#نظر توضیحات مجید م.t.me/FarazTed/48063ملکیان جزو معدود اندیشمندان شریف معاصر است که دل در گروه دین…
انتشار: 2026/08/16 10:19 UTCدریافت: 2026/08/16 15:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 15:35 UTC
#نظر توضیحات مجید م.t.me/FarazTed/48063ملکیان جزو معدود اندیشمندان شریف معاصر است که دل در گروه دین داشت اما برخلاف روشنفکران دینی، تلاشی برای توجیه ناکارآمدی و ضعفهای درونی آن نکرد؛ و طبق ادعای خودش از بنیادگرایی افراطی شروع کرد، از روشنفکری و نواندیشی دینی گذشت و تا جایی رسید که به گفته خودش به هیچ دینی به طور کامل پايبند نیست. { در موضع کنونی} وی تمام حقیقت را نیز در طبیعت و ماتریالیسم و استدلال گرایی عقلانی نمیبیند؛ پس برای رهایی از این تناقض، پروژهی "معنویت و عقلانیت" را شروع کرد (فکر کنم اوایل دهه هشتاد) که در میانه دینداری و نگاه ماتریالیستی و طبیعتگرایانه محض قرار داشت. ملیکان علتالعلل بسیاری از دردها و رنجهای فردی و تاریخی بشر را، ناتوانی در جمع میان عقلانیت و معنویت مسیداند؛ یا عقلانیت داشتهایم به قیمت فدا کردن معنویت، یا معنویت داشتهایم به قیمت فدا کردن عقلانیت. زندگی آرمانی (که از دید ملکیان سه ویژگی خوب، خوش و ارزشمند /اصیل بودن را دارد) تنها با جمع این دو حاصل میشود؛ به همین دلیل، تلاش ایشان در آخرین مراحل تطور و دگردیسی اندیشهاش، معطوف به جمع عقلانیت و معنویت بوده است.ایشان در این دو سخنرانی سعی دارد به همه دلالتهای معنویت که در واقع عصاره پروژه فکری ایشان است به طور خلاصه اشاره کند با معرفی و تشریح بیست دلالت معنویت آن را به روزرسانی کند. او میگوید از آنجاییکه این معنویت کاملا مجزا و متمایز از دین تاریخی و سنتی است پدیدهای جدید با عمری نزدیک به ۱۵۰ سال است و پیش.تر از آن تنها نمونه های کمی داریم مثل ابوالعلا معری (که شخص مورد علاقه ملکیان است) که بدون دینورزی با معنویت و عقلانیت زیستهاند. ملیکان باور دارد تا پیش از این برای انسان دو گزینه وجود داشت:یک: باقی ماندن در دین تاریخی/نهادی (حتی اگر میخواست معنوی باشد باید از فیلتر دین دلالتهای معنوی را میگذراند).دوم: روی آوردن به جهانبینی کاملاً مادهگرایانه (ماتریالیسم، فیزیکالیسم، نچررالیسم، پوزیتیویسم و مانند آن).ملکیان به تبعیت از فیلسوفان یک قرن اخیر راه سومی را معرفی و برمیگزیند؛ راهی میانه، که روح و گوهر ارزشمند ادیان را حفظ میکند، اما آن را از طریق سه فیلتر تصفیه میکند:سازگاری با عقلانیت،سازگاری با اخلاق جهانی،سازگاری با حقوق بشر.یعنی معنویت برخلاف دین با این سه مهم سازگار است.بسیاری از این دلالتهای بیستگانه برایم قابل درک نبود و پذیرش آنها سخت و حتی ناممکن مینمود، اما تردیدی نیست که تمام آنها قابل تامل هستند و ارزش درنگ دارند.#پاسخسپاس از توضیحات و معرفی لینک سخنرانی.البته باید توجه داشت که پیش فرض ضمنی ایشان، تعارض یا نقص دیدگاه صرفا طبیعت گرایانه(بقول ایشان ماتریالیستی مادی) با معنویت (به معنایی خاص دیدگاه کل گرایانه به هستی، هدفمندی زندگی، مهرورزی به دیگران) می باشد. شاید این امر در جوامع غیرتوسعه یافتهای چون ایران بیشتر صدق کند.دین خویی که شاید روزی دست ازنسل های آینده ایران بردارد و یک فیلسوف ایرانی برای استدلال متوسل به حکایت و استعاره و نقل قول بزرگان و اشعار شاعران نشود. اما در جهان امروز معنویت و عقلگرایی در غرب و شرق (چون چین و ژاپن) آمیخته شده است یدون آنکه نیازی به تعریف داشته باشد. انسانهای بیخدا اما متعهدی هستند که در عین حال برای بهبودی زندگی تلاش میکنند؛ اما فعالیت این قشر بدلیل آنکه متعلق به نهاد خاصی نیست نمود خاصی ندارد. از اینجهت میتوان سکولارهای بیدین (نه ضد دین) همچون اسپینوزا، اینشتین، برتراندراسل، بودا را از این قماش دانست. البته که برخلاف ذهنیت قداستجوی دینی، هیچکس بدون نقص و مقدس و مصون از خطا یا نقد نیست. و بقول بودا انسان باید خود پناه خویشتن باشید و در هیچکسی پناه نجویید. همچنین با الهام از نیچه باید آگاه باشیم که هیچ راه میانه و استانداردی وجود ندارد. راه شما با دیگران یکی نیست. راه شماست حتی اگر دیگران آنرا افراطی بنامند. راهی که باید همچون یک هنرمند آنرا بگونهای طراحی کنید که احساس رضایت و افتخار را در شما ایجاد کند.امید که روزی این پتانسیل مهرورزی بیدریغ بدون توجه به مهملات ماورایی از طریق آموزش و پرورش در نسل جدید نهادینه شود.اما از آنجا که چند مکتب فکری نام بردید بد نگاهی به تفاوت ظریف این نگرشها داشته باشیم.#نظراز اشتباهات رایج اینست که بودا رابیخدا و طبیعت گرا تصور می کنند. در حالیکه بودا به خدایان هندو اعتقاد داشت و فقط تفسیر متفاوتی از آنها ارائه داد.#پاسخطبیعت گرایی نگرشی جدید است.منظور از «خدا» اینجا همان خدایی است که امروزه بصورت عمومی شناخته می شود.خدایی که جهان را آفرید. هدفی را پیگیری میکند. با انسان در ارتباط است و پاداش و جزا میدهد از این منظر، بودا بیخدا (نه آتئیسم) بود. می گفت خدایان بکار خود مشغولند و ارتباطی با انسان ندارند.
