آزادی در روایات و قرآن#محمد_موسوی_عقیقی در روایت صحیحالسندی عمار بن أبیالأحوص از امام جعفرصادق(ع)…
انتشار: 2026/08/09 21:01 UTCدریافت: 2026/08/15 01:04 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:04 UTC
آزادی در روایات و قرآن#محمد_موسوی_عقیقی در روایت صحیحالسندی عمار بن أبیالأحوص از امام جعفرصادق(ع) نقل کرده است که خداوند ایمان را در مراتب هفتگانهای قرار داده: ۱. نیکوکاری ۲. راستگفتاری ۳. یقین ۴.خشنودی ۵. وفاداری ۶. دانش ۷. بُردباری.پیشوای شیعیان سپس ادامه میدهد که اگر کسی این هفتمرتبه را داشته باشد «کامل» است: «فَمَنْ جَعَلَ فِيهِ هَذِهِ اَلسَّبْعَةَ اَلْأَسْهُمِ فَهُوَ كَامِلٌ مُحْتَمِلٌ». اما امام صادق(ع) اگر کسی مراتبی از این هفتگانه داشت را هم از دینداری خارج نمیکند و باور دارد خداوند به برخی هم یک، دو یا سه سهم بخشوده است: «قَسَمَ لِبَعْضِ اَلنَّاسِ اَلسَّهْمَ وَ لِبَعْضٍ اَلسَّهْمَيْنِ وَ لِبَعْضٍ اَلثَّلاَثَةَ».اما در ادامهی روایت، نکتهی مهمی بیان میشود؛ اینکه نباید به عنوان مثال به کسی یک یا دو بخش از مراتب هفتگانه را دارد، بخشهای دیگری را اجبار و الزام کرد. به عبارتی اگر انسانی «نیکوکار و راستگفتار» است، نباید مرتبهی «یقین» یا مراتب بعدی را به او اجبار و الزام نمود و اگر انسانی «یقین» دارد و در کنار آن دارای «دانش و بُردباری» است، نباید «نیکوکاری» را با اجبار و الزام به شخصیت ایمانی او اضافه کرد: «قَالَ لاَ تَحْمِلُوا عَلَی صَاحِبِ اَلسَّهْمِ سَهْمَيْنِ وَ لاَ عَلَی صَاحِبِ اَلسَّهْمَيْنِ ثَلاَثَةً فَتَبْهَضُوهُمْ ثُمَّ قَالَ كَذَلِكَ حَتَّی يَنْتَهِيَ إِلَی اَلسَّبْعَةِ». (الکافی، ج۲، ص۴۲؛ وسائلالشیعه، ج۱۶، ص۱۵۹)علاوه بر این، روایتی که خواندید هیچیک از علائم ایمان را در مناسک و ظواهر شرعی نمیداند و بیشتر «ایمان» را به مثابهی «انسانیت» / «انسانِ خوبتر» عنوان میکند.در روایت دیگری این تفاوت مراتب برای انسانها دو صورت دارد: یکم، کسی که مراتبی از ایمان را دارد؛ دوم، کسی که مراتبی را ندارد ولی حق بهدست آوردن آن را خواهد داشت: «وَ لَوْ لَمْ يَكُنْ لِلسَّابِقِ إِلَی اَلْإِيمَانِ فَضْلٌ عَلَی اَلْمَسْبُوقِ إِذاً لَلَحِقَ آخِرُ». (الکافی، ج۲، ص۴۰؛ تفسیر البرهان، ج۵، ص۲۹۴)در روایت دیگری امام جعفرصادق(ع) ایمان را مانند نردبانی دهپلهای دانسته و بیان داشته که کسی که در پلهی دومِ ایمان دانسته را نباید راند و به او گفت که فاقد ایمان است: «فَلاَ يَقُولَنَّ صَاحِبُ اَلاِثْنَيْنِ لِصَاحِبِ اَلْوَاحِدِ لَسْتَ عَلَی شَيْءٍ» و اگر کسی که به عنوان مثال در مرتبهی سوم است چنین کاری انجام دهد، شخصی که در مرتبهی چهارم است با او چنان میکند. امام سپس دستور میدهد در این مراتب ایمانی، به کسانی که پایینتر از شما قرار دارند چیزی را که طاقت معرفتیاش را ندارد اجبار و الزام نکنید: «وَ لاَ تَحْمِلَنَّ عَلَيْهِ مَا لاَ يُطِيقُ». (الکافی، ج۲، ص۴۴؛ الوافی، ج۴، ص۱۳۱)تمامی این روایات سه اصل کلی را تأیید و تعیین میکند:(۱) ایمان مراتب متعددی دارد و هر انسانی با توجه به معرفت، دانستهها و توانایی در مرتبهای ایستاده است.(۲) نباید در فرآیند ایمان و مصادیق جزئی (روایت اول)، به اجبار و الزام روی آورد.(۳) مراتبی از ایمان هستند که لزوماً با مترهای شرعی ساخته نشدهاند.بر اساس این روایات و اصلهای مستخرج از آن، اگر افراد جامعه انسانهای پایینرتبهتر از خود به لحاظ ایمانی را تقبیح کنند، باعث سقوطِ ایمانی است. از سوی دیگر، اگر بر پایهی این روایات، اصل رفتارِ ایمانی را «عدم اجبار و الزام» بدانیم، اتفاقاً دینداریِ مؤمنانه زمانی پدید میآید که هر انسانی نسبت به مرتبهی خود، با انسانِ در رتبهی پایینتر رفتار غیرتحمیلی داشته باشد و خود او و دیگران با ارادهی آزاد ایمان در مرتبهی بالاتر را «انتخاب» کنند.چهبسا از همین جهت باشد که قرآن به پیامآوراسلام(ص) گوشزد میکند که تو تنها یادآورندهای و حق ایجاد سلطه بر انسانها را نداری: «فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ؛ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ» (غاشیه : ۲۱و۲۲)؛ نیز در آیهی دیگری به پیامآوراسلام تأکید میکند تو نگهبان و وکیل ایمان مردم نیستی: «وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ۖ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ». (انعام : ۱۰۷).🌐 فکرکهایمن | موسوی عقیقی | شمارهی: ۱۱۵۱✅ t.me/fekr_rak%F0%9F%93%B7 instagram.com/mousavi_aghighii



