تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-13 15:45 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
مرجع رسمی ارائه آثار عارف ربانی، هنرمند و نویسنده صاحبدل یعقوب قمری شریف آبادی@foroughemahtab110
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 50 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
مقامی که امام رضا (ع) برایم می خواستسال ۱۳۳۹ در ايام سربازي که جواني پُر شور و حرارت و ورزشكار بودم ، يكي از بزرگترين خواسته هايم ، دست يافتن به مقام اول كشتي در مسابقات جهاني بود . از اين رو، براي رسيدن به اين خواسته ، به شدت تمرين مي كردم و در اوقات خلوت و تنهايي ، به خصوص در ساعات نيمه شب و سحرگاه ، دست به دعا برمي داشتم و از خدا مي خواستم كه نظر لطفي به من نمايد تا به آرزويم برسم . حدود چهار ماه که از آن همه تلاش و راز و نياز شبانه گذشت ، شبي در خواب ديدم درون حرم امام رضا (ع) رو به قبله و نزديك ضريح ايشان نشسته ام . احساس مي كردم كه حال و هواي معنوي خاصي دارم و براي گرفتن حاجتم بسيار جدي و مصمم هستم . با خود مي گفتم كه :« تا آقا مرادم را ندهد ، از اينجا نمي روم .» در همين فكر بودم كه ناگهان ندای هولناکی در حرم پیچید که مردم همه باید از حرم خارج شوند . به دنبال این ندا ، جوش و خروشی در بین زائران ایجاد شد و خادمان ، مردم را از حرم به بيرون هدايت نمودند . زائران نيز بدون هیچگونه مقاومت و بي هيچ اعتراضی ، یکی پس از دیگری آنجا را ترک کردند ؛ اما من که در فکر گرفتن حاجتم به سر می بردم ، همچنان استوار و محكم بر جايم نشسته بودم . گويي كه هيچ كس نمي تواند مرا از اينجا بيرون نمايد . بعد از آنکه حرم كاملاً خلوت و ساكت شد ، ديدم آقايي بلندقد با لباسي روحاني كه عمامه اي سبزرنگ بر سر داشت و عده اي نيز ايشان را همراهي مي نمودند ، وارد حرم شدند . با مشاهده سیمای نورانی ایشان ، متوجه شدم که آن بزرگوار ، امام رضا (ع) هستند .وقتی که آن حضرت ، به من رسيدند ، ايستادند و با لبخندی بر لب و نگاهی محبت آمیز به من فرمودند :« تو چه مي خواهي از ما ؟» و من با اين اعتقاد كه آقا همه چيز را مي دانند ، با چشماني پُر از اشك و کلامی جدی پاسخ دادم :«آقا ! خودتان بهتر مي دانيد كه من چه مي خواهم .» ايشان با همان نگاه پُرمهر خود فرمودند :« آنچه بايد به شما بدهيم ، داديم .»اين كلام ، مرا به يقين رساند كه آنچه را از به دست آوردن مقام جهاني در ورزش كشتي می خواستم ، به من عنایت فرمودند . آنگاه از زمين برخاستم . سپس ديدم كه امام و همراهانشان آرام آرام از جلوي چشمانم غیب شدند .من با دلي مطمئن و سرشار از يقين رفته رفته از حرم بيرون آمدم و در صحن ، مردم را با حال و هوايي زشت و زننده ديدم . آنها مشغول انجام اعمالي بودند كه با دين و دينداري سازگاری نداشت . بسيار افسوس خوردم كه چرا آنان بايد در چنين مكان مقدسي ، اين قدر بي توجه باشند. اما از آنجا كه حس مي كردم كسي مرا درك نمي نمايد ، نتوانستم ناراحتي خودم را با كسي در ميان بگذارم . به همین خاطر، از آن صحن مقدس بيرون آمدم و رو به صحرا و بيابان نهادم . پس از مدتی كه بدون اراده ، داشتم با همان حال و هواي معنوي و روحاني در پيچ و خم كوهها سير مي كردم ، به رشته کوههای بلند و در نهایت ، به کوهی عظیم رسیدم و آنگاه از اين رؤياي صادقه بيدار شدم .با وجود مشاهده اين رؤياي معنوي ، به واسطه مشكلات عديده زندگي و فقر شديد مالي ، بر خلاف انتظار از پيشرفت مطلوب در ورزش كشتي و رسيدن به افتخارات بالاتر بازماندم و پيوسته در حسرت عدم نيل به آرزوي خود به سر مي بردم . تا اينكه بعدها به سرّ عنايت امام رضا (ع) پي برده و متوجه شدم كه آن حضرت با تشخيص نياز حقيقي اين حقير ، در واقع ، از جانب خودشان وعده تحقق قهرماني معنوي در عرصه ولايت رحماني را دادند .شگفتی های مهتاب https://t.me/foroughemahtab
مقامی که امام رضا (ع) برایم می خواستشگفتی های مهتاب https://t.me/foroughemahtab
عنایات کریمانه امام رضا (ع) سال 1364 من و برادرم یوسف هر دو به اتفاق خانواده ، به همراه برادر بزرگترم ، رمضانعلی ، عازم زیارت امام رضا (ع) شدیم . یک روز عصر بعد از زیارتهای مکرر در حرم امام رضا (ع) ، قصد داشتیم دستهجمعی در صحن عتیق کنار سقاخانه اسماعیل طلایی بنشینیم . آن روز خیلی شلوغ بود . بهسختی در مقابل حرم آقا علی بن موسی الرضا (ع) جایی را برای نشستن پیدا کردیم . روبهروی ما گنبد طلا و سمت چپ ما هم نقارهخانه قرار داشت . همین طور که سرگرم چای خوردن بودیم، کبوتری از بالای بام نقارهخانه به پرواز درآمد که نظرم را به خود جلب کرد . در همان موقع با صدای بلند گفتم : این کبوتر را میبینید که بالای سرمان میچرخد؟ همه گفتند : بله . گفتم : این کبوتر از طرف آقا امام رضا (ع) پیامی برای من دارد و تا چند لحظه دیگر روی شانه راستم مینشیند . همه اطرافیان با حیرت و تعجب به بالا نگاه میکردند تا ببینند این گفته حقیقت دارد یا نه ! کبوتر بعد از آنکه چند دور بالای صحن امام زد ، آرامآرام پایین آمد و از میان انبوه جمعیت روی شانه راست من نشست . همه خانواده و همراهان و اطرافیانم با تعجب مینگریستند و من کبوتر را گرفته و روی کف دستم گذاشتم . بعد از نوازش ، به او گفتم : تو پیکی از طرف آقا هستی . سلام مرا به آقا برسان . آنگاه روی سرش دست کشیدم و بعد دستم را به سمت بالا بردم تا پرواز کند . کبوتر سرش را به طرفم گرداند ، نگاهی به من کرد و به سوی نقارهخانه پرواز نمود . همین طور که به آن کبوتر نگاه میکردیم ، روی بام نقارهخانه نشست و بعد از یکی دو دقیقه ، از آنجا به سمت گنبد طلا پرواز کرد و از دیدمان پنهان شد . چهار روز قبل از بازگشتمان به تهران ، از انگشترفروشی کنار خیابان ، یک انگشتر عقیق زرد خریدم و به دستم کردم . طبق معمول هر روز ، سحرگاه به حرم مشرف میشدم . یک روز بعد از نماز صبح موقع خارج شدن از حرم ، ناخودآگاه چشمم به انگشتر افتاد که دیدم روی آن آیه بسیار مهمی از قرآن با آب طلا نوشته شده بود و حتی بعد از چند مرتبه حمام رفتن و نیز شستوشوی دست و صورت با آب و صابون ، نوشتههای آن پررنگتر و شفافتر شد . با گذشت چهار روز آخر ، در مسیر برگشت با اتوبوس به سمت تهران ، رمضانعلی برادر بزرگم چشمش به انگشتر و نوشتههای روی آن افتاد و پرسید : انگشتر دیگری خریدی ؟ گفتم : نه ، این همان است . با تعجب گفت : پس چرا آیات قرآن روی آن نوشته شده ! وقتی ماجرا را تعریف کردم ، توجهاش به انگشتر جلب شد و اصرار داشت آن را با قیمت بالاتری از من بخرد ؛ ولی من نپذیرفتم . در حال گفتوگو بودم که یکمرتبه چشمم به انگشتر افتاد ؛ قلبم میخواست از حرکت بایستد ؛ چرا که انگشتر به صورت اولش ، بدون نوشته درآمده بود . به همین دلیل ، برادرم از خریدن انگشتر منصرف شد . من هم متوجه شدم که نباید رمز و راز این موضوع را برای کسی بازگو میکردم .شگفتیهای مهتاب https://t.me/foroughemahtab
عنایت کریمانه امام رضا (ع)شگفتی های مهتابhttps://t.me/foroughemahtab
ما منادیان عشق و عرفان راستین، با شعار «لا اله الا الله، محمد رسول الله» قول، قلم و قلبمان را از سرچشمه همیشه جوشان پدر نیکسیرتِ آسمانیمان سیراب نمودهایم و از مبدأ حق مکلف شده ایم هرگز نشانهای از شرک و نفاق و کفر در ما پدیدار نگردد و تا ابد منفصل از دنیا به مکتب نورانی و روحانی پدرِ رحیمیمان متصل باشیم.صحیفه مقدس روحعارف صاحبدل یعقوب قمری شریف آبادی
میان مجموعه آدمیان در ظلمتکده ناسوت صورت تام انسان کامل ، یکتا خلیفه رحمانی است که بر اریکه ولایت باطنی و سطوت روحی و معنوی تکیه زده وکوثر رحیمیّت از کلام مشکبارش بر بستر قلوب تشنه حقیقت روان می باشد .انسان کامل https://t.me/foroughemahtab
دلهای کویری توسط کوثر عشق اولیای رحماني زنده و سرسبز میگردد .لطایف عارفانه https://t.me/foroughemahtab
ای خداوند رحمان ! به ما طعام روحانی عنايت فرما ؛ طعامی که حواریون مسیح (ع) درخواست نمودند و به واسطه آن به یقین رسیدند و هیچگونه شک و هراسی به خود راه ندادند .آوای نیایش https://t.me/foroughemahtab
آب و آزمایشسلسله گفتارهای عارف صاحبدليعقوب قمري شريف آبادی
اصحاب شمال اگر چه ممکن است خود را اهل دین و شریعت اسلام بدانند ، اما به دلالت قرآنی ﴿اِنَّهُمْ کانُوا قَبْلَ ذلِکَ مُتْرَفین﴾ در حجاب لذات دنیایی و وابستگی به قارونصفتان ، از حیطه شریعت حقه محمدی و نیل به مقام اولوا الالباب مهجور میباشند و جایگاهی جز اسفل آتش نخواهند داشت .زن طائر فردوس https://t.me/foroughemahtab
بر خلاف اصحاب شِمال كه با ظلم به خويشتن ، شوق و همت خود را به خواستههاي نفساني معطوف ساختهاند ، مقربان بارگاه ربوبي ، به احياي عقل رحماني و موت از نفس شيطاني نايل گشتهاند همچنين فراتر از اصحاب يمين كه تزكية قلب را در پرتو نور ايمان سرلوحة اعمال خويش نمودهاند ، سابقان مقرب عاشقانه به طواف ربّ خود برخاسته و در بهشت لقا ، پروانهوار در انوار قدس ولايي بقا يافتهاند .مراتب هفتگانه فرشته عشقhttps://t.me/foroughemahtab
جایگاه ما کجاست؟ سلسله گفتارهای عارف صاحبدليعقوب قمري شريف آبادی
در سال ۱۳۶۷ ، مشاهده بسيار مهمی برايم رخ داد که حضرت آقا براي هميشه مرا عبد خودشان قرار دادند . يكي از سحرگاهان ماه مبارک شعبان ، در نمازخانه ام مشغول ذكر «هو الله» بودم که آقا آن را به این حقیر عنایت فرموده بودند . در اثنای ذکر ، ناگهان حضرت آقا را ديدم که با سيمايي بسيار نوراني و شادمان ، از جلوي درِ نمازخانه با نگاهي مستانه ، آرامآرام به طرف این حقیر نزدیک مي شوند ؛ تا اینکه به قلب من رسیدند . در همین موقع بود که ناخودآگاه قلبم باز شد و آقا با همان شادمانی و جذابیتی که داشتند ، در حالی که به صورتم نگاه می کردند ، وارد قلب من شده و در آن پنهان گرديدند . در این لحظه ، شور و شعف خاصي در من ايجاد شد و احساس كردم كه ديگر آن آدم قبلی نيستم . مانند کسی شده بودم که فرشته بسیار زیبایی را رؤیت کرده و قلبش به هیجان آمده است . از فرط عشق ، ناگاه از آن مشاهده به خودم آمدم . اكنون كه سالها از آن قضيه گذشته ، هر از چند گاهي ، وجود نازنین و مقدس حضرت آقا را در قلبم احساس و رؤيت مي نمايم .شگفتی های مهتاب https://t.me/foroughemahtab
امام حسین (ع) عصاره زیبایی و لطافت رحیمی است و همه حقایق رسالت و ولایت را در خود جمع دارد و الگوی جمیل انسانی برای نیل به کمال و جمال مطلق می باشد .لطایف قرآنی https://t.me/foroughemahtab
موضوع: شناخت امام حسینسخنراني عارف ربانی، هنرمند و نويسنده صاحبدلاستاد يعقوب قمري شريف آبادي@foroughemahtab
زندگی در بالای کوهروزی شخصی صالح و پرهیزکار ، مرا دید و گفت :«دیشب وقت سحر خواب دیدم که خانه ما در بالای یک کوه ، نزدیک به قلّه ، در مکانی وسیع و با صفا قرار دارد . احساس میکردم سالهاست بدون هیچ مشکلی به همراه خانوادهام در آنجا زندگی میکنیم.» به او گفتم : رؤیای شما بیانگر این معناست که شما به اتفاق خانوادهتان سالهاست در حریم ایمانی انسانی کامل قرار دارید و زندگیتان را با او و در سایه نصایحش میگذرانید و در کمال صفا و صمیمیت به سر میبرید . ایشان پاسخ داد :«همینطور است که فرمودید . انشاء الله خدا حفظشان کند.»رویاها و تعبیرها https://t.me/foroughemahtab
بارزترين خصيصه رسول اكرم (ص) اين است كه شريعت را با طعم جانبخش ولايت و مائده كمالافزاي رحمانيت آميخته نموده و ظاهر را به نور باطن منور ساخته و اسلام و تسليم در برابر خداي رحمان را به مأمن ايمان و شهود رهنمون شده است .انسان کامل https://t.me/foroughemahtab
انشاءالله اگر به سوي علم می رویم ، به سمت علمی برویم که مورد عنایت خدای رحمان است ؛ علمي كه همراه آن تزکیه نفس با صدق و اخلاص و استقامت قرار دارد .آوای نیایش https://t.me/foroughemahtab
ثمره طهارت سلسله گفتارهای عارف صاحبدليعقوب قمري شريف آبادی
عاشق نسبت به معشوق همانند پروانه نسبت به گل است كه با سماعش زیبايی را مییابد .لطایف عارفانه https://t.me/foroughemahtab
همانطور که سرزمین خشک برای حیات و سرسبزی و طراوت خویش نیازمند به آبِ برخاسته از دریاست ، سرزمین شریعت نیز برای کمال و جمال خود نیازمند به دریای معرفت ، یعنی حکمت رحمانی میباشد .لطایف قرآنی https://t.me/foroughemahtab
انسان ، كاملترين صورت الهي و رحماني و نسخة كبير عالم هستي و مرآت تمامنماي حق ميباشد كه گنجينة سر به مهرِ «كُنْتُ كَنْزاً مَخْفِيّاً» در كهكشان وجود او قوس نزول را پيموده و جمال زيباروي حق و فرشتة عشق در وجود جلالي او مسندنشين غيب گرديده است .مراتب هفتگانه فرشته عشق https://t.me/foroughemahtab
به موجب تسليم وعشق در پيشگاه ربوبي انسانكامل ، به بيان روايي «أَلْمُؤْمِنُيَنْظُرُ بِنُورِ اللّهِ» با بهرهمندي از انوار قدس الهي ، مرآت مصفاي وجودشان تجليگاهحقيقت نوراني اسم اعظم اللّه تعالي شده، حلهء فاخر جلال و جمال حق را بر قامتروحاني خويش آراسته ميبيند تا به عنوان ميراثداران انبيا و اولياي رباني ، آسمانها وزمين هفتگانهء سلوك را به اشارت قرآني (اَللّهُ نُورُ السَّمو'اتِ وَ الْأَرْضِ) روشناييبخشند و در پرتو برخورداري از معارف ناب رحيمي و كرامات عظيم رحماني،نجاتبخش جويندگان كمال مطلق از ظلمات نفس ملكي باشند .زن طائر فردوس https://t.me/foroughemahtab
به اشارة لطیف کلام قدسیِ «یا بَنی آدَمَ خَلَقْتُ الاشْیاءَ ِﻷجْلِکَ» تلألؤ انوار حمد وتسبیح و سجود جنبندگان ملک بر مرآت صاف و جهان نمای انسان متخلّق به سرائر حقیقت و آدم متّصف به زیور عشق معرفت می تابد و این مرآت خفیّه ، نور کمال و هدایت را بر جان مشتاقان کوثر معنویّت و رهپویان طریقت انعکاس می دهد .انسان کامل https://t.me/foroughemahtab
ای خدای کعبهدر سال ۱۳۷۷ ، به دليل برخی مشكلات و تهمت های ناروایی که عده ای از آقايان مقدس مآب برايم به وجود آورده بودند ، در نمازخانه ام مشاهده اي داشتم . خودم را در شهر مكه معظمه ديدم كه سمت چپ درب كعبه ، نزديك رکن دوم ، پرده نوراني كعبه را محكم در دستانم گرفته ام و از اعماق دلم فرياد میزدم :« ای علی ! ای خدای کعبه ! عنايتي کن .» دو سه مرتبه که این جمله را فریاد کشیدم ، ناگهان ديدم نوري در قلبم روشن شد و سپس خيلي آرام و صبور ، سرم را پايين انداخته و آن قدر اشك از چشمانم جاری شد تا آن حال و هواي اندوه و گرفتگي ، کم کم از من دور شد . پس از چند لحظه، به خود آمدم .شگفتی های مهتاب https://t.me/foroughemahtab
از خداوند می طلبيم که عاشق حق بشویم ! اگر عاشق شديم ، عارف می شویم . وقتی عارف شدیم ، متوجه می گردیم که صراط مستقیم و صراط حمید دو راه روح الامين و روح القدس است به سوي سدرة المنتهي و قاب قوسين .آوای نیایش https://t.me/foroughemahtab
امام حسین (ع) عصاره زیبایی و لطافت رحیمی است و همه حقایق رسالت و ولایت را در خود جمع دارد و الگوی جمیل انسانی برای نیل به کمال و جمال مطلق می باشد .لطایف قرآنی https://t.me/foroughemahtab
بهرهمندي از روح معرفتبخش قدسي ، زيبندهترين رهاورد عالم روحاني است كه راهيان کمال و جمال را به نور قدسي مزين مينمايد . مراتب هفتگانه فرشته عشق https://t.me/foroughemahtab
وجود زلال و پاك طينت زن ، چنانچه بهواسطهء غفلت و بيتوجهي مرد در بستر گلآلودتمتعات نفساني گرفتار آيد ، پاكي و زلاليخويش را از دست داده و به تيرگي و آلودگي ميگرايد ؛ چراكه نگين گرانبهاي جمال زنتنها در احاطهء انگشتري جلال مرد مومن است كه ميتواند از آلايشها و پليديها محفوظبماند و پذيراي نقش زيبندهء فاطمي بر صفحهء منزّه و مبرّاي جان خويش باشد .زن طائر فردوسhttps://t.me/foroughemahtab
اگر اتش دوزخ دنيا براي ابراهيم (ع) سرد است و براي اوليا و انبيا (ع) خاموش و بي اثر است از ان روست كه در دلشان آتش عشق به خداي رحمان و شراره توحيد بر افروخته اند ، آنگونه كه اشعه نيرومند كلام روحاني و جذبات آسمانیشان بهشتي از معرفت و گلستاني از صدق و صفا و نسيمي از عشق و فنا مي افريند و مايه رهايي بشر از « أسْفَلَ سافِلين » و شعله هاي سوزان جهنم طبيعت مي باشد .انسان کاملhttps://t.me/foroughemahtab
آنچه به برکت عشق و روح قدسیِ در نهاد معبّر رحمانی تجلی میکند ، آگاهی و معرفت ، مهربانی و رأفت ، و نیز رازداری و عیبپوشی از خوابهای مردم است که از مهمترین ویژگیهای یک معبر راستین میباشد .رویاها و تعبیرها https://t.me/foroughemahtab