وقتی سنت، به تکرار تعبیر میشود...چندی پیش یکی از استادان ارجمند و تحصیلکرده مجموعۀ فرش آستان قدس…
انتشار: 2026/07/22 11:54 UTC
وقتی سنت، به تکرار تعبیر میشود...چندی پیش یکی از استادان ارجمند و تحصیلکرده مجموعۀ فرش آستان قدس رضوی با بنده تماس گرفتند و با حوصله، توضیحاتی درباره شیوۀ جدید مدیریت و تولید در شرکت فرش آستان قدس رضوی ارائه کردند. به گفتۀ ایشان، این مجموعه در سالهای اخیر از حمایتهای گذشته برخوردار نبوده و مدیران و کارکنان آن کوشیدهاند با اتکا به توان خود، مسیر فعالیت را ادامه دهند. همچنین به وبسایت، کانال تلگرامی و صفحه اینستاگرامی شرکت، تنوع تولیدات و برونسپاری بخشی از سفارشهای بافت به مناطق دیگر اشاره کردند.در ادامه، گفتوگو به موضوع طراحی فرش پرداختند. ایشان توضیح دادند که بنا به درخواست حرم مطهر رضوی، طرحهای مورد استفاده تغییر نمیکند و همان نقشههای گذشته بار دیگر بافته میشوند. علت را جویا شدم. پاسخ دادند که هماهنگی بصری رواقها و ایوانها ایجاب میکند هنگام شستوشو یا تعویض فرشها، نمونهای با همان نقش، رنگ و ابعاد جایگزین شود تا انسجام فضایی مجموعه حفظ گردد. این استدلال، از منظر کارکردی، قابل تأمل و منطقی است.پس از این گفتوگو، نگاهی به وبسایت شرکت انداختم. بخشی از فرشهایی که درباره آنها توضیح داده شده بود، در سایت دیده میشد؛ اما بیشتر آنها فرشهای دست دوم بودند و از تولیدات نو، جز چند فرش کوچک، تابلوفرش ادعیه و تعدادی قاب کوچک یا گل فرش، اثر شاخصی به چشم نمیخورد؛ آثاری که از نظر طراحی، تازگی، هویت بصری و جذابیت هنری، انتظار مخاطب را برآورده نمیکنند.اما سخن اصلی همچنان باقی است.به گمان من، مسئلۀ اصلی این مجموعه، وفاداری به سنت نیست؛ بلکه تلقی نادرست از مفهوم سنت است. سنت یعنی تداوم همراه با آفرینش، نه تکرار بیپایان. اگر قرار بود میراث هنری ایران تنها با تکرار حفظ شود، امروز تفاوتی میان طرح و نقشمایههای سدهٔ ۶ق/۱۲م و آثار دوران معاصر وجود نداشت. آنچه این میراث را زنده و پویا نگاه داشته، جسارت هنرمندانی است که بیآنکه از اصالت فاصله بگیرند، راهی تازه گشودهاند.بر همین اساس، معتقدم این مجموعه در حوزۀ طراحی، بیش از آنکه رویکردی خلاقانه و جسور داشته باشد، به تکرار الگوهای آزمودهشده گرایش دارد؛ و برای این باور، دلیل دارم.کافی است در صحنهای حرم مطهر رضوی قدم بزنیم. از کاشیکاریهای دورۀ تیموری تا آثار عصر پهلوی، سیر تحول طراحی، ترکیببندی و رنگ بهروشنی دیده میشود. حتی در صحنهای احداثشده طی دهههای اخیر نیز تفاوت زبان طراحی و رنگآمیزی از دهۀ هفتاد تا اواخر دهۀ نود شمسی کاملاً مشهود است. این یعنی طراحان کاشی، با وجود پایبندی به سنت، ضرورت تحول و آفرینش را دریافتهاند. شاید بتوان به کیفیت طراحی، رنگبندی و ساخت بیشتر آثار جدید نقدهایی وارد کرد، اما اصل حرکت به سوی طراحی تازه، انکارناپذیر است.اکنون این پرسش مطرح میشود که چرا همین نگاه در شرکت فرش آستان قدس رضوی کمتر دیده میشود؟ مجموعهای که تنها چند صد متر با کارخانه کاشی رضوی فاصله دارد، چرا در زمینۀ طراحی همچنان با احتیاط گام برمیدارد و کمتر به خلق آثاری ماندگار و متناسب با نیاز و ذوق امروز میاندیشد؟ اگر حفظ یکپارچگی بصری رواقها و ایوانها، بازبافی نقشههای گذشته را ضروری میکند، آیا این ضرورت باید به تمامی تولیدات شرکت نیز تعمیم یابد؟ آیا نمیتوان در کنار حفظ فرشهای مورد نیاز حرم، عرصهای برای آفرینش طرحهای نو، فاخر و ماندگار گشود؟پ.ن. ۲:دربارۀ محصولاتی که با عنوان «گلفرش» عرضه میشوند نیز بد نیست مسئولان هنری این مجموعه، نگاهی به تولیدات سالهای اخیر قم داشته باشند. فرشهای کوچکبافتی که با رجشمار بالا و طراحی کامل، عملاً در جایگاه یک تابلوفرش اصیل قرار میگیرند. ارزش این آثار تنها در ظرافت بافت نیست، بلکه در کامل بودن طرح، کیفیت اجرا و هویت هنری آنهاست؛ ویژگیهایی که آنها را به گزینهای ارزشمند برای هدیه، مجموعهداری و آذینبخش دیوارها تبدیل کرده است.در مقابل، بسیاری از گلفرشهای تولیدی این مجموعه، دستکم از منظر طراحی و بافت، فاقد ظرافت، اصالت و ماندگاری لازم هستند. مگر آنکه هدف از تولید آنها صرفاً بهرهگیری از احساسات مذهبی زائران باشد؛ هدفی که حتی اگر از منظر اقتصادی توجیهپذیر باشد، از منظر هنر و میراث فرهنگی نیز نمیتواند اثری ماندگار و ارزشمند پدید آورد.@farsh_nevesht


