📚تجملات و عرفان✖️عرفان در میان ایرانیان همواره از احترام ویژهای برخوردار بوده است؛ نه از آن رو که…
انتشار: 2026/08/01 15:38 UTCدریافت: 2026/08/15 03:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:08 UTC
📚تجملات و عرفان✖️عرفان در میان ایرانیان همواره از احترام ویژهای برخوردار بوده است؛ نه از آن رو که ایرانیان کُنه دغدغه عارفان را درک کرده باشند، بلکه این بیشتر به سبب شیوه فریبنده بیان عرفا در طول تاریخ است. مواجهه عموم مردم با تمایلات اهل عرفان(۱)، بیش از آنکه بر فهم اندیشههای عرفانی استوار باشد، با غزلهای خوشآهنگ و دلنشین شکل گرفته است؛ غزلهایی که از غنای ادبی کمنظیری برخوردارند و زبان رمزآلود و لفافهگوی عرفانی، فهم مقصود گوینده را برای بسیاری از مخاطبان دشوار میکند.با این حال، عرفان در مجموع زندگی ساده و بیآلایش را ترویج میکند و در پی پرورش انسانی است که به قول معروف «آزارش به مورچه هم نرسد»؛ انسانی که در گوشهای به راز و نیاز مشغول است، سرمست عشق الهی، چشمانتظار دریده شدن تن فانی و رهایی روح ابدی و بیاعتنا به مال و متاع دنیا. در نهایت نیز عرفان میگوید سعادت آدمی با دل بستن به دنیا به چنگ نمیآید.(۲)اگر عقل را در ارزیابی توصیههای اهل عرفان دخیل نکنیم و صرفاً با احساس پذیرای این آموزهها باشیم، خسارتی سنگین به اندیشهورزی وارد کردهایم؛ خسارتی که بیشک اکنون نیز در حال تجربه کردن آن هستیم. برای مشاهده آثارش کافی است نگاهی به شرایط اجتماعی و سیاسی ایران بیندازیم.✖️به نظر میرسد از منظر روانشناختی نیز به سادهزیستی، زندگی بدون رفاه، عزلتنشینی و نداری گرایش فراوانی داریم؛ وگرنه چه توضیح دیگری میتوان برای توفیق و ماندگاری اندیشه عرفانی در طول تاریخ یافت؟در مواردی که به آنها اشاره شد، نوعی ارزشگذاری اخلاقی نهفته است؛ گویی فرد ندار و فقیر یا انسان سادهزیست، لزوماً اخلاقیتر از دیگران است و از آن سو، ثروت و تجملات زندگی اساساً اموری شیطانی و پلید به شمار میروند. مسئله دقیقاً از همینجا آغاز میشود. هرچند شهود اخلاقی بسیاری از ما این سبک زندگی را تمجید میکند، اما هنگامی که به عمق مسئله میرویم، با چالشهای فراوانی مواجه میشویم.آقای خمینی میگوید:«ما باید کوشش کنیم که اخلاق کاخنشینی را از این ملت بزداییم. اگر بخواهید ملت شما جاوید بماند و اسلام را آنطوری که خدای تبارک و تعالی میخواهد در جامعه ما تحقق پیدا کند، مردم را از آن خوی کاخنشینی به پایین بکشید.»(۳)آن زندگی کسالتباری که اهل عرفان تبلیغ میکنند، هیچگاه نمیتواند منشأ بهبود دنیای پیرامون ما باشد. هنگامی که تلقی انسان از جهان این باشد که جسم زندانی برای روح است و این دنیا سرایی ناپایدار و سرشار از دونمایگی، دیگر نمیتوان به فکر یافتن راهکارهایی برای ترقی و بهبود زندگی در همین دنیا بود.ریاضتکشی دنیوی(۴) به هیچ عنوان نمیتواند در توسعه سیاسی، اقتصادی، هنری و اجتماعی به ما کمکی کند. در بخش مهمی از اندیشه مدرن، برخورداری مادی، رفاه و کوشش برای بهبود زندگی دنیوی اموری مشروع تلقی میشوند و فقر، صرفاً به سبب فقر بودن، واجد ارزش اخلاقی دانسته نمیشود. اما در اندیشه آقای خمینی دقیقاً خلاف این نگرش نقش بسته است. کوخنشینی از ارزش بالایی برخوردار است و زندگیای ستوده میشود که در آن تجمل، زیبایی و زرق و برق هیچ نقشی ندارند. فرد تنها ناچار است خود را در برابر ملکوت الهی خوار و خاکسار کند.به تبع آن، هرگز نمیتوان فردیتی نیرومند از چنین اندیشهای استخراج کرد. برای رسیدن به فردگرایی باید به آزادی انسانها برای دنبال کردن تمایلات و خواستههای خود معتقد بود؛ انسانها باید بتوانند آسایش و رفاه خویش را تعقیب کنند و برای بهبود کیفیت زندگی خود بکوشند. دستوپا زدن در فقر و بیاهمیت شمردن دنیا و امور دنیوی، هیچگاه جامعهای را به فردگرایی نمیرساند.باید پذیرفت که آسایش و ثروت، فینفسه، امور مطلوبی هستند.✖️برنارد مندویل، یکی از نویسندگان برجسته دوران روشنگری، اشاره میکند که با ریاضتکشی و سرکوب امیال طبیعی نمیتوان به رفاه دست یافت. او بر این باور است که حرص تولید و میل به ایجاد وسایل سودمند، انگیزه اختراع را پدید میآورند و این تولیدکنندگان و سازندگاناند که کالا و تجارت را برپا نگه میدارند. در پناه ثروت هنگفت است که انساندوستی و خلق آثار برجسته هنری امکانپذیر میشود.آنجا که عالمان الهی مردم را به ریاضت و بینیازی فرامیخواندند، مندویل آنان را به تجمل(۵) ترغیب میکرد و میگفت عشق به تجمل، ریشه تمدن و صنعت است. هرگاه از تجمل چشم بپوشیم، به روزگار توحش بازخواهیم گشت.(۶)✍️ اشکان بابادی یادداشتها۱. تعبیر «اهل عرفان» را در معنایی گسترده به کار بردهام و به طور کلی نهاد روحانیت را نیز در نظر دارم.۲. توجه کنید به شعر مولانا:من از اقلیم بالایم، سر عالم نمیدارمنه از آبم، نه از خاکم، سر عالم نمیدارماگر بالاست پراختر، وگر دریاست پرگوهروگر صحراست پرعبهر، سر آن هم نمیدارم۳. نگاه کنید به صحیفه نور، جلد ۱۷، برگ ۲۱۷.۴. ریاضتکشی یا Asceticism، بنا بر تعریف انجمن روانشناسی آمریکا، ویژگی یا سبک زندگیای است که با سادگی، چشمپوشی از لذتهای جسمانی و کالاهای دنیوی، کنارهگیری اجتماعی و انضباط شخصی شدید مشخص میشود.۵. منظور از تجمل، دلبستگی به هر آن چیزی است که بیش از ضروریات اولیه زندگی باشد.۶. اثر مشهور مندویل، افسانه زنبورهای عسل، به نقل از ویل دورانت، تاریخ تمدن، جلد نهم، برگ ۶۸.@iraneazadvaabad
