عادل فردوسیپور و مهران مدیری دو نمونهٔ خوب برای درک و توضیح خیلی چیزهاست. اولی یک مجری/گزارشگر بود…
انتشار: 2026/07/21 10:22 UTCدریافت: 2026/08/11 03:02 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 03:02 UTC
عادل فردوسیپور و مهران مدیری دو نمونهٔ خوب برای درک و توضیح خیلی چیزهاست. اولی یک مجری/گزارشگر بود که به «نخبه» و «وطنپرست» و «مردمی بودن» شناخته شد. اعتباری بهش داده شد که هیچ ربطی به این شخص نداشت. از آدمی که در صداوسیما برنامه داشت و در همون برنامه گاهی مثل بچهها به چیزهایی نق میزد و این نق زدنش به ضد حکومت بودنش تعبیر میشد. کبریت بیخطری که طوری خطرناک جلوه داده شد که اومده همهجا رو به آتش بکشه. کسی که هیچ کُنش جدی نداشته اما کنشگر جدی شناخته میشد.دومی یک بازیگر/کارگردان بود که به «منتقد حکومت» و «نوستراداموس زمانه» و بدتر از همه به عنوان «جامعهشناس» شناخته و پذیرفته شد. جامعهای که نمیدونست «ابتذال شر» چیست، و به کسی اعتبار داده بود که در همین مسیر گام برداشته بود. کسی که سطح همهچیز رو به «مسئولین بد و احمق» تقلیل داده بود. یک سیستم رو به قطعات کوچک و بیربط تقسیم میکرد و آدرسهای غلط میداد. دست روی جدیترین موضوعات میذاشت و با خنده به اونها باعث بیاهمیت جلوه دادنش میشد. و تأثیر بسیار بدی روی تغییر خیلی از مفاهیم داشت. اما با همهٔ اینها، جامعهشناسی شناخته شد که هم مردم رو خوب میشناسه، هم آدمیه که از زمان خودش جلوتره، هم نابغهست، هم پدر حکومت رو درآورده. اعتبارهایی که به این افراد داده شده، چنان با واقعیت بیگانهاند که همهچیز شبیه یک نمایش به نظر میاد. وقتی یک عده اعتبارهای سنگینی دریافت کردهاند که نباید میکردند، یعنی تمام حواس و حمایت جامعهای رو بلعیدهاند. و این یعنی اونی که باید واقعا بهش اعتباری داده میشد، نشده. اونی که باید حمایت میشد، نشده. اما مدتی میشه بعضیها در حال خانه تکانی هستند. خانه تکانی از آدمهای بیاعتباری که معتبر جلوه داده شدهاند و خانه تکانی از «احساساتگرایی» که نمیذاره چیزی رو منطقی ببینی. اگه هنوز سراغ این خانه تکانی نرفتی، یعنی از تغییرات جامعهات عقبی و خودت تبدیل به مانع شدی.
