سخنرانی در سوپر گروه علمی modern_cogitation عنوان سخنرانى: سفر طواف؛گردش به دور ایران درسی روز ارا…
انتشار: 2026/08/16 15:30 UTCدریافت: 2026/08/16 15:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 15:35 UTC
سخنرانی در سوپر گروه علمی modern_cogitation عنوان سخنرانى: سفر طواف؛گردش به دور ایران درسی روز ارائه دهنده : جناب دکتر محمد رضا توکلی صابری، دكتراى داروسازى و فوق دكتراى شيمى پزشكى. زمان:۲۵ مردادماه ساعت: ۲۰ به وقت ایران https://t.me/+391gv9MMpe9hNTI0عنوان سخنرانى: سفر طواف؛ گردش به دور ایران درسی روزامروز ساعت: ۲۰اطلاعاتhttps://t.me/FarazTed/48036
پستهای تلگرام — ⚡️🕊 فرازتد 🕯⚡️
Action bias https://t.me/FarazTed/48075#خطاهای_شناختی سوگیری عملAction bias @FarazTed 💢
#فهرست #مغلطه #خطاهای_شناختی برای توضیحات بیشتر درهر مورد لینکهای فارسی را لمس کنید. لینکها بتدریج افزوده میشوند. 🏮 A AI Literacy Gap - شکاف سواد هوش مصنوعی Absent-mindedness - فراموشی موقت (علمی) - حواسپرتی (عمومی) Action bias - سوگیری…Action bias https://t.me/FarazTed/48075
#نکتهمزدور کسی است که در ازای دستمزد، کار و مأموریتی را که به وی سپرده اند انجام میدهد. مزدور هم میتواند حکومتی باشد و هم غیرحکومتی.مزدور حکومتی از نوع سایبری، موظف است در ازای دریافت مزایا، با ظاهر دلسوزی و دفاع از وطن و حتی مخالف حکومت، موطفند با پرهیز از ریشه یابی اصل مشکل، بصورت غیرمستقیم یا با تفرقه افکنی، از حکومتی غیرمنتخب دفاع کند که دستش به خون جوانان این سرزمین آلوده است.حکومت متعصب دینی و جنایتکار که بخاطر کمک به نابودی کشوری غیرهممرز دیگر، آن نیز به نوعی جنایتکار و در نتیجه دشمن اعلام کردن کشور آمریکا، عملا از آنان دعوت به نابودی کشور خود کرده است. حکومتی که عملا در حال نابودی کشور ایران است.
دین همچون ویروس ذهنچکیده استدلالهای ریچارد داوکینز در مورد ایمان، علم و طراحی هوشمند مقدمه: جغرافیایِ تصادفی 00:00برچسبزنی به کودکان 02:16آناتومیِ ویروس 06:04توهمِ طراحی 11:28خدای حفرهها 15:11صلحِ بزدلانه 17:23ریشهی اخلاق 19:08اصل انساننگر 23:17خدایی که خیلی کوچک است 26:12تنها گونهی بیدار 28:26شعرِ واقعیت 30:42youtube.com/@ganjineh_x
#نظر توضیحات مجید م. t.me/FarazTed/48063 ملکیان جزو معدود اندیشمندان شریف معاصر است که دل در گروه دین داشت اما برخلاف روشنفکران دینی، تلاشی برای توجیه ناکارآمدی و ضعفهای درونی آن نکرد؛ و طبق ادعای خودش از بنیادگرایی افراطی شروع کرد، از روشنفکری و نواندیشی…#پیوست تفاوت نگرش درماتریالیسم، فیزیکالیسم، نچررالیسم، پوزیتیویسمبرای جمع بندی از هوش مصنوعی Grok استفاده کردیم که به پیوست ارایه میشود.👇 ۱. ماتریالیسم (Materialism)- هستهٔ اصلی: همهٔ واقعیت نهایتاً از ماده تشکیل شده است. ذهن، آگاهی، روح و مفاهیم انتزاعی چیزی جز شکلهای پیچیدهٔ ماده نیستند.- تمرکز: روی «ماده» بهعنوان جوهر بنیادین (نه لزوماً فیزیک معاصر). یک ماتریالیست کلاسیک میگوید «اندیشهٔ شما فقط حرکت مولکولهای مغز است». دموکریتوس در یونان باستان یا ماتریالیستهای قرن ۱۸–۱۹ (مثل لامتری) نمونههای کلاسیک هستند. ماتریالیست سنتی میگوید واقعیت «مادی» است. ۲. فیزیکالیسم (Physicalism)- هستهٔ اصلی: همهٔ چیزهای موجود نهایتاً فیزیکی هستند؛ یعنی با قوانین و موجودیتهای فیزیک (جرم، انرژی، میدانها، فضا-زمان و غیره) قابل توضیحاند.- تفاوت با ماتریالیسم: فیزیکالیسم نسخهٔ بهروزتر و گستردهتر ماتریالیسم است. دیگر لازم نیست همهچیز «ماده» باشد؛ میتواند انرژی، اطلاعات فیزیکی، یا حتی ویژگیهای کوانتومی باشد. فیزیکالیسم معمولاً در فلسفهٔ ذهن معاصر استفاده میشود.یک فیزیکالیست میگوید «درد شما همان فعالشدن الگوهای خاصی از نورونها و فرآیندهای فیزیکی مغز است». حتی اگر روزی معلوم شود که آگاهی به ویژگیهای کوانتومی یا میدانهای فیزیکی خاصی وابسته است، فیزیکالیسم همچنان برقرار میماند، در حالی که ماتریالیسم سنتی ممکن است مشکل داشته باشد. فیزیکالیسم نسبت به ماتریالیسم، مفهومی گستردهتر و سازگارتر با فیزیک مدرن است که جایگزین آن شد.۳. نچرالیسم (Naturalism)- هستهٔ اصلی: جهان فقط شامل موجودات و فرآیندهای طبیعی است و فراطبیعی (خدا، روح مجرد، معجزه، علل غیرطبیعی) فقط حاصل تجریدات ذهنی است. و لذا روشهای علمی بهترین راه شناخت واقعیت هستند گرچه این لزوما به آن معنی نیست که مغز انسان توانایی شناخت کامل روابط پدیدههای طبیعی جهان را داشته باشد- تفاوت با دو مورد قبلی: نچرالیسم گستردهتر است. میتواند ماتریالیستی یا فیزیکالیستی باشد، اما الزاماً نیست. تمرکز اصلیاش. رد تاثیر فراطبیعت (خارج از ذهن) از منظر هستی شانسی و تأکید بر طبیعت و تجربه و قوانین و فرصیات علمی از منظر روش شناختی است. یک نچرالیست میگوید «تکامل طبیعی، نه طراحی هوشمند فراطبیعی، توضیحدهندهٔ تنوع گونههاست». بسیاری از دانشمندان معاصر نچرالیست هستند حتی اگر در جزئیات فیزیکالیسم اختلاف داشته باشند. نچرالیسم میتواند شامل دیدگاههایی باشد ویژگیهای نوظهور (emergent) غیرقابلکاهش به فیزیک پایه را میپذیرند، به شرطی که همچنان طبیعی باشند. وجود دارند اما قابل تقلیل به فیزیک نیستند، اما همچنان طبیعیاندنچرالیست معتقد است آگاهی محصول مغز و فرآیندهای طبیعی است. حتی اگر هنوز توضیح کامل آن را نداشته باشیم، راهحل را در مطالعهٔ طبیعی مغز و سیستم عصبی میجوید، نه در وجود روح مجرد.بسیاری از نچرالیستها معتقدند ارزشهای اخلاقی ریشه در طبیعت انسان (تکامل، نیازهای اجتماعی، احساسات) دارند، نه در فرمان الهی یا قوانین فراطبیعی.نچرالیسم از منظر روش شاختی معادل همان ساینتیسم یا «علمزدگی» (scientism) نیست. علمزدگی ادعا میکند علوم دقیقه تنها شکل معتبر دانش است و فلسفه و علوم انسانی بیارزشاند. نچرالیسم معمولاً جایگاهی برای فلسفه، منطق و حتی برخی تأملات مفهومی قائل است. ۴. پوزیتیویسم (Positivism)- هستهٔ اصلی: تنها دانش معتبر، دانشی است که از تجربهٔ حسی و روش علمی بهدست آید. گزارههایی که قابل تأیید تجربی نباشند (متافیزیک، الهیات، بسیاری از ادعاهای اخلاقی) بیمعنا یا بیارزشاند. پوزیتیویسم بیشتر یک نگرش معرفتشناختی و روششناختی است تا یک نظریهٔ هستیشناختی دربارهٔ آنچه وجود دارد. ماتریالیسم/فیزیکالیسم/نچرالیسم دربارهٔ «چه چیزی وجود دارد» حرف میزنند؛ پوزیتیویسم دربارهٔ «چه چیزی میتوان دانست و چگونه باید دانست» حرف میزند. یک پوزیتویست منطقی (مثل اعضای حلقهٔ وین) میگوید جملهٔ «خدا وجود دارد» یا «روح جاودانه است» چون هیچ تجربهٔ حسی ممکنی نمیتواند آن را تأیید یا رد کند، اساساً بیمعناست. اگوست کنت (بنیانگذار پوزیتیویسم کلاسیک) معتقد بود جامعه باید از مرحلهٔ الهیاتی و متافیزیکی عبور کند و به مرحلهٔ علمی-اثباتی برسد.- بیشتر فیزیکالیستها ماتریالیست بهمعنای گسترده هستند.- بیشتر ماتریالیستها و فیزیکالیستها نچرالیست هم هستند.- بسیاری از نچرالیستها و فیزیکالیستها گرایش پوزیتویستی (یا علمیگرایانه) دارند، اما الزامی نیست.- میتوان نچرالیست بود بدون اینکه فیزیکالیست سختگیر بود (مثلاً پذیرش ویژگیهای نوظهور غیرقابلکاهش).- میتوان پوزیتویست بود بدون اینکه لزوماً ماتریالیست باشد (هرچند در عمل اغلب همپوشانی دارند).
#نظر توضیحات مجید م.t.me/FarazTed/48063ملکیان جزو معدود اندیشمندان شریف معاصر است که دل در گروه دین داشت اما برخلاف روشنفکران دینی، تلاشی برای توجیه ناکارآمدی و ضعفهای درونی آن نکرد؛ و طبق ادعای خودش از بنیادگرایی افراطی شروع کرد، از روشنفکری و نواندیشی دینی گذشت و تا جایی رسید که به گفته خودش به هیچ دینی به طور کامل پايبند نیست. { در موضع کنونی} وی تمام حقیقت را نیز در طبیعت و ماتریالیسم و استدلال گرایی عقلانی نمیبیند؛ پس برای رهایی از این تناقض، پروژهی "معنویت و عقلانیت" را شروع کرد (فکر کنم اوایل دهه هشتاد) که در میانه دینداری و نگاه ماتریالیستی و طبیعتگرایانه محض قرار داشت. ملیکان علتالعلل بسیاری از دردها و رنجهای فردی و تاریخی بشر را، ناتوانی در جمع میان عقلانیت و معنویت مسیداند؛ یا عقلانیت داشتهایم به قیمت فدا کردن معنویت، یا معنویت داشتهایم به قیمت فدا کردن عقلانیت. زندگی آرمانی (که از دید ملکیان سه ویژگی خوب، خوش و ارزشمند /اصیل بودن را دارد) تنها با جمع این دو حاصل میشود؛ به همین دلیل، تلاش ایشان در آخرین مراحل تطور و دگردیسی اندیشهاش، معطوف به جمع عقلانیت و معنویت بوده است.ایشان در این دو سخنرانی سعی دارد به همه دلالتهای معنویت که در واقع عصاره پروژه فکری ایشان است به طور خلاصه اشاره کند با معرفی و تشریح بیست دلالت معنویت آن را به روزرسانی کند. او میگوید از آنجاییکه این معنویت کاملا مجزا و متمایز از دین تاریخی و سنتی است پدیدهای جدید با عمری نزدیک به ۱۵۰ سال است و پیش.تر از آن تنها نمونه های کمی داریم مثل ابوالعلا معری (که شخص مورد علاقه ملکیان است) که بدون دینورزی با معنویت و عقلانیت زیستهاند. ملیکان باور دارد تا پیش از این برای انسان دو گزینه وجود داشت:یک: باقی ماندن در دین تاریخی/نهادی (حتی اگر میخواست معنوی باشد باید از فیلتر دین دلالتهای معنوی را میگذراند).دوم: روی آوردن به جهانبینی کاملاً مادهگرایانه (ماتریالیسم، فیزیکالیسم، نچررالیسم، پوزیتیویسم و مانند آن).ملکیان به تبعیت از فیلسوفان یک قرن اخیر راه سومی را معرفی و برمیگزیند؛ راهی میانه، که روح و گوهر ارزشمند ادیان را حفظ میکند، اما آن را از طریق سه فیلتر تصفیه میکند:سازگاری با عقلانیت،سازگاری با اخلاق جهانی،سازگاری با حقوق بشر.یعنی معنویت برخلاف دین با این سه مهم سازگار است.بسیاری از این دلالتهای بیستگانه برایم قابل درک نبود و پذیرش آنها سخت و حتی ناممکن مینمود، اما تردیدی نیست که تمام آنها قابل تامل هستند و ارزش درنگ دارند.#پاسخسپاس از توضیحات و معرفی لینک سخنرانی.البته باید توجه داشت که پیش فرض ضمنی ایشان، تعارض یا نقص دیدگاه صرفا طبیعت گرایانه(بقول ایشان ماتریالیستی مادی) با معنویت (به معنایی خاص دیدگاه کل گرایانه به هستی، هدفمندی زندگی، مهرورزی به دیگران) می باشد. شاید این امر در جوامع غیرتوسعه یافتهای چون ایران بیشتر صدق کند.دین خویی که شاید روزی دست ازنسل های آینده ایران بردارد و یک فیلسوف ایرانی برای استدلال متوسل به حکایت و استعاره و نقل قول بزرگان و اشعار شاعران نشود. اما در جهان امروز معنویت و عقلگرایی در غرب و شرق (چون چین و ژاپن) آمیخته شده است یدون آنکه نیازی به تعریف داشته باشد. انسانهای بیخدا اما متعهدی هستند که در عین حال برای بهبودی زندگی تلاش میکنند؛ اما فعالیت این قشر بدلیل آنکه متعلق به نهاد خاصی نیست نمود خاصی ندارد. از اینجهت میتوان سکولارهای بیدین (نه ضد دین) همچون اسپینوزا، اینشتین، برتراندراسل، بودا را از این قماش دانست. البته که برخلاف ذهنیت قداستجوی دینی، هیچکس بدون نقص و مقدس و مصون از خطا یا نقد نیست. و بقول بودا انسان باید خود پناه خویشتن باشید و در هیچکسی پناه نجویید. همچنین با الهام از نیچه باید آگاه باشیم که هیچ راه میانه و استانداردی وجود ندارد. راه شما با دیگران یکی نیست. راه شماست حتی اگر دیگران آنرا افراطی بنامند. راهی که باید همچون یک هنرمند آنرا بگونهای طراحی کنید که احساس رضایت و افتخار را در شما ایجاد کند.امید که روزی این پتانسیل مهرورزی بیدریغ بدون توجه به مهملات ماورایی از طریق آموزش و پرورش در نسل جدید نهادینه شود.اما از آنجا که چند مکتب فکری نام بردید بد نگاهی به تفاوت ظریف این نگرشها داشته باشیم.#نظراز اشتباهات رایج اینست که بودا رابیخدا و طبیعت گرا تصور می کنند. در حالیکه بودا به خدایان هندو اعتقاد داشت و فقط تفسیر متفاوتی از آنها ارائه داد.#پاسخطبیعت گرایی نگرشی جدید است.منظور از «خدا» اینجا همان خدایی است که امروزه بصورت عمومی شناخته می شود.خدایی که جهان را آفرید. هدفی را پیگیری میکند. با انسان در ارتباط است و پاداش و جزا میدهد از این منظر، بودا بیخدا (نه آتئیسم) بود. می گفت خدایان بکار خود مشغولند و ارتباطی با انسان ندارند.
