گروه خشن...👇👇👇@farsh_nevesht
انتشار: 2026/07/30 17:02 UTCویرایش: 2026/07/31 23:59 UTCدریافت: 2026/08/05 18:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 18:22 UTC
گروه خشن...👇👇👇@farsh_nevesht
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — farsh_nevesht
درجا زدن یا عقبگرد قصد ندارم درباره شباهت چشمگیر پوسترهای نمایشگاه فرش ۳۲ و ۳۳، یا تکرار همین الگو در دورههای پیشین صحبت کنم؛ چراکه این موضوع برای اهل فن بهروشنی قابل مشاهده است.اما پرسشی از رئیس محترم مرکز ملی فرش که دغدغه تحول در این صنعت را دارند، دارم: آیا شایسته است برای رویدادی با چنین اهمیتی، همچنان از افراد و الگوهای تکراری استفاده شود؟ آیا نمیتوان متفاوت اندیشید و زمینه را برای خلق ایدههایی تازه و رویکردهایی نو فراهم کرد؟اگرچه مسئول محترم روابط عمومی مرکز ملی فرش ایران توضیحات مفصلی درباره پوستر سیوسومین نمایشگاه ارائه کردهاند، اما در مواجهه با پوستر سیودوم، بخش مهمی از این توضیحات اعتبار و کارکرد خود را از دست میدهد؛ زیرا مخاطب پیش از هر توضیحی با تصویر مواجه میشود و آنچه میبیند، بیش از هر سخنی در ذهن او باقی میماند.این پوستر گواه آن است که اگرچه صندلی ریاست تغییر کرده و فرد دیگری مسئولیت مدیریت حوزه فرش را بر عهده گرفته است، اما در ساختار، نگاه و رویکردها تغییری رخ نداده است؛ افراد تغییر کردهاند، اما ساختار همچنان ناکارآمد و بر مدار گذشته حرکت میکند.@farsh_neveshtدرجا زدن یا عقبگرد قصد ندارم درباره شباهت چشمگیر پوسترهای نمایشگاه فرش ۳۲ و ۳۳، یا تکرار همین الگو در دورههای پیشین صحبت کنم؛ چراکه این موضوع برای اهل فن بهروشنی قابل مشاهده است.اما پرسشی از رئیس محترم مرکز ملی فرش که دغدغه تحول در این صنعت را دارند، دارم: آیا شایسته است برای رویدادی با چنین اهمیتی، همچنان از افراد و الگوهای تکراری استفاده شود؟ آیا نمیتوان متفاوت اندیشید و زمینه را برای خلق ایدههایی تازه و رویکردهایی نو فراهم کرد؟اگرچه مسئول محترم روابط عمومی مرکز ملی فرش ایران توضیحات مفصلی درباره پوستر سیوسومین نمایشگاه ارائه کردهاند، اما در مواجهه با پوستر سیودوم، بخش مهمی از این توضیحات اعتبار و کارکرد خود را از دست میدهد؛ زیرا مخاطب پیش از هر توضیحی با تصویر مواجه میشود و آنچه میبیند، بیش از هر سخنی در ذهن او باقی میماند.این پوستر گواه آن است که اگرچه صندلی ریاست تغییر کرده و فرد دیگری مسئولیت مدیریت حوزه فرش را بر عهده گرفته است، اما در ساختار، نگاه و رویکردها تغییری رخ نداده است؛ افراد تغییر کردهاند، اما ساختار همچنان ناکارآمد و بر مدار گذشته حرکت میکند.@farsh_nevesht
چماق برای کوچکترها، مدارا با بزرگترهاامروز خبر اقدام مرکز ملی فرش برای افزایش مهلت بازگرداندن ارز حاصل از صادرات فرش دستباف به ۱۵ ماه را خواندم. هرچند امیدوارم این گام فرجی برای فعالان این حوزه باشد، اما نکتهای اساسی خطاب به مسئولان بانک مرکزی باقی است.رقم صادرات فرش ایران در سال گذشته حدود ۳۸ میلیون دلار بود و اگر مجموع صادرات پنج سال اخیر را هم حساب کنیم، شاید به ۲۰۰ میلیون دلار نرسد. این در حالی است که طبق گزارشهای رسمی (از جمله گزارش رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس)، از سال ۱۳۹۷ تاکنون حدود ۱۳۰ میلیارد دلار ارز صادراتی به کشور بازنگشته است!پرواضح است که این حجم عظیم از ارز بازنگشته، بههیچ وجه متعلق به صنایع خرد، هنری و سنتی مثل فرش نیست؛ دانهدرشتهایی هستند که با وجود بهرهمندی از رانتهای گوناگون، از رفع تعهد شانه خالی میکنند. اما تعجبآور است که بانک مرکزی بهجای آنها، با سیاستهای یکسانانگارانه و صلب، پا بر گلوی هنر-صنعت فرش گذاشته و زیان آن را به سفره بیش از یک میلیون بافنده و فعال این زنجیره تحمیل کرده است.این رویکرد، یک ناداواری آشکار در سیاستگذاری پولی را نشان میدهد. تسری دادن یک سیاست ناکارآمد به صنعت فرش دستباف (که مجموع صادرات سالانه آن حتی به یکدهم درصد این ارقام هم نمیرسد) حاصلی جز مسدود کردن مسیر تجار شناسنامهدار، سوق دادن تجارت به مسیرهای غیررسمی و در نهایت فلج کردن یک برند ملی نداشته است. قفل کردن تجارت خرد به پای بیانضباطی ارزی بزرگان، نمونه بارز «آتش زدن قیصریه به خاطر یک دستمال» است.@farsh_nevesht
امان از روز بی رویا....@farsh_nevesht
لاله سرخگاهی در میان آثار هنری همسایگان ایران، با تزییناتی مواجه میشوم که تماشای آنها برایم لذتی خاص دارد؛ آثاری که گاه احساس میکنم از نظر ظرافت و کیفیت اجرا، نمونه مشابهشان را در آثار ایرانی کمتر میتوان یافت.این قاب کاشی متعلق به چینلی مسجد در استانبول است. رنگبندی آن، سبک سفالینههای باشکوه ایزنیک را در ذهن تداعی میکند و گلهای شاهعباسی و برگهای کنگریِ آن نیز شباهتهایی آشکار با آثار دوره صفوی ایران و هند گورکانی دارند.بااینحال، هنرمند عثمانی با ابتکاری ظریف و در عین حال جذاب، اثر را از نمونههای مشابه متمایز کرده و هویتی مستقل به آن بخشیده است: استفاده از گلهای لالهٔ سرخرنگ برای تزیین فضای درون برگهای کنگری.به نظر من، ظرافت و دقت اجرای این اثر، در برخی جنبهها حتی فراتر از نمونههای مشابه در مساجد عصر صفوی اصفهان است؛ نکتهای که بار دیگر نشان میدهد هنرمندان عثمانی، در مواجهه با الگوها و عناصر تزیینی مشترک جهان اسلام، چگونه توانستهاند با خلاقیت و ذوق بصری خود، زبان هنری مستقلی بیافرینند.@farsh_neveshtلاله سرخگاهی در میان آثار هنری همسایگان ایران، با تزییناتی مواجه میشوم که تماشای آنها برایم لذتی خاص دارد؛ آثاری که گاه احساس میکنم از نظر ظرافت و کیفیت اجرا، نمونه مشابهشان را در آثار ایرانی کمتر میتوان یافت.این قاب کاشی متعلق به چینلی مسجد در استانبول است. رنگبندی آن، سبک سفالینههای باشکوه ایزنیک را در ذهن تداعی میکند و گلهای شاهعباسی و برگهای کنگریِ آن نیز شباهتهایی آشکار با آثار دوره صفوی ایران و هند گورکانی دارند.بااینحال، هنرمند عثمانی با ابتکاری ظریف و در عین حال جذاب، اثر را از نمونههای مشابه متمایز کرده و هویتی مستقل به آن بخشیده است: استفاده از گلهای لالهٔ سرخرنگ برای تزیین فضای درون برگهای کنگری.به نظر من، ظرافت و دقت اجرای این اثر، در برخی جنبهها حتی فراتر از نمونههای مشابه در مساجد عصر صفوی اصفهان است؛ نکتهای که بار دیگر نشان میدهد هنرمندان عثمانی، در مواجهه با الگوها و عناصر تزیینی مشترک جهان اسلام، چگونه توانستهاند با خلاقیت و ذوق بصری خود، زبان هنری مستقلی بیافرینند.@farsh_nevesht
سیاهکاری یا سیاهلشکر...استاد فرمودهاند: «نباید اجازه داد آخرین دارهای قالی خاموش شوند.»حال راهکارشان چیست؟«حضور پررنگ مردم در نمایشگاه فرش تهران و حمایت از بافندگان.»نخست آنکه اگر اوضاع فرش ایران به جایی رسیده است که تنها چند دار قالی باقی مانده، شاید بهتر باشد بگذاریم در این دمِ آخر، آسوده باشند و بیش از این کاری به کارشان نداشته باشیم!دوم آنکه فرض کنیم مردم میلیونی در نمایشگاه فرش تهران حاضر شوند؛ وقتی توان و قدرت خرید ندارند، این حضور چه سودی برای فرش ایران و بافندگان آن خواهد داشت؟مسئله فرش ایران با حضور تماشاگر و سیاهلشکر در نمایشگاه حل نمیشود. راهکار درست را هم بازاریان میدانند، هم مرکز ملی فرش ایران و هم تمام کسانی که سالها در این حرفه استخوان خرد کردهاند. مشکلات فرش ایران را نمیتوان با چند جمله شعاری و توصیههای مضحک برطرف کرد.شاید سکوت، بهجای بیان سخنان سطحی، ارزشمندتر باشد؛ زیرا سخنان شعاری، پیش از آنکه مشکلی را حل کنند، از اعتبار و جایگاه گوینده میکاهند.@farsh_nevesht
👆👆👆محراب چینلی مسجدبرخی از قالیهای سجادهای که در سدههای ۱۸ و ۱۹ م/۱۲ و ۱۳ق در نواحی مختلف آناتولی بافته شدهاند، دارای طاق محرابی با ساختاری پلکانی هستند. این الگوی پلکانی را میتوان یکی از ویژگیهای قابلتوجه قالیهای محرابی آناتولی دانست؛ درحالیکه در نمونههای ایرانی و هندی هم دوره با این آثار، طاق محراب معمولاً بهصورت بند اسلیمی ساده یا مضرس اجرا میشود.همیشه برایم این پرسش مطرح بود که عثمانیها چگونه از قوسهای ساده و متعارف به چنین فرم پلکانیای در طاق محراب رسیدند. امروز، با دیدن محراب زیبای مسجد چینلی (Cinili Mosque) در استانبول، شاید بتوان سرنخ این تحول را در معماری و هنر کاشیکاری عثمانی جستوجو کرد.این مسجد در میانه سده ۱۷ م/۱۱ ق، به حمایت کوسم سلطان (Kösem Sultan)، مشهور به ماهپیکر سلطان، در استانبول ساخته شد. محراب آن را میتوان یکی از نمونههای شاخص هنر عثمانی دانست؛ محرابی که تزیینات و برخی نقوش آن، اشتراکات قابلتوجهی با هنر ایرانی دارد. بااینحال، آنچه بیش از همه توجه مرا جلب میکند، فرم پلکانی طاق محراب است؛ فرمی که میتوان آن را از نمونههای شاخص معماری و تزیینی مؤثر بر شکلگیری الگوی طاق محراب پلکانی در قالیهای محرابی آناتولی در دورههای بعد دانست.نمونهای از این ساختار را میتوان در سجادهای متعلق به سده ۱۹ م/۱۳ ق، بافت مُجور (Mücür)، مشاهده کرد که امروزه در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری میشود. فرم پلکانی طاق محراب در این سجاده، شباهت قابلتوجهی با ساختار محراب مسجد چینلی دارد و میتواند در بررسی روند شکلگیری و تداوم این الگو در قالیهای محرابی آناتولی مورد توجه قرار گیرد.پ.ن: بنا بر نوشتههای ویکی پدیا، از جمله موقوفات این مسجد، بویوک والدهخان/ The Büyük Valide Han به معنای «کاروانسرای بزرگ مادر سلطان» است. بنا بر یادداشتهای سیسیل ادواردز این سرا یکی از مقاصد صادراتی تجار تبریز برای ارسال فرشهای ایرانی به اروپا در سده ۱۹م/۱۳ق بوده است.@farsh_nevesht


