سفیدی ها را بخوانشعر و صدای علی باباچاهی #علی_باباچاهیhttps://t.me/derangeadabi
انتشار: 2026/08/05 18:41 UTCدریافت: 2026/08/14 11:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 11:06 UTC
سفیدی ها را بخوانشعر و صدای علی باباچاهی #علی_باباچاهیhttps://t.me/derangeadabi
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — فروغ در زمان
مجابم میکند به نوشتنذهن پرسشگر !حالا از کهاز چهاز کدام ؟!مینویسم بر صخرهی سترگجایی که ردّ ِوحشی گرگها- میسُرد از قلاع برفپوش !جایی که نفس تازه کندغزال رمیده....مجابم میکندبه سرودندر قلمرو بیمرز !خیال فرا روحالا از چهاز کهاز کدام ؟!میسرایم قطعهای کوتاهآه ؛ من از کجای این جغرافیای وهمآلودبه باور تنهایی ِآدمی رسیدم.اینگونه که هراسم هر "بهار زایی" گل میکند...!!!!.....#گویا_فیروزکوهیhttps://t.me/forough_dar_zaman
#آفاق_شوهانی راسراسی روی پای خودم ایستادم؟یا دال سرگردونِ دلواپسیام مدلولم گره برداشته، تاب خورده تا ناخدا این روزا از سقوط رالو شیرجه میرم توی درهی دَرَککسی چه میدونه شاید اینم شکلی از خدا روی زمینه نفتخورها چارهای جز تحملم ندارنموی دماغشون شدم [بیانیهها، رادارها، هوش مصنوعی، بازار بورس، سوختهای فسیلی]- آهای پسر حواست کجاست ؟ موبایلتو زدن! گذشته پوستمو کنده جهنم آینده رو کی طاقت بیاره؟میگی چکار کنم؟بیچارهام! منم پوست حالا رو میکنم (بازنشستگی، اعتصاب، اعتصابِ اعتصاب چالشِ ترسو توهم تُف تو صورت وعدهها چطور میشه شکم بچههامو سیر کنم؟ ماست میریزم خیار و ریزریز میکنم هی بابا! نه! نه! خیالو ریزریز میکنم تو نخ خیاممُ کهکشانو رصد میکنم سیارهها پیش پام زانو زدنسربهسرشون میذارملوس میشم و پشتک و وارو ميزنم یه خدا از اون بالا تیپام میزنه زیر سایهی چناری میافتم و میبینم همون خیارم هی بابا نه! همون خیالم خیل آدمای خیلی پاپتیها صدای کز کردنشون میپیچه همهجا توی سین سکوت سرشون خزیده دربهدر و مایوس کاسب و کفاش لاقبا توُ جنون محبوسصبحها یه قاشق شک و اشک عصرا چند قاشق سونامی آخ چه کنم اوضاع رو به راهشه دوست دارم فکرام آبی باشه قرمزی خونم راهشو کج کنه تو رگام یه ضرب آبی بزنه شاید با ماهیها دمخور بشم شاید بتونم خشمو از کار بندازم جنگو از کار بندازم شاهماهی رگهات رگهامو لب بزنه دیگه هیچ وقت سیاه نزنم بنفش نزنم آدما تو آبیم شنا کنند زمین باورم کنه تن به تنم بده خدا هیچ وقت زمینم نزنه#آفاق_شوهانی #شعر#ادبیات instagram.com/p/Db8NuDJBslD/?igsh=bHVsNGp…
منتشر شد:مجموعه شعراحتیاط با الف زیاد#مریم_هاشمی_تنگستانی#نشر_نورهان@forough_dar_zaman
#مریم_هاشمی_تنگستانی.شرارت محض شَر شده چکیده بر شُر شُر دوش صداي پيچيده در گوش در انزواي سرد قطرات چرا به تماميت آب بر پوست معتادم؟قَيِميت آب بر گودي كمر گم شده بر ستون فقرات نگفته هاي پيچيده در سر زبان قيچي كردنم روبه روي آينه سرخي كه پخش ميشود ميپاشد، ميدود تا بخشكدكُناري* چند ساله م كنار جاده ايدر جنوب همزيست با جن ها جن هاي خبيث جن هاي مهربان جنگيده در شب ، روز شكست خورده در عشق ميان عود و دف و زارتو را به زار دعوت ميكنم اي آزار دهنده سرت را بچرخان تا اين شَر منزجر به خاك به آب به آتش دفن شود شعله رميده گُر گُر كه نفس را به انتهاي خفگي مي رساني دستت را از گلويم بردار .مریم هاشمی تنگستانی#مجموعه_شعرمحتاط با الف زیاد#نشر_نورهانفروغ در زمان instagram.com/p/Db5LhmBjmvX/?igsh=MWJxN3M…
انتشار مجموعه شعر"به اردوگاه عضوهای سیار خوش آمدید!"سفرنامهی تصویری ـ شعری یک بدن متلاشی مجموعهی "به اردوگاه عضوهای سیار خوش آمدید!؛ سفرنامهی تصویری ـ شعری یک بدن متلاشی" اثر صحرا کلانتری، با مقدمهی دکتر مظفر رویایی، عکاسی آمن حسینی، ویراستاری آناهیتا صادقی و صفحهآرایی و طراحی جلد باربد علیمحمدی، توسط نشر کتاب ارزان در سوئد منتشر شد.این مجموعه سفری است به جغرافیای بدن، بدنی متلاشی و سیال که هر عضو آن به یک اردوگاه بدل میشود و هر اردوگاه ساکنان خود را دارد، شعرهایی که در نسبت با آن عضو شکل گرفتهاند.در این کتاب شعر و تصویر در هم تنیدهاند، عکسهای آمن حسینی تنها همراه شعر نیستند بلکه بخشی از روایت بدناند. هر عضو سرزمینی از خاطره، میل، زخم و هویت است و هر شعر تکهای از این بدن پراکنده را به زبان میآورد."به اردوگاه عضوهای سیار خوش آمدید!" روایتی از بدنی است که از هم گسسته تا شاید بتواند خود را به شکلی دیگر بازسازی کند جایی که بدن هم خانه است و هم سرزمین، هم خاطره و هم فقدان.این مجموعه هماکنون توسط نشر ارزان در دهمین نمایشگاه بدون سانسور استکهلم سال ۲۰۲۶ عرضه شده است.علاقهمندان خارج از کشور برای سفارش کتاب میتوانند با نشر کتاب ارزان سوئد در تماس باشند. شیوهی تهیهی کتاب برای متقاضیان داخل کشور نیز بهزودی اعلام خواهد شد.🔗ایمیل نشر ارزان در سوئدinfo@arzan.se🔗سایت نشر ارزان در سوئد#مجموعه_شعر_تصویر#مظفر_رویایی#صحرا_کلانتری #آمن_حسینی#آناهیتا_صادقی#نشر_کتاب_ارزان@sahra_kalantari
دوشنبهها با نقد و پژوهشمنتخب در سایتخوانش شناختیِ معماریِ تصویردر شعر «تنها بارقهٔ نور»از مجموعهٔ «گزارههای معترض»اثر سمیه جلالی✍مهرنوش قربانعلی در خوانش شناختی شعر، تصویر نه بهعنوان عنصری منفرد و جدا از دیگر اجزای متن، بلکه بهمثابه بخشی از یک نظام ادراکی بررسی میشود؛ نظامی که در آن تصاویر از طریق پیوند با یکدیگر، مسیر شکلگیری معنا را سامان میدهند. «معماری تصویر» در این رویکرد، به چگونگی سازمانیافتن تصاویر، روابط میان آنها و نحوهٔ تبدیل تجربههای پراکنده به یک جهان شعری منسجم اشاره دارد. در چنین نگاهی، معنا نه در یک تصویر مستقل، بلکه در حرکت میان تصاویر و رابطهای که میان آنها شکل میگیرد، پدیدار میشود.شعر «تنها بارقهٔ نور» از مجموعهٔ «گزارههای معترض» اثر سمیه جلالی، بر پایهٔ زنجیرهای از تصاویر شکل گرفته است؛ زنجیرهای که از تجربهٔ گسست و تردید آغاز میشود و در مسیر خود به مفاهیمی چون پایداری، پذیرش تغییر و امکان ادامهدادن میرسد. در این شعر، تصاویر همچون واحدهای جداگانه عمل نمیکنند، بلکه در ارتباطی پیوسته، جهان شعری را میسازند و حرکت ذهنی شعر را شکل میدهند.شعر با تصویری آغاز میشود که بنیان نخستین حرکت معنایی آن را میسازد: «به خودت سلام دهی / از کنار سایهات بگذری». در اینجا، «خود» و «سایه» در کنار هم، نوعی فاصله میان سوژه و بازتاب آن ایجاد میکنند. گذشتن از کنار سایه، تنها یک تصویر دیداری نیست؛ بلکه موقعیتی ادراکی میآفریند که در آن انسان با بخشی از خویشتن مواجه میشود که هم متعلق به اوست و هم از او فاصله دارد. پرسشهای پس از آن، مانند «چقدر مطمئن باشی به راه / چقدر بدانی حد فاجعه»، این وضعیت را گسترش میدهند و مسیر شعر را از مشاهده به تأمل و تردید هدایت میکنند.🔗لینک مطالعه تحلیل در سایت ماهگرفتگان#تحلیل#مهرنوش_قربانعلی#سمیه_جلالی #گزاره_های_معترض#تحلیل_های_منتخب_در_سایت#فصلنامه_مطالعاتی_انتقادی_ماهگرفتگی
