🌍گزیدهای از برنامهٔ ۱۰۵۹ گنجحضوربا قضا پنجه مَزَن ای تند و تیز تا نگیرد هم قضا با تو ستیز مُرده ب…
انتشار: 2026/08/18 06:34 UTCدریافت: 2026/08/18 08:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 08:05 UTC
🌍گزیدهای از برنامهٔ ۱۰۵۹ گنجحضوربا قضا پنجه مَزَن ای تند و تیز تا نگیرد هم قضا با تو ستیز مُرده باید بود پیشِ حکمِ حق تا نیاید زخم، از رَبُّالْفَلَقمولوی، مثنوی، دفتر اوّل، از بیت ۹۱۰«مُرده باید بود پیشِ حُکمِ حق» یعنی هیچ جنبشی در مقابل حکم خداوند با منذهنی نمیکنید. اگر مرده نباشید، یک ذره بجنبید، دوباره زخم میآید، کتک میآید، درد بیشتر میآید. از چه کسی؟ از کسی که دائماً خواسته این صبح را باز کند. یعنی خداوند میخواهد این صبحِ بهاصطلاح که مربوط به شبِ ذهن است و خواب در ذهن است را باز کند، و ما نمیگذاریم چون در طلسم هِی مقاومت میکنیم، هِی قضاوت میکنیم. پس یک قانون این است؛ پیش حکمِ حق باید مرده بشوید، وگرنه کسی که لحظهبهلحظه با اتفاقات میخواهد صبح را باز کند شما را از خواب شبِ ذهنی بیدار کند، زخم خواهد آمد. «تا نیاید زخم» هِی تکرار کنید این را، «تا نیاید زخم». زخم از او میآید. شما میگویید با سببسازیتان زخم از این آقا یا خانم میآید. نمیآید، زخم از او میآید. درست است؟ «که در تسلیم، ما چون مردگانیم» یعنی ما چنان فضا را باز میکنیم، چنان اتفاق این لحظه را میپذیریم، مثل اینکه مرده هستیم، اصلاً هیچ حرکتی از ما بهعنوان منذهنی سر نمیزند. پس خداوند چهجوری [ ما را ] بیدار میکند ؟همان اتفاقات، که شما میپذیرید و یاد میگیرید و تبدیل میشوید و تغییر میکنید. ذاتِ زندگی تغییر است.آیدا از اصفهانt.me/GanjeHozourMessages




