Improvisationدهان میزنم دهان بر ورودی جانب گلو جا گرفته درست روی شکل کامل کام که زبانم کامل تر شود…
انتشار: 2026/08/07 14:57 UTCدریافت: 2026/08/14 11:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 11:06 UTC
Improvisationدهان میزنم دهان بر ورودی جانب گلو جا گرفته درست روی شکل کامل کام که زبانم کامل تر شود سُر بخورد سر برود سرد بشود سرسری می کند سرم روی دشتی از گل شش پر تا نماند خالی این دست دیگر ذکر می کند بر حفره ی گوش تظاهری ست در حال خواندن از روی دست تنگه ی هرمزکه بندری از رقص بر پشت اندامم می ماند با دستی چند تکه چنگ می شود گودی کمر لگد میزند دندان میزنم لیز میخورد چنگ می شوم سخت سفت می شود در امیال او شناورم گلو لنگر میزند رام از نفسی که تخت می شود آرام کف پا سوز میزند بر تخت سینهام سوزان سوزن سوزن می شود تخم چشم کنار دستی که سرم را میبَرد روی دست بالا می پرم بیشتر تا کشیده شود پایینضرب که میگیرد یورتمه میروم شلاق که میزند زبان میزنم زبان زبان زبان که جا باز می کند دهان می ماند باز پشت اندام سرخ تر می شود پوست سرخ تر هرچه پیش میرود میروم بیشتر کم نمی شود گم نمی شود دهان که میزنم دهان دهان که باز میزنم زبان که بازی می کنم پیدا می شود روی لب باز دهان میزنم این گلوگاه که خیال خروج نداردتا چشمه چشمه بیافتد از چشمروی زلال آبی همه چیز دارد دوباره بوی دریاچه میگیرد #عرفان_دلیری#مجموعه_شعر_ساپیوفیل #نشر_دگرگون instagram.com/p/DbvjR75CiGi/?igsh=NHMwYXh…
