خیریهی شمارهی ۹۵، مردادماه ۱۴۰۵توضیحاتخانمی ۳۸ ساله، همسر فوت شده (بر اثر تصادف) و دارای ۳ فرزند:…
انتشار: 2026/08/14 08:57 UTCدریافت: 2026/08/15 01:04 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:04 UTC
خیریهی شمارهی ۹۵، مردادماه ۱۴۰۵توضیحاتخانمی ۳۸ ساله، همسر فوت شده (بر اثر تصادف) و دارای ۳ فرزند: دختر ۱۴ و ۱۰ ساله و پسر ۸ ساله. ایشون در خانهی پدر همسرشون زندگی میکردن که بعد فوت همسر، به دلیل اختلافات زیاد قرار شده خونه تنهایی بگیرن و برای رهن ۶۵۰ میلیون تومان نیازه که ۳۰۰ میلیون تومان خودشون دارن، ۲۷۰ میلیون تومان برخی از افراد خیّر تقبل کردهاند. صاحبخانه هم همراهی کرد و برای یکسال مبلغ ۲ میلیون تومان اجاره میگیره که خود خانم میپردازن.انتظاری برای کمک نیست، ولی اگر کسی توان مالی دارد، خیری برساند؛ تا مثل همیشه دستی گرفته بشه و برای خانوادهای شادی بسازه.اگر کسی میتواند بخشی از مبلغ یا تمام آن را یکجا تقبل کند، به آیدی زیر در همین تلگرام پیام بدهد:@Mousaviaghighi(( فرصت : ۸ روز ))🔸مبلغ مورد نیاز : ۸۰ میلیون تومان🔸🔺مبلغ باقیمانده : ۴۳ میلیون تومان 🔺(مبلغ ۳۷ میلیون تومان جمعآوری شده)🔹 شماره کارت:6104337427804677(بانک ملت)
پستهای تلگرام — فکرکهای من | موسوی عقیقی
آزادی در روایات و قرآن#محمد_موسوی_عقیقی در روایت صحیحالسندی عمار بن أبیالأحوص از امام جعفرصادق(ع) نقل کرده است که خداوند ایمان را در مراتب هفتگانهای قرار داده: ۱. نیکوکاری ۲. راستگفتاری ۳. یقین ۴.خشنودی ۵. وفاداری ۶. دانش ۷. بُردباری.پیشوای شیعیان سپس ادامه میدهد که اگر کسی این هفتمرتبه را داشته باشد «کامل» است: «فَمَنْ جَعَلَ فِيهِ هَذِهِ اَلسَّبْعَةَ اَلْأَسْهُمِ فَهُوَ كَامِلٌ مُحْتَمِلٌ». اما امام صادق(ع) اگر کسی مراتبی از این هفتگانه داشت را هم از دینداری خارج نمیکند و باور دارد خداوند به برخی هم یک، دو یا سه سهم بخشوده است: «قَسَمَ لِبَعْضِ اَلنَّاسِ اَلسَّهْمَ وَ لِبَعْضٍ اَلسَّهْمَيْنِ وَ لِبَعْضٍ اَلثَّلاَثَةَ».اما در ادامهی روایت، نکتهی مهمی بیان میشود؛ اینکه نباید به عنوان مثال به کسی یک یا دو بخش از مراتب هفتگانه را دارد، بخشهای دیگری را اجبار و الزام کرد. به عبارتی اگر انسانی «نیکوکار و راستگفتار» است، نباید مرتبهی «یقین» یا مراتب بعدی را به او اجبار و الزام نمود و اگر انسانی «یقین» دارد و در کنار آن دارای «دانش و بُردباری» است، نباید «نیکوکاری» را با اجبار و الزام به شخصیت ایمانی او اضافه کرد: «قَالَ لاَ تَحْمِلُوا عَلَی صَاحِبِ اَلسَّهْمِ سَهْمَيْنِ وَ لاَ عَلَی صَاحِبِ اَلسَّهْمَيْنِ ثَلاَثَةً فَتَبْهَضُوهُمْ ثُمَّ قَالَ كَذَلِكَ حَتَّی يَنْتَهِيَ إِلَی اَلسَّبْعَةِ». (الکافی، ج۲، ص۴۲؛ وسائلالشیعه، ج۱۶، ص۱۵۹)علاوه بر این، روایتی که خواندید هیچیک از علائم ایمان را در مناسک و ظواهر شرعی نمیداند و بیشتر «ایمان» را به مثابهی «انسانیت» / «انسانِ خوبتر» عنوان میکند.در روایت دیگری این تفاوت مراتب برای انسانها دو صورت دارد: یکم، کسی که مراتبی از ایمان را دارد؛ دوم، کسی که مراتبی را ندارد ولی حق بهدست آوردن آن را خواهد داشت: «وَ لَوْ لَمْ يَكُنْ لِلسَّابِقِ إِلَی اَلْإِيمَانِ فَضْلٌ عَلَی اَلْمَسْبُوقِ إِذاً لَلَحِقَ آخِرُ». (الکافی، ج۲، ص۴۰؛ تفسیر البرهان، ج۵، ص۲۹۴)در روایت دیگری امام جعفرصادق(ع) ایمان را مانند نردبانی دهپلهای دانسته و بیان داشته که کسی که در پلهی دومِ ایمان دانسته را نباید راند و به او گفت که فاقد ایمان است: «فَلاَ يَقُولَنَّ صَاحِبُ اَلاِثْنَيْنِ لِصَاحِبِ اَلْوَاحِدِ لَسْتَ عَلَی شَيْءٍ» و اگر کسی که به عنوان مثال در مرتبهی سوم است چنین کاری انجام دهد، شخصی که در مرتبهی چهارم است با او چنان میکند. امام سپس دستور میدهد در این مراتب ایمانی، به کسانی که پایینتر از شما قرار دارند چیزی را که طاقت معرفتیاش را ندارد اجبار و الزام نکنید: «وَ لاَ تَحْمِلَنَّ عَلَيْهِ مَا لاَ يُطِيقُ». (الکافی، ج۲، ص۴۴؛ الوافی، ج۴، ص۱۳۱)تمامی این روایات سه اصل کلی را تأیید و تعیین میکند:(۱) ایمان مراتب متعددی دارد و هر انسانی با توجه به معرفت، دانستهها و توانایی در مرتبهای ایستاده است.(۲) نباید در فرآیند ایمان و مصادیق جزئی (روایت اول)، به اجبار و الزام روی آورد.(۳) مراتبی از ایمان هستند که لزوماً با مترهای شرعی ساخته نشدهاند.بر اساس این روایات و اصلهای مستخرج از آن، اگر افراد جامعه انسانهای پایینرتبهتر از خود به لحاظ ایمانی را تقبیح کنند، باعث سقوطِ ایمانی است. از سوی دیگر، اگر بر پایهی این روایات، اصل رفتارِ ایمانی را «عدم اجبار و الزام» بدانیم، اتفاقاً دینداریِ مؤمنانه زمانی پدید میآید که هر انسانی نسبت به مرتبهی خود، با انسانِ در رتبهی پایینتر رفتار غیرتحمیلی داشته باشد و خود او و دیگران با ارادهی آزاد ایمان در مرتبهی بالاتر را «انتخاب» کنند.چهبسا از همین جهت باشد که قرآن به پیامآوراسلام(ص) گوشزد میکند که تو تنها یادآورندهای و حق ایجاد سلطه بر انسانها را نداری: «فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ؛ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ» (غاشیه : ۲۱و۲۲)؛ نیز در آیهی دیگری به پیامآوراسلام تأکید میکند تو نگهبان و وکیل ایمان مردم نیستی: «وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ۖ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ». (انعام : ۱۰۷).🌐 فکرکهایمن | موسوی عقیقی | شمارهی: ۱۱۵۱✅ t.me/fekr_rak%F0%9F%93%B7 instagram.com/mousavi_aghighii
خیریهی شمارهی ۹۵، مردادماه ۱۴۰۵توضیحاتخانمی ۳۸ ساله، همسر فوت شده (بر اثر تصادف) و دارای ۳ فرزند: دختر ۱۴ و ۱۰ ساله و پسر ۸ ساله. ایشون در خانهی پدر همسرشون زندگی میکردن که بعد فوت همسر، به دلیل اختلافات زیاد قرار شده خونه تنهایی بگیرن و برای رهن ۶۵۰ میلیون تومان نیازه که ۳۰۰ میلیون تومان خودشون دارن، ۲۷۰ میلیون تومان برخی از افراد خیّر تقبل کردهاند. صاحبخانه هم همراهی کرد و برای یکسال مبلغ ۲ میلیون تومان اجاره میگیره که خود خانم میپردازن.انتظاری برای کمک نیست، ولی اگر کسی توان مالی دارد، خیری برساند؛ تا مثل همیشه دستی گرفته بشه و برای خانوادهای شادی بسازه.اگر کسی میتواند بخشی از مبلغ یا تمام آن را یکجا تقبل کند، به آیدی زیر در همین تلگرام پیام بدهد:@Mousaviaghighi(( فرصت : ۱۳ روز ))🔸مبلغ مورد نیاز : ۸۰ میلیون تومان🔸🔺مبلغ باقیمانده : ۶۸ میلیون تومان 🔺(مبلغ ۱۲ میلیون تومان جمعآوری شده)🔹 شماره کارت:6104337427804677(بانک ملت)
درس خارج ریاضی ولایی#محمد_موسوی_عقیقی اخیراً روحانیای به نام محمدباقر خرازی، خلاف اتحادِ لازم برای جنگ، مواضعی را بیان کرده و حتی طرحهایی برای زمینزدن دولت چهاردهم، درگیری با نیروهای نظامی در تهران و تبدیل «جمهوری اسلامی» به «حکومت اسلامی» از او منتشر شده است.این سخنان و طرحها، توهین به رئیس جمهور و نقل قول از رهبری، آنقدر در فضای سیاسی زمینهساز اختلاف شد و مورد استفادهی رسانههای حامی جنگ علیه ایران گردید، تا اینکه توسط دفتر آیتالله مجتبی خامنهای تکذیب شد.تصاویر ضمیمه شده به این پُست، بخشی از «درس خارج ریاضی ولایی» او در سایت مؤسسهی حوزویاش است.او در فضای سیاسی همانقدر جدی بوده که در فضای حوزوی جدی گرفته میشود. 🌐 فکرکهایمن | موسوی عقیقی | شمارهی: ۱۱۵۰✅ t.me/fekr_rak%F0%9F%93%B7 instagram.com/mousavi_aghighiiدرس خارج ریاضی ولایی#محمد_موسوی_عقیقی اخیراً روحانیای به نام محمدباقر خرازی، خلاف اتحادِ لازم برای جنگ، مواضعی را بیان کرده و حتی طرحهایی برای زمینزدن دولت چهاردهم، درگیری با نیروهای نظامی در تهران و تبدیل «جمهوری اسلامی» به «حکومت اسلامی» از او منتشر شده است.این سخنان و طرحها، توهین به رئیس جمهور و نقل قول از رهبری، آنقدر در فضای سیاسی زمینهساز اختلاف شد و مورد استفادهی رسانههای حامی جنگ علیه ایران گردید، تا اینکه توسط دفتر آیتالله مجتبی خامنهای تکذیب شد.تصاویر ضمیمه شده به این پُست، بخشی از «درس خارج ریاضی ولایی» او در سایت مؤسسهی حوزویاش است.او در فضای سیاسی همانقدر جدی بوده که در فضای حوزوی جدی گرفته میشود. 🌐 فکرکهایمن | موسوی عقیقی | شمارهی: ۱۱۵۰✅ t.me/fekr_rak%F0%9F%93%B7 instagram.com/mousavi_aghighii
اختلاف در کربلا و معضل امنیت ملی#محمد_موسوی_عقیقیاربعین حسینی در این سالها فضای معنوی به خصوصی را برای بخش زیادی از مردم، با تمام تفاوتهای مذهبی، ایجاد کرده است. تجربهی شنیداری من از مردمی که در این مناسبت اجتماعی - دینی شرکت کردهاند، در اکثریت موارد خوب بوده است. زنانِ مذهبی یا غیرمذهبی که در ایران پوشش متفاوتی دارند، در آنجا به احترام فضای مشاهد مشرفه، حداکثریت پوشش در فقه را رعایت میکنند و در حداقل مسائل به سبک خود هستند. علاوه بر این، در تمامی حالات، عراقیها میزبانی خوبی به عمل میآورند.اما در ۳-۴ سال اخیر، جریانی اندک و معدود، هر ساله سعی میکند میان مهمانِ ایرانی و میزبان عراقی تفرقه اندازد. به این صورت که، در کربلا و مسیر حرم امام حسین(ع)، وقتی به موکب آیتالله صادق حسینی شیرازی میرسد، توقف میکنند و شعارهایی چون «مرگ بر ضد ولایت فقیه» سر میدهند یا برای رهبر عالیِ ایران دعا میکنند. این رفتار البته یک پیشینه و یکسری عواقب به همراه دارد.پیشینهها(۱) خاندان حسینی شیرازی در یکصد سال اخیر شماری از مراجع تقلید را درون خود جا داده است، از جمله میرزای شیرازی، مهدی شیرازی، عبدالهادی شیرازی و... . در سال ۱۳۴۰ خورشیدی آیتالله محمد شیرازی اعلام مرجعیت و رفتهرفته مقلدان زیادی پیدا کرد. پس از وفات او در سال ۱۳۸۰ خورشیدی، برادر کوچکاش آیتالله صادق شیرازی بار مرجعیت خاندان شیرازی را بر دوش گرفت و مقلدان بیشتری از برادر خود پیدا کرد. شیرازیها دو باور دارند که در این سالهای اخیر، برخی مذهبیها با آن زاویه پیدا کردهاند: ۱. باور به ولایت فقیهِ شورایی در مقابل فردی؛۲. جواز قمهزنی و تیغزنی در عزاداری.(۲) آیتالله خامنهای بعد از رسیدن به رهبری در سال ۱۳۶۸ خورشیدی و شروع مرجعیت گسترده از سال ۱۳۷۳ خورشیدی، دو مسأله را نهی کرد: ۱. اجرای علنی قمهزنی؛۲. مسائلی که باعث تضعیف یا حذف اتحاد میان شیعیان و اهل سنت میشد.(۳) سالها قبل روحانی جوانی به نام یاسر الحبیب کتابی نوشت به نام «الفاحشة الوجه الآخر لعائشة» و در این کتاب تهمتهای جنسیای و توهینهایی به عایشه دختر ابوبکر و همسر پیامآوراسلام(ص) نسبت داد و با توجه به اینکه شبکهی ماهوارهای پُرمخاطبی (فدک) داشت، موج اعتراضات زیادی را علیه شیعیان در کشورهای سُنینشین درست کرد. در این شرایط آیتالله خامنهای این جریان را «شیعهی انگلیسی» خواند و در فتوایی، هرگونه توهین به همسران پیامبر را حرام اعلام کرد.اما از آنجایی که یاسر الحبیب از ترویجکنندگان مرجعیت آیتالله شیرازی بود، الحبیب به بیت شیرازیها منتسب شد و در لایهی مقلدین این دو مرجع تقلید نزاعهایی پیش آمد؛ به خصوص تعدیهای مجازی یا فیزیکی در برخورد با بیت شیرازیها از جمله ساخت کلیپها در فضای مجازی و نصب بنرها در خیابانها و سعی بر رد اجتهاد شیرازیها و از آنسو، اجرای قمهزنی در قم و پخش سخنرانی برادر (مجتبی شیرازی) و فرزند (حسین شیرازی) آیتالله شیرازی در نقد ولایت فقیه و شخص ولیفقیه و نقد سیاست جمهوری اسلامی در شبکهی ماهوارهای امام حسین(ع) که از سوی آیتالله شیرازی مدیریت میشود، از سوی بیت شیرازیها.با این حال در سطوح بالا، هیچگاه این اختلافها علنی و منجر به درگیری و نزاع نشد. در واقع آیتالله شیرازی با کنارهگیری از سیاست داخلی و توجه به تبلیغات دینی خارج از ایران و آیتالله خامنهای با پذیرفتن مرجعیت شیرازی، این نزاع را کنترل کردند. به این صورت مجوز چاپ توضیحالمسائل آیتالله شیرازی باطل نشد، حسابهای وجوهات او در قم مسدود نگردید و دفاترش در شهرهای ایران هم تعطیل نشد.حتی در سال ۱۳۸۰ خورشیدی که آیتالله محمد شیرازی درگذشت، آیتالله خامنهای او را «عالم مجاهد» و بیت او را «بیت شامخ و معظم شیرازی» خواند. اکنون هم با وجود جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه، ترورها و کشتار مردم و...، آیتالله شیرازی سکوت کرده، و رهبر جدید ایران آیتالله مجتبی خامنهای و نهادهای حوزوی و امنیتی، برخورد علنی یا غیرعلنی با این مرجع تقلید نداشتهاند.عواقبآیتالله شیرازی و به صورت کلی خاندان شیرازی، در عراق و به خصوص کربلا، مقلدان زیادی دارد و چهرهای محبوب و مورد احترام است؛ نیز آیتالله خامنهای در میان عراقیها (به خصوص پس از تشییع جنازهی چند میلیونی در عراق)، چنین جایگاهی دارد.چنین جدالهایی میتواند باعث پنج مسأله شود:۱. رادیکالتر شدن بیت شیرازی در مقابل حکومت؛۲. سوءاستفادهی نیروهای اسرائیلی و آمریکایی و وهابی از این تنش بین شیعیان، به خصوص در زمان جنگ؛۳. بدنامی زائرانِ مهمان ایرانی در نزد میزبان عراقی؛۴. کشاندن اختلاف به وضعیت نابسامان سیاسی عراق؛۵. نقض اتحاد بین شیعیان در شرایط جنگی؛🌐 فکرکهایمن | موسوی عقیقی | شمارهی: ۱۱۴۹✅ t.me/fekr_rak%F0%9F%93%B7 instagram.com/mousavi_aghighii
امام حسین(ع) و جهاد علیه ایرانیها#محمد_موسوی_عقیقیبرای من هنوز مشخص نیست که چرا نخوانده و ندیده، یک کتاب تاریخیِ مرجع را باز میکنند و به پَرتگویی تاریخی مشغول میشوند. نمونهاش همین سخنان گویندهی ویدیو با نفرت از دین، بازیِ سیاسی میکند و میگوید امام حسین(ع) از عمر بن سعد درخواست کرد به ایران بیاید و علیه مردمِ دیلم جهاد کند.اولاً مورخین متعددی این نقل را نیاوردهاند و تنها إبن سعد واقدی (متوفای ۲۳۰ قمری) آن را بیان کرده است. در نتیجه نقل منفرد بوده و اعتباری ندارد.ثانیاً دیلمیان چندان مردم همنوعدوستی هم نبودهاند. برخی تاریخنگاران گزارش قتل، غارت و راهزنی آنها علیه ایرانیهای قبل و بعد از اسلام را نقل کردهاند.ثالثاً دیلم هیچگاه به دلیل سپر بودن کوهها فتح نشد. برخی شیعیان در طی سالها، از دست خلفای عباسی به آنجا فرار کرده و اینگونه به مرور دیلمیان، بدون زور و اجبار، شیعه شدند.علاوه بر این، حکومت آلبویه از مردم همین شهر نشأت گرفت و همینها عزاداری برای امام حسین(ع) را رواج دادند.🌐 فکرکهایمن | موسوی عقیقی | شمارهی: ۱۱۴۸✅ t.me/fekr_rak%F0%9F%93%B7 instagram.com/mousavi_aghighii
محسن کدیور چند سال پیش دربارهی عبدالکریم سروش سخنانی گفت که به نظرم دربارهی پیامدهای فقهی آن، توجه نداشت و هنوز هم ندارد. او در آخرین پُست تلگرامیاش مجدداً بحث تکفیر کردن یا نکردن سروش را پیش کشیده است، لذا مناسب دیدم مطلب او را بخوانید:t.me/Mohsen_Kadivar_Official/3656%D8%A8%D… این حال هنوز به نوشتهی ۱۳ بهمن ۱۴۰۲ خودم پایبندم که «کدیور، سروش را تکفیر فقهی» کرده است؛ پس مناسب است این مطلب یادآوری شود:t.me/fekr_rak/813%F0%9F%8C%90 فکرکهایمن | موسوی عقیقی | شمارهی: ۱۱۴۷✅ t.me/fekr_rak%F0%9F%93%B7 instagram.com/mousavi_aghighiiمحسن کدیور چند سال پیش دربارهی عبدالکریم سروش سخنانی گفت که به نظرم دربارهی پیامدهای فقهی آن، توجه نداشت و هنوز هم ندارد. او در آخرین پُست تلگرامیاش مجدداً بحث تکفیر کردن یا نکردن سروش را پیش کشیده است، لذا مناسب دیدم مطلب او را بخوانید:t.me/Mohsen_Kadivar_Official/3656%D8%A8%D… این حال هنوز به نوشتهی ۱۳ بهمن ۱۴۰۲ خودم پایبندم که «کدیور، سروش را تکفیر فقهی» کرده است؛ پس مناسب است این مطلب یادآوری شود:t.me/fekr_rak/813%F0%9F%8C%90 فکرکهایمن | موسوی عقیقی | شمارهی: ۱۱۴۷✅ t.me/fekr_rak%F0%9F%93%B7 instagram.com/mousavi_aghighii



