نفْس و شیطان هردو یک تن بودهانددر دو صورت خویش را بنْمودهاند📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۴۰۵۳)م…
انتشار: 2026/08/06 11:36 UTCدریافت: 2026/08/12 10:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 10:35 UTC
نفْس و شیطان هردو یک تن بودهانددر دو صورت خویش را بنْمودهاند📚(مولوی، مثنوی، دفتر سوم، بیت ۴۰۵۳)مگر نخواندیم؟ پس این منذهنی همینطور که در صفحه هست، روی صفحه هست [شکل ۹(افسانه منذهنی)]، به عهد اَلَست وفا نمیکند، اصلاً وجودش به وفا نکردن است. در این حالت [شکل۱۰ (حقیقت وجودی انسان)] که ما حواسمان روی خودمان است و فضاگشایی میکنیم، فضاگشایی میکنیم، بهاندازهٔ فضاگشایی داریم از جنس او میشویم و انعکاسش در بیرون ساختارهای عالی است و سازنده است.اگر شما مرکزتان عدم باشد و مرتب فضا را باز کنید، شما درد ایجاد نمیکنید. همینکه فضا را باز کنید مرکزتان عدم بشود، دیگر به خداوند خودش را ارائه میکنید. این درست است. بگذارید او برایتان دعا کند، او برایتان فکر درست کند، او برایتان راهحل بدهد. راهحلهایتان را از منذهنی نیاورید، کار نمیکند.بله، پس متوجه شدیم. شما میخواهید به عهد اَلَست وفا کنید، میدانید که زیر پا گذاشتید، چون منذهنی دارید. متوجه هستید که سالها در کار ژاژ بودید، شاید هم ژاژدرمانگر بودید، یعنی مردم را نصیحت کردید، هدایت کردید، گفتید بیایید با من مشورت کنید، الآن میبینید ضرورت ندارد، این کار غلط بوده، مردم را از راه راست منحرف کردید، ضرر زدید. چقدر ما با دخالت در کار مردم زندگی آنها را بههم میزنیم.همین زن و شوهرهای جوان یک دعوای مختصر میکنند، پدر و مادرها جمع میشوند سبب جداییشان میشوند، نصیحت میکنند، مشورت میدهند. آقا، خانم، به شما چه ربطی دارد؟ بگذار خودشان حل کنند، خودشان خلاق باشند. تو بهعنوان غول اندیشه چرا بههم میریزی اوضاع را؟ اصلاً چه کسی گفته شما در زندگی مردم دخالت کنید؟ شما بروید وفا به عهد اَلَست بکنید، حواستان به درست کردن خودتان باشد. بیایید بگویید خدایا زندگی من را درست کن، من پر از عیب هستم، من هر لحظه درد به تو ارائه میکنم، من فهمیدم دخالت من در زندگی دیگران یک وسیلهای برای ایجاد درد بوده که به شما تقدیم کنم، ببخشید، عذر میخواهم.وگر این گندمِ هستی سبکتر آرد میگشتیمتاعِ هستیِ خلقان برون زین آسیایستی🌺(مولوی، دیوان شمس، غزل ۲۵۲۱)سبکتر: آسانتر، زودتر➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖میگوید اگر این گندم همانیدگیها که سفت هستند، مردم گرفتهاند و نمیگذارند آرد بشود، یعنی همانیدگیها لِه بشوند و زندگی را به شما بدهند، بعضی موقعها میگوید مثل انگور شیرهاش را بگیریم، شیرهاش زندگی شما است. «وگر این گندمِ» حس وجود انسانها آسانتر آرد میشد، دراینصورت، متاعِ هستیِ اصلی خلقان همین دارایی است که خداوند میدهد، همان حضورشان است، «متاعِ هستیِ خلقان برون زین آسیایستی».پس معلوم میشود این ذهن و تشکیلاتی که دارد در این جهان میگردد و به ما درد میدهد، برای آسیا کردن و خرد کردن گندمهای ما است. آیا به صلاحتان نیست که بگذارید گندمهایتان را داوطلبانه، شناسایی مساوی آزادی است، آرد کند زندگی؟اولاً این بیت نشان میدهد که همانیدگیهای مردم که مثل گندم درشت هستند که باید آرد بشوند، بهراحتی آرد نمیشوند. چرا؟ برای اینکه اولاً مردم به همانیدگیهایشان چسبیدهاند، به دردهایشان چسبیدهاند، اینها را برکت میدانند، اینها را دارایی میدانند. آیا دردهای شما و همانیدگیهای شما دارایی شما هستند؟ نه، داراییِ تقلبی شما هستند. دارایی شما آن دارایی اصلی است که زندگی به شما داده که اسمش را گذاشته اینجا «متاعِ هستیِ خلقان».شما میتوانید شناسایی کنید که متاعِ هستی شما چیست؟ متاعِ هستی شما این گندمهای همانیده نیست، این دردها نیستند. متاعِ اصلی را رها کردی، اینها را چسبیدی؟ خب اینها را رها کن، اینها را، وقتی فضا را باز میکنید، در این فضای بازشده، در این خلأ، خداوند اینها را آرد میکند و شما الآن شناسایی کنید که اینها به درد نمیخورند.امروز خواندیم که هر کدام از اینها یک کژدم هستند، نیش میزنند شما را، مگر نمیبینید؟ شما با یک آدم همانیده میشوید، چقدر درد میکشید؟ حتی بعد از جدا شدن فکرش چقدر به شما درد میدهد؟ چرا اینطوری است؟ برای اینکه غیرت خداوند ایجاب نمیکند که یک نفر بیاید به مرکز شما بهصورت تصویر ذهنی بهجای خداوند بنشیند. این قانون غیرت است، امروز خواندیم.از این بیت ما متوجه میشویم که این گندم هستی، گندم حس وجود انسانها، به دلایلی آسان خرد نمیشود. یک: گفتیم شما چسبیدید، اینها را سرمایه میدانید. اینها سرمایه نیستند. دوم: دیگران نمیگذارند. ما از دیگران تقلید میکنیم، بهعنوان غولِ اندیشه پشیمان میکنند ما را، ما به آنها نگاه میکنیم.🔟6️⃣1️⃣ ۴۸ 🔟6️⃣1️⃣