشان، با فرهنگ و فرزانگی شان، با دانش و دانایی شان، و هنر وهنرمندی و کششها وخیزش های خلاقشان، با نبوغ فناوران و مهارت های عملی و نوآوری های فناورانه شان با زبان وشعر وشاعرانگی و ادبیات پرمایه وغنی شان، هربار بیش از پیش تاریخ، فرهنگ، جامعه وجهان ما را غنیتر و غنیتر کردهاند.🔸ایران را مواریث فرهنگی و مدنی ومعنوی جامعه وجهان ایرانی را این چنین هم میتوان دید. این چنین مواریث فرهنگیش را میتوان هوشمندانهتر و اندیشورانهتر وخردمندانهتر و مسئولانهتر پاس و گرامی و عزیز داشت و سنگربان و میرثدان و میراثدار دانا و توانا و شرافتمند و امانتدار راستین مواریث فرهنگی ومدنی و معنوی مُلک و ملت بود. 🔸این چنین بیتفاوت و کرخت و بیخِرَد و بیمسئولیت و بی حس و بیحساسیت از کنار تخریب مآثر تاریخی و تعرض و تجاوز به حریم بافتها و محوطه های باستانی و غارت و قاچاق و تاراج مواریث کشور میشود نگذشت. میتوان خاموش ننشست.میتوان کاری کرد.میتوان میراثبان و امانتدار راستین مواریث فرهنگی مُلک و ملت بود. 🔸میتوان نامی نیک و میراث کارنامه ای درخشان برای نسلهای سپسینی که از پی ما میآیند ودر میرسند، نهاد. کوتاه سخن آن که این چنین میتوان از تکرار خیانتهای دهشتناک نامدیران دولت نامحمود هشتم و نهم به مواریث فرهنگی کشور پرهیخت؛ از تخریب بیش از پیش مآثر تاریخی و محوطههای باستانی و غارت و تاراج مواریث فرهنگی و تکرارتکه پاره کردن فرهنگیترین نهاد فرهنگی مُلک و ملت درس عبرت آموخت و گام در مسیر خیانتها و خباثتهای خائنان و خبیثان ننهاد.🔸دوره ی جدید از خطرخیز و هول انگیز و نگران کننده و دلهره آورترین روزگارانی ست که از سر می گذرانیم. جامعه های خفته و کرخت و تاریخ ناشناس و میراث ناشناس، نزدیکتر و فوریتر و بیشتر در معرض خطرند.آسیب پذیرترند.حکمت اله ملاصالحیدانشگاه تهران۱۴۰۵/۵/۱۴ هجری خورشیدیinstagram.com/miras_bashi@mirasbashihttps://ble.ir/miras_bashi
🔺دانستن و پاس و گرامی داشتن، ندانستن و رها و نابودکردن🖋#دکتر_حکمتاله_ملاصالحی 🔸میزان درستی و دامنهی راستی شناخت مردمان جامعهها و دولتها از واقعیتها از رخدادها و دگرگونیهای جامعه وجهانی که در آن زندگی کردهاند؛ زمانهای که در فضای آن اندیشیدهاند؛ نقش موثر و تعیین کننده در نحوهی مواجهه و تدبیر موفق و ناموفق و فرازیدن و فراز آمدن آنها بر مسئلهها و بحرانها و چالشهای ریز و درشتی که دست در گریبان بوده و دست و پنجه فشردهاند؛ داشته است. 🔸تدبیر و مهار و فراز آمدن برخطرها و چالشها و بحرانها و مخاطرات هم اندیشه و دانش و دانایی هم اراده و عزم استوار هم باور ستبر و احساس مسئولیت به سرنوشت مشترک مردمان جامعه و مصلحت و منفعت جمع را میطلبیده است. 🔸مواریث فرهنگی اعم از ناملموس و ملموس ، مواریث مشترک جامعه و جهان بشری ما هستند و محسوب میشوند.نسبت ما با مواریث فرهنگی نسبتی وجودی و ذاتی است. بدون مواریث فرهنگی ما جانوران حیات وحش بیش نیستیم. نسبت من با یک پاره سنگ با یک تکه چوب رها شده در جغرافیای طبیعی وجودی و ذاتی نیست. با هوا و غذا و تغذیه، طبیعی و حیاتی ست .چنین نسبتی را جانوران حیات وحش جغرافیای طبیعی هم با محیط شان دارند. لیکن نسبت من با سادهترین سنگ ابزارهای بشر پیش از تاریخ و سردوکها و کاسهها و کوزههای ساختهی اندیشه و دست انسان هزارههای نوسنگی، نسبت وجودی و ذاتی ست. برهمین سیاق نسبت من با این یا آن بنا و بافت تاریخی و محوطه ی باستانی و باستان شناختی ، وجودی و ریشهای و ماهویست. نکتهی مهمی که حتی مدیران و متولیان و صدرنشینان نهادهای مواریث فرهنگی و مآثر تاریخی میهن ما نمیدانند. 🔸نمیدانند که آسان از کنار تعرض متعرضان، تجاوز متجاوزان به مواریث فرهنگی و مآثر و بافتهای تاریخی میگذرند و گاه با تصمیگیریهای کژ و ناراست و نگاه چپانه واحولانه و سوداگرانه شان ویرانیها را دامن هم زدهاند.🔸نکتهی دیگر آن که مسئله و معضل حل ناشده و گره کور ناگشودهی صیانت از مآثر تاریخی و مواریث فرهنگی کشور، معلول و مدلول نبود شناخت درست و راست ما از واقعیتها و رخدادها و تحولات نفسگیر و غافلگیر کنندهی زمانه و جامعه و جهان مدرن و نظام های ارزشی مدرنیتهای ست که در آن بسر میبریم.🔸 با ادا و اطوار و رفتارهای کورانه و مقلدانه نمی توان باواقعیتها وتحولات دنیای مدرن و ارزشهای مدرنینه و ملزومات و مقتضیات آن نسبت ورابطه ی واقعی برقرارکرد. موزهها و رویکردهای موزهای به مآثر تاریخی و مواریث فرهنگی اعم از ناملموس و ملموس، برآمدن "علوم باستانشناختی" کشف باستان شناسانهی تاریخ، سازمانها و تشکیلات ملی و بینالمللی و جهانی ثبت مآثر تاریخی و قوانین مصوب و معاهدات و قراردادهای جهانی پذیرفته شدهی صیانت از مواریث فرهنگی، به مفهوم مدرن آن ، چه بخواهیم و چه نخواهیم؛ چه بپذیریم چه نپذیریم؛ همه یکسر واقعیتها و نهادهای نوپدید زمانه و عالم مدرن هستند.در فرهنگها و جامعههای به اصطلاح پیشامدرن موضوعیت نداشته است.مسئله نبوده است.🔸کشمکشها و سهم خواهیها برسر مواریث فرهنگی به مفهوم مدرن آن درمیان مردمان فرهنگها و جامعههای گذشته آن گونه و آن چنان که در روزگارما مسئله نبوده و موضوعیت نداشته است.🔸تمدن دورهی جدید ، تاریخ کاو، تاریخنگر، تاریخ اندیش و تاریخ مدارترین تمدنی ست که ازسرمی گذرانیم. ما تاهنگامی که نتوانستهایم؛ نسبت و رابطهای ریشهای و بنیادین با تحولات جامعه وجهانی که در آن بسر میبریم؛ برقرارکنیم؛ نمیتوان انتظار داشت مسئله و معضل و چالش تخریب ها و تعرضها و تجاوزها و ویرانیهای وارد آمده بر سر مآثر تاریخی و محوطه های باستانی و غارت و قاچاق وتاراج مواریث فرهنگی کشور،حل شود و راه حل موثری برایشان یافت.🔸شوربختانه میبینیم ؛گرهها هم چنان ناگشوده مانده و بیش از پیش سختتر و ستبرتر هم شدهاند. اراده و عزمی استوار نه تنها در جان و وجدان مدیران جامعه، نه تنها در جان و وجدان مسئولان و متولیان و صدرنشینان مواریث فرهنگی کشور نیست که در سر دانش آموختگان و متخصصان امر هم دیده نمیشود.🔸دیده نمیشود چون به حکمت و خرد و منطق و اهمیت و فلسفه ی کاری که می کنند؛ مسئولیت خطیری را که برشانه گرفته اند؛ شناخت عمیق و واقعی ندارند.اگر میداشتند ؛ هم امانتداران درستکارتر هم میراثدانان، هم میراثداران، هم میراث بانان راست کردارتر و موفقتر بودند.دریغ و صد دریغ که نیستند. نیستند که این چنین تاوان سنگین وسهمگینش را مواریث فرهنگی میهن ما میپردازد.🔻ادامه@mirasbashi
شاه طهماسب به خاطر برادر امام رضا(ع) مالیات طالقان را بخشیدisna.ir/news/1400071510008/



