❇️بیانیه یِ مطبوعاتی سرهنگ حمید اندرزچمنی دبیر وقت شورای فیلم و سریال ، کارشناس مسائل پلیسی ، اجتما…
انتشار: 2026/08/15 07:21 UTCدریافت: 2026/08/15 17:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 17:45 UTC
❇️بیانیه یِ مطبوعاتی سرهنگ حمید اندرزچمنی دبیر وقت شورای فیلم و سریال ، کارشناس مسائل پلیسی ، اجتماعی جنایی ، انتظامی پلیس موضوع : بازنماییِ مسئولانه یِ شخصیت هایِ منفی و تطهیر تبهکارانِ واقعی در آثارِ سینمایی و تلویزیونی 🔴مطالعه مشروح مطلب در لینک…بیانیه یِ مطبوعاتیسرهنگ حمید اندرزچمنیدبیر وقت شورای فیلم و سریال ، کارشناس مسائل پلیسی ، اجتماعی جنایی ، انتظامی پلیس موضوع : بازنماییِ مسئولانه یِ شخصیت هایِ منفی و تطهیر تبهکارانِ واقعی در آثارِ سینمایی و تلویزیونیبه نام خدا جامعه یِ محترمِ هنری، اهالیِ رسانه، نویسندگان ، تهیه کنندگان و کارگردانانِ گرانقدرِ سینما و تلویزیونسلام و احترام.بعنوانِ کسی که سالها در میدانِ علمی و عملی ژانر پلیسی و اجتماعی و در جریانِ پرونده هایِ پلیسی ، جناییِ این کشور، با چهره یِ واقعیِ جرم ، بزه و خشونت روبرو بوده ام ، بر خود وظیفه میدانم در خصوصِ یکی از حساسترین و در عینِ حالِ ظریفترین موضوعاتِ فرهنگیِ روز ، یعنی شیوه یِ بازنماییِ شخصیتهایِ منفی و بویژه تبهکارانِ واقعی در آثارِ نمایشی ، نکاتی را با شما در میان بگذارم . این بیانیه ، نه از سرِ تقابل با هنر، بلکه از سرِ دغدغه یِ مشترک برایِ سلامتِ اخلاقی و اجتماعیِ جامعه نوشته شده است .۱ - جایگاهِ هنر و مرزِ آزادیِ خلاقانههنر ، همواره آینه یِ جامعه بوده و خواهد بود . بازتابِ تاریکی ها ، زخمها و تعارض هایِ اجتماعی ، از کارکردهایِ اصیلِ هنرِ متعهد است و من به این کارکرد احترام میگذارم . شخصیتهایِ منفیِ چندلایه و پیچیده، برخلافِ قهرمانانِ کلیشه ای ، میتوانند بستری برایِ مواجهه یِ مخاطب با اضطراب ها ، تعارض هایِ اخلاقی و حتی دردهایِ پنهانِ جامعه فراهم آورند. این ظرفیتِ دراماتیک ، ارزشمند و قابلِ ستایش است.اما در همین نقطه ، مرزِ باریکی وجود دارد که اگر از آن عبور کنیم ، هنر از آینه یِ جامعه به مروجِ ناهنجاری تبدیل میشود . این مرز ، میانِ بهره گیریِ دراماتیک از شرارت بعنوانِ ابزارِ روایی و بزرگنماییِ بی مبنا ، تطهیرِ نمادینِ بزهکار و همدلیِ بی پرسشِ مخاطب با او قرار دارد .۲- جذابیتِ شخصیتِ منفی ؛ نه مشروعیتِ اخلاقیبگذارید صریح بگویم ، شخصیتهایِ منفی ، به دلیلِ کارزمایِ ذاتی ، هوشِ سرشار ، زبانِ گویا ، طنزِ تلخ و رفتارهایِ مرزشکن ، ذاتاً برایِ مخاطب جذاب و تحلیل پذیرند . این جذابیت ، یک واقعیتِ روانشناختی و دراماتیک است و من آن را انکار نمیکنم .اما این پرسشِ جدی مطرح است :آیا این جذابیت ، به معنایِ مشروعیتِ اخلاقیِ آن شخصیت است؟ قطعاً خیر ، محبوبیتِ یک شخصیتِ منفی نزدِ مخاطب ، هرگز به معنایِ تأییدِ اعمالِ مجرمانه یِ او نیست . مخاطب ممکن است به دلیلِ پیچیدگیِ روایی ، سبکِ بازیِ بازیگر یا لایه هایِ پنهانِ شخصیت ، به او علاقه مند شود ؛ اما این علاقه، نباید به همدلیِ بی پرسش و قهرمان سازی تبدیل شود .نکته یِ خطرناک اینجاست که در صورتِ غفلتِ روایی ، همین مرزِ باریک شکسته میشود و مخاطب ، بجایِ بازاندیشی در کنشِ مجرمانه ، به همراهیِ عاطفیِ بی پرسش با تبهکار دعوت میشود . این دقیقاً همان نقطه ای است که هنر را از «تطهیرِ اخلاقی» جدا میسازد .۳- مسئولیتِ مضاعف در بازنماییِ تبهکارانِ واقعیدر اینجا میخواهم بر یک نکته یِ بسیار مهم و حساس انگشت بگذارم :بازنماییِ تبهکارانِ واقعی ، بویژه زمانی که نام و هویتِ آنان حفظ میشود. مسئولیتی است مضاعف و سنگینوقتی یک مجرمِ واقعی، با پیشینه یِ مستند و قابلِ اثباتِ تبهکاری ، سرقتهایِ مسلحانه ، فرار از زندان، خشونتِ خیابانی و جنایت ، در قالبِ شخصیتیِ دراماتیک ، جذاب و همدلانه بازنمایی میشود. خطرِ جدیِ جایگزینیِ «همدلیِ هنری» بجای داوریِ اخلاقی شکل میگیرد .این رویکرد ، ناخواسته و حتی ناآگاهانه، میتواند به نتایجِ زیر منجر شود :- مشروعیت بخشیِ ضمنی ، به اعمالِ مجرمانه- تطهیرِ رسانه ای بزهکار و معاف کردنِ او از مسئولیت هایِ اخلاقی و حقوقی؛- قهرمان سازی از یک تبهکارِ واقعی در ذهنِ مخاطب- شکل گیریِ الگوهایِ ضداجتماعی در فرهنگِ عمومی، بویژه در میانِ نسلِ جوان و آسیب پذیرو این پرسشِ بی پاسخ ، همواره در ذهنِ من سنگینی میکند ، اگر مخاطبِ عام ، شخصیتِ منفیِ یک تبهکارِ واقعی را نه تنها درک ، بلکه همراهی ، حمایت و حتی تحسین کند. چه کسی پاسخگویِ تبعاتِ اجتماعی و فرهنگیِ این بازنمایی خواهد بود؟۴. ضرورتِ تحلیلِ آسیب شناسانه و ملاحظاتِ علمیبعنوانِ یک کارشناسِ مسائلِ پلیسی جنایی ، بر این باورم که ورود به حوزه یِ بازنماییِ جرم و جنایت ، بدونِ داشتنِ پیش زمینه یِ علمی در روانشناسیِ بالینی یا جرم شناسی، ورودی است پرخطر. تأثیراتِ اجتماعی و فرهنگیِ چنین آثاری ، فراتر از مرزهایِ درام است و نیازمندِ تحلیلِ آسیب شناسانه و فیلترِ دقیق است .بازنماییِ مسئولانه ، آن است که :- با تحلیلِ تاریخی و مستند از زندگیِ مجرم همراه باشد- توازن میانِ جذابیتِ دراماتیک و مسئولیت پذیریِ اجتماعی را حفظ کند؛- مرزِ قضاوتِ اخلاقی را برایِ مخاطب روشن نگه دارد.- مخاطب را به بازاندیشی در کنشِ مجرمانه دعوت کند ، نه به همراهیِ بی پرسش۵. دعوت به گفتگو و بازنگریِ مشترک
